ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٦ - و انزاح الباطل عن مقامه،
زيرا چنان كه خانه به وسيله پايهها نگهدارى مىشود و بر روى آن قرار دارد، اهل بيت رسول خدا هم مايه قوام وجودى دين هستند، و به علمشان از آن نگهدارى و حراست مىكنند.
(٥٥١٧٢- ٥٥١٧٠) ٨- آنها پناهگاههاى اسلام هستند، واژه «ولايج» را بطور استعاره بر اهل بيت اطلاق كرده است، زيرا آنان مرجع خلق هستند و جامعه از دست جهل و لو احق آن و از عذاب آخرت، به علم و هدايت، و پيروى از ايشان پناه مىبرد، همان طور كه هر كس داخل نماز مىشود، به آن پناه مىبرد.
(٥٥١٧٧- ٥٥١٧٣) ٩- به وسيله ايشان حق به اصل و بنيان خود برمىگردد، يعنى با خلافت و ولايت امام (ع) حق به سوى اصل و اساس خود بازگشت مىكند.
(٥٥١٨٧- ٥٥١٧٨)
و انزاح الباطل عن مقامه،
اين جمله اشاره به اين مطلب است كه قبل از خلافت و حكومت حضرت، در زمان عثمان، احكام و قوانين بر خلاف شرع اسلام جارى مىشد، زيرا نقل شده است كه عثمان بدعتها در دين گذاشت، و در زمان او بنى اميّه بر بيت المال مسلمانان مسلط شدند و بر خلاف حق در آن دخل و تصرف داشتند كه شرحش در خطبههاى پيش بيان شده است، و با به خلافت رسيدن حضرت، هر حقى به اهلش رسيد، و به اصل و قرارگاه خود بازگشت، و همين حق هر گاه در غير موردش باشد، باطل است، مقام باطل يعنى غير مورد حق، و با ولايت و حكومت امام (ع) باطل از جايگاهش دور شد و زبان كسى كه از باطل طرفدارى مىكند و به باطل سخن مىگويد، با خلافت حضرت، از ريشه بر كنده شد، انقطاع زبان استعاره از ساكت شدن باطل است كه چون از گفتن مىماند شبيه به قطع شده مىباشد و براى تاكيد در انقطاع كلمه من منبته را به عنوان ترشيح براى آن آورده است.
(٥٥١٩٨- ٥٥١٨٨) ١٠- دين را شناختند، شناختن نگهدارى و حفاظت، نه شناختن اين كه حرفى بشنوند و سخنى بگويند، توضيح مطلب آن كه در گذشته، دانستى كه براى