ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٣ - و لو استنطقوا لقالت،
قرار داده اضافه مىكند آنها با افتخار كردن به مردگان خود، گوئى آنها را به زندگى بر مىگردانند.
٢- احتمال دوم آن كه اگر چه همزه استفهامى ندارد ولى (مثل جمله قبل) استفهام انكارى و تقدير آن چنين است: أ يرتجعون منهم بفخرهم، لهم اجسادا خوت: آيا از گورستان مردگانشان به افتخار برمىگردند و حال آن كه جز جسدهايى درهم ريخته و بىحركت نيستند؟
(٥٢٠١٦- ٥٢٠٠٨)
لان يكونوا عبرا احقّ من ان يكونوا مفتخرا،
در اين جمله حضرت، آن سرزنشى را كه در مورد افتخار كردن به نام و نشان مردگان بيان فرموده بود، مورد تاكيد قرار داده است، يعنى اين كه بايد اين اجسام بىجان گذشتگان شما وسيله پند و عبرت شما باشند نه مايه فخر و مباهاتتان، و در حقيقت معناى حمله قبلى را روشن مىكند.
(٥٢٠٤٠- ٥٢٠١٧)
و لأن يهبطوا بهم جناب ذلّة،
اين جمله نيز مؤيّد همان معنا است يعنى اين كه از ديدن گورهاى مردهها بايد انسان متواضع شود و به خوارى خود پى ببرد، كه لازمه آن، كوچكى در برابر عزّت و ارجمندى خداوند است، و اين كه مردگان مايه عبرت باشند خردمندانهتر است از آن كه سبب افتخار و مباهات باشند. كلمه «ابصار» به «عشوه» اضافه شده است، زيرا كه ميان آنها مناسبتى وجود دارد، و آن چنين است كه آنان با ديدههاى دلشان كه پرده ناآگاهى و جهل نسبت به احوال مردگان آن را فرا گرفته بود، به آنها مىنگرند و در اين راه ناآگاهانه و كوركورانه سير مىكنند.
(٥٢٠٥٢- ٥٢٠٤١)
و لو استنطقوا .. لقالت،
يعنى اگر از مردگان راجع به اوضاع پس از مرگ بپرسى، با زبان حال چنين و چنان خواهند گفت.
در زمينه پاسخ مردگان دو احتمال وجود دارد، يكى اين كه از جمله:
لقالت تا ... فيما خرّبوا جواب و زبان حال مردگان باشد، و احتمال دوم، آن كه