ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٧ - تهوى اليه ثمار الافئده،
كامل شده است و احتمال سوم آن است كه منظور از ميوه دلها، چيزهاى خوب و پسنديدهاى است كه از هر جا به مكّه آورده مىشود چنان كه خداوند در قرآن مىفرمايد «وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى [١]» و دليل اضافه شدن ثمار به افئده آن است كه اين امور محبوب و مطلوب دلهاست، و در جاى ديگر مىفرمايد «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ [٢]» و چون واژه هوى كه به معناى ميل داشتن است استعاره مىباشد، كلمه مهاوى خواستگاهها را برايش ترشيح آورده زيرا هر خواستنى خواستگاهى لازم دارد، و لغت عميقه صفت براى فجاج است كه در قرآن مىفرمايد: «يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ [٣]» صفت گودى براى راه وصول به مكّه به علت طولانى بودن راه مكه است و اين كه از دورترين شهرها به آن سرازير مىشوند و جزيرههاى منقطعه به اين دليل است كه دريا آنها را احاطه كرده و از بقيه قسمتهاى زمين جدايش ساخته است كلمه حتّى براى غايت و به معناى لام است و تعبير لرزش شانهها، كنايه از حركات در حال طواف مىباشد زيرا لازمه حركت سريع مىباشد. واژه ذللا جمع ذلول به معناى رام منصوب و حال براى ضمير مستتر در فعل تهرّ مىباشد، و بعضى گفتهاند ممكن است حال از مناكب باشد و جمله يهلّلون نيز در محل نصب است بنا بر حاليت و شعثا و غبرا هم حال از ضمير در يرملون مىباشد و عبارت انداختن پيراهنها پشت سرشان كنايه از نپوشيدن آنهاست و اين كه زيباييهاى خود را با آزاد گذاشتن موهايشان زشت كردهاند، به دليل آن است كه تراشيدن و كندن و پاك
[١] سوره قصص (٢٨) قسمتى از آيه (٥٦)، يعنى: انواع نعمت و ثمرات به سوى مكه آورده مىشود.
[٢] سوره ابراهيم (١٤) قسمتى از آيه (٣٦) يعنى: خدايا دلهاى مردم را به سوى آنها مايل گردان، و به انواع ثمرات آنان را روزى ده.
[٣] سوره حج (٢٢) قسمتى از آيه (٢٦) يعنى: از ميان تمام درههاى عميق و راههاى وسيع به سويش مىآيند.