ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٣ - ٥ - و عدل فى كل ما قضى،
بر بندهاش مىباشد و آن عبارت از نعمتهاى ظاهرى و معنوى است كه بطور دوام بنده را احاطه كرده است تا جايى كه وى را قدرت آن نيست كه از عهده سپاس آن برآيد.
(٤٢٨٢٧- ٤٢٨٢٤) ٤- چهارم از ويژگيهاى حق تعالى عظمت حلم اوست كه سبب عفو و بخشش عظيم وى شده است، حلم در انسان صفتى است فرع بر شجاعت و آن خصوصيتى است كه انسان با وجود آن در مقابل ناملايمات مقاوم و استوار مىماند، و حلم در خداوند عبارت از آن است كه از گناه بندگان و مخالفت آنان در برابر اوامر و نواهيش، براى وى انفعالى دست نمىدهد و در هنگام مشاهده منكرات غضبش او را از جا در نمىبرد و وادار به انتقام عجولانه نمىسازد، با اين كه هيچ امرى از تحت قدرت و توانايى وى بيرون نيست و هر وقت مىتواند هر كارى را انجام دهد. فرق ميان حق تعالى و انسان در اين صفت (حلم) آن است كه عدم انفعال در خدا عدم مطلق است اما در بنده خدا، عدم چيزى است كه از شأنش تاثّر و انفعال مىباشد و به اين دليل حلم در خداوند كاملتر و گستردهتر از حلم در ديگران است و چون لازمه صفت حلم، عفو و گذشت كردن از گناهان و صرف نظر از آنها مىباشد، بدين جهت مهلت دادن خداوند بنده و شتاب نكردن در كيفر گناهان را عفو ناميده است و از اين رو به دنبال توصيف خداوند به صفت بزرگ حلم، عفو، و گذشت را ذكر كرده و عطف با حرف فانيز دليل بر آن است كه با وجود صفت حلم، كه ملزوم است لازمه آن كه عفو از گناهان است بىدرنگ تحقق مىيابد.
(٤٢٨٣٣- ٤٢٨٢٨)
٥- و عدل فى كلّ ما قضى،
خداوند در تمام قضاوتها و جزئيات آفرينش خود عدالت و ميانه روى را رعايت فرموده است زيرا عدل عبارت است از ميانه روى در كارها و گفتارها و دورى از افراط و تفريط است و آنچه را هم كه حق تعالى انجام دهد يا انجام ندهد، دستور به انجام دادن و يا انجام ندادن