ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٦ - و معتبرا لمن جهل،
(٤٢٤٥٩- ٤٢٤٥٧)
فانّ الغايه القيامه،
در اين جمله، حضرت با يادآورى آخرين منزل، كه قيامت است مردم را به ياد هنگامهاى ترس آور آن مىاندازد، و اين غايت لازمه مرگ است چنان كه امام (ع) فرموده است: «هر كس بميرد رستاخيزش به پا شده است [١]» بنا بر اين، امر به آمادگى براى مرگ، در حكم امر به آمادگى براى قيامت است، و به اين دليل، پس از امر به آمادگى براى مرگ، اين جمله را با حرف انّ كه مفيد تاكيد است آغاز فرموده است و اين در حقيقت صغراى قياسى مىباشد كه كبرايش به اين عبارت در تقدير است: و هر كس كه سرانجامش رستاخيز باشد واجب است خود را براى آن آماده كند.
(٤٢٤٦٥- ٤٢٤٦٠)
و كفى بذلك،
ياد مرگ و سختيهايش و قيامت و هراسهايش خردمند را براى بازداشتن از گناه و روآوردن به كارهاى نيك، كفايت مىكند، اين كه امام (ع) اين امر را ويژه خردمند قرار داده است به اين دليل است كه خطابهاى شرعى بطور كلى مخصوص عاقلان و خردمندان مىباشد.
(٤٢٤٦٩- ٤٢٤٦٦)
و معتبرا لمن جهل،
يعنى محل عبرت و پند است براى غافلان، حقيقت امر آن است كه عارض شدن مرگ بر اين ساختمان بدن و متلاشى شدن چنين پيكرى كه به اين استوارى و نظم لطيف ساخته شده پند دهنده بليغى است كه نفس آدمى را از پيروى خواستههاى مادّى باز مىدارد و وسيله عبرتى است، كه انسان مىفهمد كه پس از اين وجود مادى و پشت سر اين بدن خاكى، وجودى برتر و شريفتر از آن قرار دارد كه هدف غايى آن مىباشد و اگر غير از اين بود نمىبايست اين بناى مستحكم و استوار به تعطيل كشيده و متلاشى شود، و بلكه اين امر، كارى سفيهانه و بر خلاف حكمت مىبود، همچنان كه اگر
[١] من مات فقد قامت قيامته.