ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٦٩ - ٦ - و لا لزمت الاسماء معانيها،
(٤٤٣٠٢- ٤٤٢٩٧)
٤- و لكان لا يجب للقابلين اجور المبتلين،
يعنى اگر اولياى خدا و پيامبران الهى در آسايش و رفاه بسر مىبردند، براى كسانى كه دستورهاى آنان را بپذيرند، پاداش آزمايش شدگان نبود، و نيز خود پيغمبران از اجر و مزد صبر بر گرفتارى و آزار و تكذيب مخالفان نصيبى نمىبردند زيرا چنان كه قبلا بيان شد در اين صورت نه آزمايشى وجود داشت و نه مخالفى پيدا مىشد.
(٤٤٣٠٨- ٤٤٣٠٣)
٥- و كان لا يستحقّ المؤمنون ثواب المحسنين،
و نيز در اين صورت، گروندگان به پيامبران، شايسته ثواب نيكوكاران و اهل احسان نمىشدند، زيرا محسنين كسانى هستند كه با شيطان مبارزه كنند و صفات رذيله را از خود دور سازند و نفس خويش را به فضايل بيارايند و براى خدا ايمان آورند اما ايشان كه يا از روى تمايلات نفسانى به امور مادى و يا از ترس و هيبت دنيوى به پيامبران گرويدهاند نه ايمانشان همراه با اخلاص است و نه جزء اهل احسان و نيكوكاران مىباشند.
(٤٤٣١٣- ٤٤٣٠٩)
٦- و لا لزمت الاسماء معانيها [١]،
ششمين امرى كه در صورت تحقق شرط ياد شده لازم مىآيد آن است كه نامها و عناوين اشخاص با معنايش تطبيق نخواهد داشت، از باب مثال اگر به كسى مؤمن گويند حقيقت ايمان بر وى صدق نمىكند زيرا تنها با زبان ايمان آورده و از روى ترس يا هواى نفسانى است نه از روى اخلاص و قلب پاك و همچنين است عنوان زاهد و مسلمان، بلكه عنوان پيامبر و نبى و رسول نيز چنين است به دليل اين كه در اين حال چنان كه گفته شد حقيقت نبوت و رسالت از آن شخص قطع شده است خلاصه اين كه اسماء بدون مسميّمات خواهد بود، با ذكر اين لوازم ششگانه، مقدمه دوم و كبراى قياس مذكور روشن و خلاصه اين مىشود كه اين قضيه، شرطيه متصله است و
[١] در كلمه اسماء دو وجه جايز است نصب آن بنا بر اين كه مفعول باشد و معانيها فاعل وجه دوم مرفوع باشد چنان كه در نسخه سيد رضى آمده است ولى در معنا هر دو يكى است.