ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٣ - در جمله كيف لا يوقظك سطواته،
منظور بيدارى و نجات او فرمود: بايد چنان كه به ديگران رحم مىكنى به خود نيز رحم كنى، با جمله بالا كه در حقيقت صغراى قياس و شكل اول منطق است براى اثبات فرمايش خود، دليل آورده است و طريقه تشكيل اين استدلال چنين است: مقدمه اول (صغرى): تو كه هر گاه كسى را در مقابل خورشيد و آفتاب سوزان، ناراحت مىبينى به حال او رحمتت مىآيد و با هر وسيلهاى كه مىتوانى بر او سايه مىافكنى و يا اگر گرفتار دردى را مشاهده كنى، از روى ترحم بر او مىگريى، مقدمه دوم (كبرى): و هر كس چنين رقّت قلب و دلسوزى بر حال ديگران داشته باشد، شايستهتر آن است كه بر خويشتن رحم كند و نفس خود را از گرفتاريها نجات دهد، و نتيجه دو مقدمه چنين است: پس براى تو شايستهتر است كه بر نفس خود از دردهايى كه گرفتار آن است رحم كنى.
(٥٣٠٨٧- ٥٣٠٦٩)
فما صبّرك ... الانفس عليك،
در اين عبارت حضرت از صبر و تحمل انسان مغرور، در مقابل درد گناه و مصيبتهايى كه در پى آن بر او وارد مىشود و خوددارى كردن وى از گريه بر حال خويش كه عزيزترين چيز در نزد اوست، پرسش فرموده و با اين پرسش او را مورد ملامت و سرزنش قرار داده است، و با احتجاج و استدلالى كه در عبارت پيش بيان شد چنين سؤال توبيخى هم بسيار مناسب است.
(٥٣١٠٠- ٥٣٠٨٨)
در جمله: كيف لا يوقظك ... سطواته،
به منظور بيدار شدن انسان از خواب غفلت كه به دليل توجه نكردن به عظمت خداوند او را فرا گرفته است، هشدار مىدهد، و بعضى از عوامل بيدارى را كه ترس از آمدن بلا در دل شب است يادآورى مىفرمايد، همچنان كه قرآن آن را مورد توجه قرار داده و مىفرمايد:
«أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ [١].»
[١] سوره اعراف (٧)، آيه (٩٦)، يعنى: آيا اهل آن ديار (كه به گناه مشغولند) از آن ايمنند كه شبانگاه در خواب باشند و عذاب ما آنها را فرا گيرد.