ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٢ - و لو اراد الله على الملائكه،
در عبارت امام كه تعبير به آفرينش از نور مىفرمايد احتمال ديگرى نيز داده شده است كه مراد آفرينش روحانى و مجرّد از ماده ظلمانى باشد، و اين معمول است كه گاهى از مجردات تعبير به نور مىشود مثلا مىگويند: انوار خدا و انوار جلال او، و انوار حضرته و نيز مىگويند: فلانى ما را به نور علمش روشن ساخت و همچنين از مجردات تعبير به بوييدنى هم مىشود و مىگويند فلانى رايحه علم را بو نكرده است و تعبير به طعم نيز مىشود و مىگوييد: فلان فرد شيرينى دانش را نچشيده است و در تمام اينها براى تقريب به ذهن لفظ محسوس را استعاره براى معقول آوردهاند.
معناى مقدمه كبرى اين است كه اگر اين كار را مىكرد و آدم را چنان كه گفته شد مىآفريد گردنهاى فرشتگان و همچنين، ابليس در برابرش خاضع مىشد ولى در اين صورت خضوع فرشتگان به خاطر اصل خلقت و شرافت مادّى حضرت آدم بود نه براى فرمان الهى و در اين حالت ملائكه نمىتوانستند بر خداوند اشكال كنند كه چرا كسى را مىآفرينى كه در زمين فساد مىكند و خونريزى راه مىاندازد، و شيطان قادر نبود به دليل اصل آفرينش خود بر او فخر فروشى كند و نيز امتحان ملائكه در مورد وى آسانتر برگزار مىشود به دو علت:
الف- طبيعى است كه اگر كسى را دستور دهند كه در برابر پايينتر از خود اظهار كوچكى كند حاضر نيست و از اين رو سجده ملائكه در برابر آدم تا حدّى ناگوار بود، ولى با اين فرض كه در شرافت اصل خلقت از آنان كاستى نداشته و شبيه آنان بود به سادگى براى خضوع در برابر وى تسليم مىشدند.
ب- آنچه كه مانع تسليم شدن ملائكه براى خضوع در برابر آدم بود، ناآگاهى آنها از راز آفرينش وى بود چون از نظر اصل خلقت غير از آنان بود نمىدانستند كه صلاحيت براى خليفة اللهى دارد و از اين رو بر خداوند راجع به آفرينش او، اشكال گرفتند و حق تعالى در پاسخ آنان فرمود: من چيزهايى