ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩١ - ترجمه
(٢٠٠٤) ٤- از نامههاى امام (ع) به بعضى از سران سپاهش:
فَإِنْ عَادُوا إِلَى ظِلِّ الطَّاعَةِ فَذَاكَ الَّذِي نُحِبُّ- وَ إِنْ تَوَافَتِ الْأُمُورُ بِالْقَوْمِ إِلَى الشِّقَاقِ وَ الْعِصْيَانِ- فَانْهَدْ بِمَنْ أَطَاعَكَ إِلَى مَنْ عَصَاكَ- وَ اسْتَغْنِ بِمَنِ انْقَادَ مَعَكَ عَمَّنْ تَقَاعَسَ عَنْكَ- فَإِنَّ الْمُتَكَارِهَ مَغِيبُهُ خَيْرٌ مِنْ مَشْهَدِهِ- وَ قُعُودُهُ أَغْنَى مِنْ نُهُوضِهِ (٥٥٩٠٥- ٥٥٨٦٤)
[لغات]
(انهد): برخيز، قيام كن (تقاعس): عقب افتادن و فرو نشستن
[ترجمه]
در اول نامه واژه ظل را كه به معناى سايه است استعاره از امرى آورده است كه لازمهاش اطاعت است و آن سالم ماندن از سوز آتش جنگ و رنجهايى است كه از ثمرات و ميوههاى اختلاف مىباشد چنان كه نتيجه سايهنشينى راحت شدن از گرماى خورشيد است.
«اگر دشمنان به سايه اطاعت و تسليم بازگردند، اين همان است كه ما دوست داريم، و اگر حوادث، آنها را مهيّاى اختلاف و عصيان كرد، پس به كمك مطيعان، با عاصيان بجنگ و با آنان كه پيرو فرمان تو هستند خود را از كسانى كه سستى مىورزند بىنياز ساز، چرا كه سست عنصرها و آنها كه از جنگ كراهت دارند، نبودشان بهتر از حضورشان و نشستنشان سودمندتر از قيامشان مىباشد.»