ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٨ - ٧٤ - خضعت له الاشياء لعظمة ،
سبب جلال و سلطنت اوست و عزت خداوند به اين اعتبار است كه از ذلت و خوارى احتياج بدور مىباشد.
(٤١٥١٨- ٤١٥٠٣)
٧٢- لا يعجزه شيء منها طلبه ... فيسبقه،
چون ذات بارى تعالى واجب الوجود است و علم و قدرتش در نهايت كمال مىباشد و هيچ گونه نقصى در او راه ندارد و تمام مخلوقات در وجود نيازمند وى هستند بنا بر اين به هيچ رو تصور نمىشود آنچه را كه مىخواهد نتواند به دست آورد و يا چيزى از فرمان و قضاى او سرپيچى كند و يا با حركت سريعش بر او سبقت جسته و از دستش برود زيرا هر يك از اين جهات دليل بر عجز و ناتوانى و نيازمندى و امكان است كه بر ذات حق تعالى روا نمىباشد.
(٤١٥٢٥- ٤١٥١٩)
٧٣- لا يحتاج الى ذى المال فيرزقه،
هيچ نيازى ندارد كه ثروتمندى او را روزى دهد به دليل اين كه نيازمندى از ويژگيهاى ممكن است و منظور از اين صفات نفى ويژگيهاى بشرى از خداوند است.
(٤١٥٤٤- ٤١٥٢٦)
٧٤- خضعت له الاشياء ... لعظمة ...،
اين خصوصيت باز از صفات ثبوتى خداوند است كه تمام موجودات در پيشگاه عظمت حق تعالى خاضعند و مراد به خضوع موجودات آن است كه همگى تحت سلطه او محكوم به امكان بوده و فرمانبردار و نيازمند به كمال قدرت وى مىباشند و از اين رو هيچ كس را توان فرار از حيطه تسلط او نيست پس خداوند نسبت به مخلوقاتش به اين دليل سودمند (النّافع) است كه كمالات شايسته را به آنها داده و به اين سبب ضارّ است كه اين كمالات را از حقيقت ذات آنها منع فرموده است، اگر اشكال شود كه هيچ تصور نمىشود كه كسى از منفعت فرار و يا امتناع كند پس چرا حضرت مىفرمايد: كسى نمىتواند از سود و زيان خداوندى فرار يا امتناع كند؟ پاسخ آن است كه اين امرى فرضى است يعنى به فرض اين كه بخواهد امتناع كند نتواند و مراد آن است كه هيچ گونه قدرتى ندارد علاوه بر آن ممكن است كسى به دليل