ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٥ - ثم امر آدم و ولده ان يثنوا اعطافهم نحوه،
آورد كه مرا بستايند و عبادت كنند و خانههايى را خواهم ساخت كه مركز ذكر و ياد من باشد و بندگانم در آن به تسبيح و ثنا گوييم بپردازند و در ميان آن بيوت يكى را خانه مخصوص به كرامت خود قرار مىدهم و با اسم خودم آن را علامتگذارى خواهم كرد و آن را خانه خودم مىنامم و به عظمت و جلال خود به آن عزت و شرافت مىدهم اما بايد دانست كه مكان محدودى براى من نيست بلكه من در همه جا و با همه كس هستم و بر همه چيز احاطه دارم و آن خانه را حرم امن بندگان خود قرار دادهام كه با احترام آن هر كس و هر چه در اطراف و در زير و بالاى آن قرار دارد حرمت و احترام پيدا مىكند، پس هر كس آن را به علت احترام من گرامى دارد، مورد كرامت و احترام من خواهد بود، و هر كس باعث وحشت و ترس اهل خانه من بشود حرمت من را از بين برده و مستحق سخط و كيفر من مىباشد، من آن جا را خانه مبارك قرار مىدهم كه فرزندان تو از هر راه دور، پياده و سواره با هر وسيلهاى سراسيمه و گردآلود با نالههاى لبيك و فريادهاى تكبير به آن سو، مىآيند، و هر شخصى كه به آن اهميت دهد و غير آن را اراده نكند و بر من وارد شود و مرا در آن مكان ديدار كند و مهمانى از من بخواهد خواسته او را برآورده مىكنم. آرى براى شخص كريم شايسته است كه واردين و مهمانهاى خود را گرامى دارد، اى آدم، تو تا مدتى كه در دنيايى، در آبادانى خانه من بكوش و پس از تو نيز امّتها و نسلها، و پيامبران از فرزندانت هر كدام پس از ديگرى در زنده نگهداشتنش مىكوشند.
سپس به آدم دستور داد كه به سوى خانه رود و طواف كند مثل طواف فرشتگان بر دور عرش. اين بود سرگذشت خانه در زمان آدم و اساس آن، تا در طوفان نوح خراب شد و سپس حضرت ابراهيم آنرا تجديد بنا كرد، هم اكنون به متن سخن امام برمىگرديم و مىگوييم، اين كه فرمود: خدا به آدم و فرزندانش دستور داد كه توجه خود را به سوى خانه معطوف دارند، كنايه از رو آوردن به كعبه