ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٦ - و لقد كاشفتك العظات،
مرا مغرور كرده است و اساسا دنيا فريبكار و گول زننده است. قرآن نيز به اين مناسبت مىفرمايد: «وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا^ [١] ...» و چون ممكن است در آخرت هم موقعى كه به انسان گناهكار گفته شود كه چه چيز باعث غرور تو شد كه اين همه گناه مرتكب شدى؟ بگويد: دنيا مرا گول زد كه چنين به دام معصيت افتادم، بدين علت حضرت در اين جمله، آن جواب احتمالى را پاسخى مستدّل فرموده است، كه بطور تحقيق، دنيا گول زننده و گمراه كننده نيست، بلكه اين تو هستى كه مغرور زرق و برق دنيا شدهاى.
اين سخن امام به دو دليل اثبات مىشود: نخست اين كه فريب دادن و گول زدن از لوازم خردمند بودن و عقل داشتن است، و حال آن كه دنيا داراى عقل و درك نيست و ديگر آن كه بطور كلى دنيا براى آن آفريده نشده است كه گمراه كننده و مايه فريب باشد بلكه هدف از آفرينش آن عنايت و لطف خدا بر انسان است كه در اين جا آفريده شده و زندگى مىكند، با اين دو دليل به عنوان حقيقت نمىشود نسبت فريبكارى و گول زدن را به دنيا داد، اما به دليل آن كه دنيا، داراى ظاهرى است كه ممكن است بعضى فريب خورده و به آن دل خوش كنند، بطور مجازى مىشود كه آن را مايه غرور و گول خوردن دانست و به اين علت حضرت در آخر جمله فرموده است، تو خود مقصّرى كه به دنيا مغرور شدهاى.
(٥٣٢٤٠- ٥٣٢٣٣)
و لقد كاشفتك العظات،
امام (ع) در اين جمله براى تقرير مطلب قبلى كه دنيا فريبكار نيست مىفرمايد علاوه بر آن كه فريبكار نيست نصيحت كننده و پند دهنده است زيرا فراز و نشيبهايى كه در آن وجود پيدا مىكند كه يكى به لحظهاى از حضيض ذلت به اوج قدرت مىرسد و ديگرى در عين شادى به آنى گرفتار غم و اندوه مىشود، اينها همه به انسان درس عبرت مىدهد و آدمى را
[١] سوره اعراف (٧) قسمتى از آيه (٥٠)، يعنى: زندگى دنيا آنان را به خود مغرور كرده است.