ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٣ - و لا يصدق يقع خ اسم الاستضعاف على من بلغته الحجه،
يكى اين كه كلمه أخبار كه مضاف بوده حذف شده و مضاف اليه آن كه الحجّه مىباشد باقى مانده است و معناى سخن حضرت چنين است: كسى كه از وجود امام در زمان خود آگاهى و اطلاع دارد حكم استضعاف بر او، بار نيست.
احتمال دوم آن كه مراد از حجّت أخبار و رواياتى باشد كه از طرف امام نقل مىشود و واجب است كه طبق آنها عمل شود، نه آگاهى و اطلاع از وجود امام.
قطب راوندى مىگويد: ممكن است اين سخن اشاره به يكى از دو آيه قرآن باشد:
الف- «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ، قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً. [١]» پس مراد حضرت آن است كه هر كس امام را بشناسد و احكام و دستور العملهاى الهى را درست درك كند چنين شخصى هرگز مستضعف نيست اگر چه در وطن خود باشد و زحمت سفر به جانب امام را بر خود هموار نكند چنان كه ياد شدگان در آيه مذكور نمىتوانند خود را مستضعف به حساب آورند.
ب- آيه بعد، پشت سر همين آيه است كه مىفرمايد: «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ.» [٢] يعنى آنان كه در اين آيه ذكر شدهاند، به اين دليل مورد عفو
[١] سوره نساء (٤) آيه (٩٦) يعنى: كسانى كه هنگام مرگ بر خويشتن ستمكار باشند فرشتگان از آنان مىپرسند، در چه كار بوديد و چه مىكرديد؟ آنان پاسخ مىدهند كه ما در روى زمين مستضعف بوديم، فرشتگان گويند آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن به سفر پردازيد؟ آرى مأواى ايشان جهنم است و بازگشت آنان به جايگاه بسيار بدى است.
[٢] سوره نساء (٤) آيه (٩٧ و ٩٨) يعنى: مگر آن گروه از مردان و زنان و كودكان كه براستى مستضعف بودند و گريز و چارهاى بر ايشان ميسّر نبود و راهى به نجات خود نمىيافتند، اميد است كه ايشان را خداوند مورد عفو خود قرار دهد.