ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٣ - شرح
بار الها اگر من ندانم كه از تو چه چيز بخواهم و يا از درخواست خود سرگردان بمانم، تو مرا بر آنچه صلاحم در آن است راهنمايى فرما و دلم را به چيزى كه خير و نيكيم در آن است متوجه كن كه اين امور از هدايتهاى تو، نامأنوس نيست و از كفايتهاى تو شگفت نمىباشد خدايا با من به عفوت رفتار كن نه با عدالتت.»
[شرح]
(٥٣٩١٦- ٥٣٩٠٥) امام (ع) در دعاى خود با عبارتهايى كه شامل برخى صفتهاى اضافى و حقيقى خداوند است به پيشگاه او رفته و عرض حاجت كرده است كه شرح آن از اين قرار است:
(٥٣٩٢١- ٥٣٩١٧) ١- خدا نسبت به اولياى خود مأنوسترين مونسهاست و چنان كه قبلا معلوم شد، اولياى خدا با محبت صادقانه به راه او مىروند و از هر چه به جز او رو گردانند، و انيس انسان، كسى است كه وحشت و تنهايى را از او مىزدايد و در بىكسى و غربت، مايه تسكين دل و آرامش خاطر وى مىشود، و اولياى خدا هم در دنيا غريب، و بر كنار از مردم و براى مسير در راه خدا تنهايند، روى خود را به جانب كعبه واجب الوجود كرده و از مشاهده انوار كبريايى او احساس بهجت و نشاط مىكنند، و به اين دليل انس خدا با آنان كاملترين و بالاترين انسهاست كه هر كس به غير خدا دل به بندد و علاقهمند شود، سرانجام روزى محبت ميان آنها به دشمنى و نفرت تبديل مىشود و حتى محكمترين علاقههاى دنيا كه مصداق كامل آن محبت ميان پدر و مادر و اولاد است دستخوش اين نقيصه مىباشد، پس اولياى خدا كه از همه چيز خدا قطع رابطه كردهاند، در حقيقت يار و مونسى جز او برايشان نيست.
(٥٣٩٢٦- ٥٣٩٢٢) ٢- خداوند براى اصلاح كار كسانى كه به وى توكل كرده و امور خود را به او واگذار كردهاند، از همه دوستان حاضرتر است، چون او بىنياز مطلق و