ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩١ - آخرين سخن امام(ع) در اين خطبه و اخرجنا مما كنا فيه،
نكنند، زيرا چنين ملاحظه كاريهايى مايه بروز باطل و فساد در جامعه خواهد شد.
(٥١٦١٢- ٥١٦٠٠)
فانّى لست .... منّى،
حضرت در اين عبارت كه تواضع فرموده و خود را جايز الخطا و نيازمند به كمك پروردگار دانسته يارانش را بيش از پيش به همراهى و نزديك شدن به خود وادار كرده است.
(٥١٦٢٣- ٥١٦١٣)
الّا ان يكفى اللَّه من نفسى،
منظور از «نفسى» آن خصوصيّت نفسانى است كه آدمى را به كارهاى زشت و بد، وا مىدارد و امام از خدا مىخواهد كه او را از شرّ آن حفظ فرمايد زيرا او را براى اين امر از خود نيرومندتر مىداند، و در اين گفتار، عصمت و پاكى خود را در مقابل گناهان، از ناحيه پروردگار متعال مىبيند.
(٥١٦٤٠- ٥١٦٢٤)
فانّما انا و أنتم ...،
در اين عبارت تمام ياران را توجه مىدهد كه بايد همه ما در مقابل فرمان او تسليم و در پيشگاه عظمت او كمال ذلّت را داشته باشيم، زيرا به دليل اين كه تمام نفوس و خواستهها و خاطرههاى آن از طرف اوست و او مبدأ و سرچشمه فيضها و استعدادهاست، لذا او مالك تمام آنها مىباشد.
(٥١٦٥٨- ٥١٦٤١)
آخرين سخن امام (ع) در اين خطبه: و اخرجنا ممّا كنّا فيه،
خدا ما را از آن بيرون برده است، يعنى از گمراهى دوران جاهليت پيش از اسلام و دورى از درك حقيقت و نيافتن راهى كه درست و صحيح بوده است، معناى راه يافتن به سوى خرا و آگاهى در امور دنيوى، و اين ويژگى تنها با بعثت پيامبر اكرم اسلام و پيشرفت نبوّت او برقار شد توفيق از خداوند است.