ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠ - لا يتأثم،
بايد بر پيامبر دروغ ببندند چون اگر دروغ نبندند گفتار پيامبر كذب خواهد شد و اگر اين حديث دروغ باشد محقّقا بر پيامبر دروغ بسته شده است (خود اين حديث دروغ آن را اثبات مىكند).
(٤٩٩٣٦- ٤٩٩٢٨) امام (ع) در اين قسمت از خطبه رجال حديث را به چهار گروه منحصر كرده است و دليل بر انحصار در چهار قسم گفتار آن حضرت است كه فرمود:
براى آنان پنجمى وجود ندارد و مناسبت انحصار در چهار قسم اين است كه نقل كننده حديث يكى از اين چهار گروه است.
١- منافق است كه احاديث را به دلخواه خود نقل مىكند، چه اصل حديث دروغ باشد، يا راست باشد و مطابق هوا و هوس خود آن را تحريف و كم و زياد كند، چنين شخصى خود گمراه است و ديگران را هم به قصد و عمد گمراه مىكند.
٢- منافق نيست اما حديث را مطابق فهم و پندار خود روايت مىكند، اين شخص از روى سهو و اشتباه گمراه شده و ديگران را گمراه مىكند.
٣- آنچه را كه شنيده درست نقل مىكند، (در حالى كه به شرايط و خصوصيات آن از قبيل عامّ و خاصّ، ناسخ و منسوخ و جز اينها آگاهى چندانى ندارد.) اين شخص نيز گمراه و گمراه كننده است، امّا بطور عرضى، نه ذاتى و عمدى.
٤- قسم چهارم شخصى كه به خوبى حفظ كرده و درست نقل مىكند و به شرايط آن نيز آگاهى و بصيرت كامل دارد، تنها اين فرد است كه هم خود در راه راست قدم گذارده و هم ديگران را به صراط مستقيم هدايت مىكند.
(٤٩٩٤١- ٤٩٩٣٨)
امام (ع) با اين سخن: رجل منافق ... فهذا احد الاربعه،
به اوّلين قسم از اقسام چهارگانه اشاره فرموده است.
(٤٩٩٤٣- ٤٩٩٤٢)
متصنّع بالاسلام،
اسلام را شعار خود قرار داده، و تظاهر به آن مىكند.
(٤٩٩٩٧- ٤٩٩٤٤)
لا يتأثّم،
اشاره به اين معنا دارد كه: چون شخص منافق به عنوان يك فرد