ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٤ - فنظرت ،
شيعه مىگويند: مراد از آنها، آن چند نفرى هستند كه به عنوان شورا اجتماع كردند و پس از مشورت عثمان را به خلافت برگزيدند، بنا بر اين قول دو خليفه اوّل در اين شكايت داخل نيستند (قهرا مراد از غيرهم عثمان خواهد بود). امّا اين قول ضعيف است، زيرا در خطبه شقشقيّه كه قبلا بيان شد از هر سه خليفه پيش از خود شكايت كرده است. خلاصه پس از جستجوى سخنان امام و بررسى احوال آن حضرت منظور آن حضرت از اين سخن و امثال آن، بر كسى پوشيده نيست، و مىتوان ورود اين سخن را در مورد شكايت از طلحه و زبير، هنگامى كه با يارانشان به سوى بصره شتافتند، دانست، زيرا در صورتى كه آن حضرت از زمامداران پيشين به خلافت سزاوارتر باشد، با آن كه آنها در اسلام بر ديگران تقدم داشتند، پس از اشخاصى كه در درجهاى پايينتر از آنها قرار گرفتهاند، به طريق اولى براى خلافت سزاوارتر خواهد بود، و اين مورد مانند سخنى است كه مىفرمايد: «بار خدايا به فريادم برس از آن شورا كه چگونه در باره من شك كردند و مرا با نخستين فرد از آن سه نفر مقايسه كردند و تا آن جا مرا پايين آوردند كه با چنين افرادى همسنگ كردند [١].»
(٥١٧١٢- ٥١٦٩٥)
و قالوا: الّا إنّ فى الحقّ ...،
امام عليه السلام با تأسّف از زبان حال و افعال آنان خبر مىدهد و الّا آنان با زبان خود چنين حرفها نگفته بودند.
(٥١٧٥٣- ٥١٧١٣)
فنظرت ...،
شارح بيان مىدارد كه قبلا (ظاهرا در شرح خطبه شقشقيه) شرحى از دردهاى حسّى و بريدگى كه وسيله تيغ و غير آن پيدا مىشود ذكر كرديم. و سپس يادآور مىشود كه هر كس دو فصل گذشته (قسمتى از خطبه شقشقيه و خطبه ١٧١) را مطالعه و دقت كند تفاوت روايتى آنها را با اين فصل درك خواهد كرد. توفيق از خداوند است.
[١] فيا للَّه و للشورى، متى اعترض الريب فىّ مع الاوّل منهم حتى صرت اقرن الى هذه النظائر. قسمتى از خطبه شقشقيّه.