ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٧ - ٧ - لم يجمع بيت واحد و انا ثالثهما،
مىبينى اما تو پيامبر نيستى، اين فرمايش رسول خدا گواه روشنى است بر اين كه آن حضرت به مقامى رسيده بود كه آواز وحى و سخن فرشته و صداى شيطان را مىشنيد و بالاخره روح پاك و نفس قدسى امام، تمام كمالات ديدنى و شنيدنى و غير آن را دارا بود بجز مقام نبوت و پيامبرى كه اين مطلب براى هيچ فردى از افراد انسانى حاصل نمىشود، مگر با دارا بودن شرايطى كه ما در مقدّمات كتاب آنها را مشروحا بيان داشتيم و در همان مورد فرق ميان نبى و ديگر دارندگان نفوس كامله را خاطر نشان كرديم و اكنون خلاصهاى از گذشته را تكرار مىكنيم و آن، آن است كه آدمى از سوى آسمان مورد خطاب واقع شود و مسئوليت يابد كه تمام امور دنيوى و اخروى جامعه بشريت را اصلاح سازد و اين خود بالاترين و كاملترين مقام از هر مقامى است كه آدمى امكان وصول به آن را دارد.
از امام صادق (ع) روايت شده است كه حضرت على (ع) پيش از ماموريت پيامبر براى رسالت همراه آن حضرت نور وحى را مىديد و صداى آن را مىشنيد و پيامبر اكرم به او فرمود اگر اين نبود كه من آخرين پيغمبرم، تو هم در نبوت با من شريك مىبودى، اكنون اگر چه تو پيامبر نيستى، اما وصى پيغمبر خدا و وارث او بلكه تو سرور اوصياء و پيشواى با تقواترين آنها مىباشى، بطور كلى پس از آن كه رسول اكرم از امير المؤمنين (ع) نفى مقام نبوت كرد امر وزارت را براى او تثبيت فرمود و خود اين امر دليل شايستگى آن حضرت است كه لياقت دارد، پس از پيامبر اكرم امور معاش و معاد جامعه انسانى را به نحو احسن اداره كند، و سپس در باره وى گواهى مىدهد كه آن حضرت بر طريق خير و در مسير آن است و اين اشاره است به طريقه پسنديده و پايدارى وى در رفتارى كه در خدمت و تحت تربيت او داشت و اين مطلب نيز خير كثير مىباشد.
در امر مصاحبت آن حضرت با پيامبر و شنيدنش صداى ناله دردآور