ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٨ - ٧ - لم يجمع بيت واحد و انا ثالثهما،
شيطان را از مسند احمد حنبل چنين نقل مىكنند كه على (ع) فرمود: در شب معراج خدمت پيامبر بودم، او در حجر اسماعيل مشغول نماز و من نيز نماز مىخواندم، پس از آن كه هر دو نمازمان را بجاى آورديم من ناله دردناك شديدى را شنيدم، خدمت آن حضرت عرض كردم يا رسول اللَّه اين چه فريادى است؟
فرمود مگر نمىدانى، اين صداى ناله شيطان است چون دانسته است كه من در اين شب به آسمان بالا مىروم و او نااميد شده است از اين كه در روى زمين عبادت شود لذا فرياد دردناكش بلند شده است.
اما در باره امر وزارت كه پيامبر اكرم براى امير المؤمنين (ع) تثبيت كرد، از خودش روايت شده است كه وقتى آيه «وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ [١]» نازل شد، رسول خدا مرا خواست و به من امر فرمود كه يك صاع از طعام حاضر سازم و ران گوسفندى بر آن بگذارم و اندكى شير بياورم، آنچه دستور داد انجام دادم و پس از تهيه غذا ماموريت جمع آورى اولاد عبد المطلب را به من محوّل فرمود:
من رفتم آنها را فرا خواندم حاضر شدند، چهل نفر مرد بودند كه در ميان آنان عموهايش ابو طالب، حمزه، عباس و ابو لهب وجود داشتند وقتى همه جمع شدند دستور داد غذا را آوردند آن را جلو خود بر زمين گذاشت، پارهاى از گوشت برداشت و قطعه قطعه كرد و آنها را در تمام قسمتهاى ظرف غذا انداخت و به حاضران گفت به نام خدا تناول كنيد، همه خوردند و كاملا سير شدند، به خداى محمد (ص) سوگند هر يك از آنان به اندازه همه غذايى كه براى تمام جمعيت آورده بودم مىخورد. پس از خوردن غذا، فرمود: يا على (ع) مهمانان را سيراب كن ظرف شير را حاضر ساختم همه از آن نوشيدند تا سيراب شدند به خدا سوگند هر يكى از آنان مانند همان
[١] الشعراء (٢٦) آيه (٢١٤)، يعنى: اول خويشاوندان نزديكترت را از عذاب الهى بر حذر دار.