آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥ - تفسير
رازى در (ج ٢١ ص ٣٧) تفسيرش گفته: مفسران را در روحى كه در اين آيه آمده چند قول است و اظهر آنست كه همان روح زندگى است، و آنگه پرسش يهود و مبهم گوئى پيغمبر ٦ را در باره روح آورده و آن را از چند راه مورد اعتراض دانسته كه سست باشند، سپس گفته: بعقيده ما يهود از او در باره روح پرسيدند و آن حضرت ٦ ببهترين وجهى بدانها پاسخ داد، بدين تقرير كه در آيه ذكر شده كه از او در باره روح پرسشى كردند، و اين پرسش چند وجه دارد.
١- ماهيت روح مكانى است يا لا مكانست و جدا از مكانى.
٢- روح قديم است يا حادث.
٣- ارواح پس از مرگ ميمانند يا نابود ميشوند.
٤- حقيقت سعادت و شقاوت روح چيست؟ و خلاصه بحث در باره روح بسيار است و اين كه فرموده «و يسألونك عن الروح» بيان نكرده از چه نظر پرسيدند جز اينكه جواب خدا تعالى تنها بدو نظر پاسخگو است يكى پرسش از ماهيت روح و دوم از قدم و حدوث آن.
اما بررسى در باره ماهيت روح اينست كه گفتهاند آيا روح جسمى است درون تن كه از آميزش طبائع و اخلاط پديد شده يا خود همين مزاج و تركيب است، يا عرضى است قائم بدين اجسام، يا روح موجوديست جدا از اين اجسام و اعراضها و خدا در پاسخ آن فرموده موجوديست جدا از اين اجسام و اعراض، براى اينكه اينها همه از آميزش اخلاط و عناصر پديد شوند و روح چنين نيست بلكه جوهريست بسيط و مجرّد كه پديد نشود جز بقول خدا «باش و باشد».
گفتند: چرا جدا از اين اجسام و اعراض است و خدا جواب داده كه روح موجوديست كه بفرمان خدا پديد گردد و اثر بخشى او است در زندگى دادن بتن، و ندانستن حقيقتش كه ويژه او است مايه نفى آن نبايد باشد، زيرا حقيقت بيشتر چيزها دانسته نشود، و نبايد آنها را نابود دانست و همين است منظور قول خدا «و بشما ندادند دانش را جز اندكى».