تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ١٦
دعا از ريشه «دَعَوَ» و به معنى خواندن و يا حاجت خواستن و استمداد است (قريشى، ١٣٥٢، ج ٢، ص ٣٤٤). گاهى مراد از دعا، مطلقِ خواندن است، همانند آنچه در آيه ششم از سوره نوح آمده است: «فَلَمْ يَزدهُم دُعايى الّا فِراراً. دعوت و خواندن من، نتيجهاى جز فرار آنها نداشت.» به علاوه، گاهى منظور از دعا، درخواست و استمداد است، همانند آنچه درآيه ٣٩ از سوره ابراهيم آمده است: «الحمدُللهِ الذي وهب لي علي الكِبرِ اسْمعيلَ و اسْحقَ، انَّ ربي لَسميعُ الدُّعا»؛ سپاس خداى را كه در بزرگسالى به من (دو فرزند) اسماعيل و اسحاق را بخشيد (عطاكرد)، به درستى كه پروردگارم شنونده درخواست و استمداد است.
مؤلف المنجد نيز معناى دعا را درخواست و طلب استعانت و استمداد دانسته است: «دعاه/ فاداه؛ رغب اليه؛ استعانه.» (معلوف، ١٣٦٥، ص ٢١٦)
بر اساس نظر راغب اصفهانى، دعا گاهى به معناى تهيه مىآيد. مثلًا «دعوت البنى هذا زيداً؛ يعنى اين پسرم را زيد ناميدم.» گر چه برخى همانند زمخشرى و بيضاوى اين معنا از دعا را «نسبت دادن» دانستند. المنجد نيز هر دو معنا را قائل شده است (همان). به هر حال هر دو گفته ناظر بر معناى «دعوا» در آيه ٩١ سوره مريم است: «ان دعوْا لِلرّحمنِ ولَداً و ماينبغي للرحمن ان يتَخذَ ولداً»؛ براى خداى مهربان فرزندى نسبت دادند يا نام نهادند، در حالى كه شايسته نيست براى او فرزندى داشته باشد (قريشى، ١٣٥٢، ج ٢، ص ٣٤٦). به علاوه، كلمه «تدعون» به معناى مبالغه در دعا و به شدت