تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ١٧٧
چرا؟ چون در عيبجويى در واقع شما داريد كل شخصيت و حيثيت طرف مقابل را زير سؤال مىبريد و مسلماً بر رفتار آثار خوشايندى ندارد. در باب عيبجويى چند نكته لازم است يادآورى شود:
اولًا عيبجويى، يك مرض روانى است و لذا على (ع) احتمالًا به مالك اشتر مىفرمايند:
«و ليكن ابعد رعيتك منك و اشنأهم عندك اطلَبَهم لمعائب الناس»
دورترين افراد نزد تو و دشمنترين آنها، كسانى باشند كه در عيبجويى از مردم اصرار مىورزند. (فيضالاسلام، علينقى، ١٣٥١، نامه ٥٣، فراز ٢٤)
ثانياً عيبجويى و تحقير متربى از طريق عيبجويى از نشانههاى كفر و حق پوشى و بىانصافى است. به فرمايش امام صادق (ع) توجه بفرماييد:
«اقرب مايكون العبد الي الكفر ان يواخي الرجلُ الرجلَ علي الدين، فيُحصِي عليه زلاته لِيَعيره بها يوماً ما.»
نزديكترين مرحله به سر منزل كفر آنست كه مردى بر اساس دين با ديگرى پيوند برادرى برقرار كند تا (انگيزهاش اين باشد كه) به عيوب وى پى ببرد و روزى مورد ملامت و توبيخش قرار دهد!! (اخلاق فلسفى، ج ١، ص ٣٢٨)
ثالثاً فرد عيبجو در واقع براى جبران ذلت و حقارت خود چنين مىكند. كما اينكه پيامبر (ص) مىفرمايند:
«اذل الناس من اهان الناس»
ذليل ترين و حقيرترين مردم آنست كه باعث تحقير ديگران شود. (اخلاق فلسفى، ج ١، ص ٣٤٠)
چهارم: در واقع فرد عيبجو به جنگ خدا رفته و برخلاف اخلاق الله عمل كرده است چرا كه در دعاى كميل مىخوانيم «يا من اظهر الجميل و