تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٢١٢
شكايت از خود، ويژگى منحصر به فرد نظام تعليم و تربيت اسلامى
عبارت فوق از فرازهاى مشكل دعاى مكارم است كه شارحين در ترجمه آن اختلاف كردهاند و مرحوم فيضالاسلام معناى فوق را بهترين معنا مىدانند. در رابطه با فراز فوق نكتهاى به نظر ما مىرسد كه عرض مىشود و براى تفهيم بهتر آن لازم است كمى شرح داده شود. اولًا در عبارت «فان نفسى هالكه او تعصمها»، «او» به معناى «الّا» و معناى «جز آنكه» و «مگر آنكه» مىدهد. اين جمله را با آيه معروف منسوب به حضرت يوسف (ع) در سوره يوسف مقايسه كنيد: «ما ابرى نفسى انّ النّفس لامّاره بالسوء الّا ما رحم ربّى»، من خود را تبرئه نمىكنم چرا كه نفس طبيعتاً به بدى دستور مىدهد مگر آنكه خداوند ترحم و عنايت كند و مرا حفظ كند. يك بار ديگر در معناى آيه دقت كنيد. واقعاً كه عجيب است. چطور؟ انسان خود از دست خود شكايت مىكند. بايد گفت «شكايت از خود» از مختصات نظام تعليم و تربيت اسلامى است و در هيچ جاى ديگر چنين چيزى يافت نمىشود و اين مطلب اوج توحيد افعالى را مىرساند كه انسان همه چيز را در دست قدرت مربى اول، يعنى خداوند مىداند و به تعبير ديگر، شايد اين حكايت از رابطه عاشقانه متربى و مربى، انسان و خداوند در نظام تعليم و تربيت اسلامى مىكند. نفس و دل و قلب انسان به عنوان فرد عاشق تابع حركات و هدايتهاى معشوق خود، يعنى خداوند تبارك و تعالى دارد و لذا حضرت يوسف (ع) از خداوند طلب كمك مىكند. انسان