تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ١٢٤
آن اين است كه آن شيء كمياب در حالت توانايى قرار گرفته و رسيدن به آن سخت و مشكل است (العزيز: المنيع الذى لايُنال و لا يغالب و لا يُعجزه شى و لا مِثل له) (قريشى، علىاكبر، قاموس قرآن، ١٣٥٢، ج ٤، ص ٣٣٨). و شايد بدان معنا باشد كه شيء يا فرد عزيز به قدرى بر وجود آدمى تسلط و سيطره پيدا كرده كه تمام وجود او را تسخير نموده و لذا در عين حال دوست داشتنى شده است. لغت «عزيز» از همان ريشه عزز است و يكى از اسماء حسنى الهى است و به معنى توانا و قادر است. در مجموع آمده كه عزيز فرد توانايى را گويند كه مغلوب نمىشود و به عبارت ديگر، كسى است كه اگر اراده كارى را بكند چيزى بر او ممتنع نيست. به طور نسبى انسان نيز اگر به مقامى برسد كه بر نفس اماره خود كه به اصطلاح «ناخود» او است چيره شود و افسار نفس به دست عقل بيفتد و انسان بر آن حاكم شود اين فرد عزيز است و قادر به هر كارى كه عقل دستورش دهد مىباشد. آيا رسيدن به چنين مقامى خود از اهداف والاى هر مؤسسه آموزشى و آموزش و تربيتى نمىتواند باشد؟! روش رسيدن به آن مقام را هم عرض كرديم كه همانا تسلط بر «ناخود» و عدم اطاعت از نفس اماره است. اما آفت اين روش چيست؟ امام (ع) آفت را تكبر و به خود باليدن مىداند كه در واقع انسان با رسيدن به مقام چيرگى و تسلط بر نفس ممكن است كبر او را بگيرد و در واقع ادعاى خدايگانى بنمايد و يا به نحوى دچار عجب و خودبينى شود. (از ورود در بحث كبر و تكبر و معناى آن و مراتب و انواع آن كه در كتب اخلاقى به طور مفصل آمده خوددارى مىكنيم).