تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٢١٣
علىرغم داشتن عقل و اراده و در اختيار داشتن نفس خود، در عين حال بدون توفيق الهى و عنايت مربى اول محال است به تسلط بر نفس نايل شود. چرا؟ چون نفس انسان ملهم از روح الهى است و رنگ و صبغه او را دارد و بدون عنايت او قابل مهار نيست.
ممكن است سؤال كنيد يعنى چه قابل مهار نيست؟ آيا منظور آنست كه نفسِ ملهم از روح الهى، راه خطا و شيطان مىپيمايد؟ اينكه ظاهراً جمع نقيضين است؟ پاسخ آنست كه به قول عرفا، انسان هميشه در حال كمال جويى و كمال طلبى و بىنهايت طلبى است، حتى موقعى كه شما مىبينيد صدام حسين يا ريگان يا ... در پى كسب قدرت فوقالعاده و تسلط بر خليج يا خاورميانه يا دنيا هستند، وقتى مشاهده مىكنيد اميال جهان طلبى هيتلر را، وقتى مشاهده مىكنيد حرص وافر عدهاى براى تكاثر ثروت و غيره، اگر به طور عميق بنگريد مىبينيد روح و نفس اينها تشنه است و تشنه كمال، چرا كه قدرت مطلق، غناى مطلق، جمال مطلق و همه چيزِ مطلق خداوند است. پس همه انسانها رو به توحيد دارند با اين تفاوت كه افراد فوق به طور ناآگاهانه كمال جو هستند و لذا كار آنها ارزشى ندارد و بلكه مستحق عقاب مىباشند (شرح تفصيليتر اين مطلب در حوصله اين نوشتار نيست).
خوب اگر همه راه توحيد مىروند پس عنايت رب و طلب توفيق و استمداد از او براى چيست؟ پاسخ آنست كه اين استمدادها براى آنست كه نفس ما كه قهراً به دنبال كمال است راه صحيح و جهت صحيح را برگزيند