تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٧٧
همانطور كه حديث جمال وعشق در دفتر نيست و به درس و تعليم نياز ندارد، آنها كه دلى خالى از انديشه دارند خدا را همچون گرماى خورشيد و يا عطر گل به طور طبيعى احساس مىكنند. اما همين خدايى كه اين چنين با كسى كه «دوست داشتن» را مىداند به آسانى كنارمىآيد، خود را از چشم آنكه جز «فهميدن» نمىداند پنهان مىدارد. كميت انديشه و بيان آنجا كه پاى نيايش فرا مىرسد درمىماند. زيرا، نيايش بلندترين قله تعبير را در پرواز عشق از ميان شب ظلمانى عقل پيدا مىكند.
چگونگى نيايش از ديدگاه الكسيس كارل: ما فن نيايش را از زمان سن پل (St .Paul) تاسن بنوا (St .Benoit) از زهاد مسيحى و جمعيت مروجين گمنامى كه مدت ٢٠ قرن ملل غربى را به زندگى مذهبى آشنا ساخته اند فراگرفتهايم. خداى افلاطون در آن قله عظمتش قابل درك نبود. خداى اپيكتت (L .Epictete، فيلسوف رواقى قرن اول ميلادى در رم) با روح اشياء اشتباه مىشد. يهوه يك سلطان مستبد شرقى بود كه در دلها وحشت مى افكند نه عشق. اما مسيحيت بر عكس، خدا را در دسترس فهم انسانى گذاشته است؛ او به خدا صورتى بخشيده و از او پدر ما، برادر ما و منجى ما را ساخته است.
براى نيل به خدا به انجام تشريفات پيچيده و از خود گذشتگى و ايثار خون نيازى نيست. نيايش، آسان و طريقهاش نيز ساده است. براى نيايش تنها بايد كوشيد تا به سوى خدا كشيده شد. اين كوشش بايد به دل باشد نه به عقل. مثلا تعمق در عظمت خدا نيايشى محسوب نمىشود مگر اينكه اين