تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٢١
است. شايسته است در اينجا عين عبارات مرحوم علامه طباطبايى در تحليل دو حديث فوق آورده شود:
«مطلبى كه در اين دو روايت افاده مى كند همان اخلاص در دعا است و منظور باطل كردن سببيت و وساطت اسبابى كه خداوند عالم آنها را واسطه و وسيله براى رسيدن اشيا به حوائج وجودى خودشان قرار داده نيست و البته اسباب و وسايل هم علت مستقل و فياض وجود نيستند (بلكه مجراى فيض وجودند) و انسان اين مطلب را با يك شعور و ادراك باطنى درك مى كند؛ يعنى با فطرت خود مى فهمد كه يك نيروى بخشندهاى هست كه نيازهاى او را مرتفع مى سازد و كار او قابل تخلف نيست ولى كارهايى كه از اسباب ظاهرى ساخته است تخلفبردار بوده و قابل اعتماد نيست. بنابراين آن نيرويى كه سرچشمه هر وجودى است و آن پايه محكمى كه هر موجودى به او متكى است و نيازمند است غير از اين اسباب و وسائل مىباشد. پس انسان نبايد تمام اعتمادش بر اين اسباب بوده و سخت به آنها بچسبد و كارساز حقيقى را فراموش كند و اين حقيقت را با كمترين توجه و التفات به باطن و فطرت خود مىتوان دريافت. بنابراين هرگاه انسان چيزى را خواست و خواستهاش به وقوع پيوست، كشف مىكند كه حاجت خود را كه با ادارك باطنى از راه اسباب درك نموده اند از خدا خواسته و خدا هم آن را افاضه فرموده است. ولى هرگاه چيزى را از اسباب خواست، اين ديگر از روى ادراك فطرى و باطنى نيست بلكه از روى خيالى است كه به