تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ١٣٩
قابل درمان نيست. اما در عبارت امام (ع) آمده كه از خداوند طلب اصلاح مىنمايند و اين را مىتوان حمل بر خصلتهاى غيرجسمانى نمود و يا اگر بخواهيم شامل عوامل جسمانى نيز بدانيم بايد منظور از اصلاح را همان بدانيم كه در مثال فوق عرض شد.
دوم، عوامل بسيارى مىتواند عامل ايجاد حقارت در كودك و كلًا انسان شود از قبيل نواقص بدنى، داشتن اسم و لقب غيرمتعارف و از اين قبيل موارد. در عبارت مورد بحث امام ظاهراً به سه چيزى اشاره دارند كه نقص و انحراف در آنها باعث عدم دستيابى به عزت نفسانى مورد نظر اسلام مىشود: (١) آنكه انسان خصلتها و خصوصيات اخلاقى و منشى داشته باشد كه مردم آن را زشت و قبيح بدانند و بالنتيجه، دارنده آن منش و اخلاق را احترام و ارج شايسته ننهند. مثلًا انسان عادت دارد در ميان صحبت مخاطبش بدود يا زخم زبان بزند و يا ... (٢) آنكه انسان خصلتى داشته باشد كه مايه سرزنش و عيبجويى مردم شود و بالنتيجه باز انسان از آن ارج و احترام خاص بهرهمند نشده و باصطلاح به عزت نفسانىاش ضربه وارد آيد. (٣) سوم آنكه انسان داراى خوى پسنديده باشد اما اين خوى مىتواند كاملتر نيز به شود و مايه احترام بيشتر و ارج بهتر باشد. مثلًا انسانى علاقمند به تحصيل علم باشد و از خداوند درخواست توفيق بيشتر مىكند و يا طلب توفيق در مداومت آن مىكند. مولف كتاب المنجد، اكرومه را «فعلالكَرَم» يا «كار بزرگوارانه» معنا كرده است (معلوف، لويس، المنجد فىاللغه، ١٣٦٥، ص ٦٨٢).