تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٢٦١
همان محبت ظاهرى و عرفى است كه بعضى از والدين دارند و آن اين است كه مطابق ميل و خواست كودك و جوان عمل مىكنند. براى آنها ميل بچه مهم است نه مصلحت او. بعضى از مردم در اظهار محبت به ديگران تنها ارضاى خواست آنها مهم است نه مصلحت آنها، مسلماً اين نوع محبت در اسلام نه تنها معناى واقعى محبت نيست بلكه از آن نهى شده است. زيرا قرآن مىفرمايد: افراد گناهكار در قيامت مىگويند اى كاش فلان دوست را اختيار نمىكردم و يا در بعضى آيات داريم كه جهنميان هر كدام كه بر همديگر وارد مىشوند ياران و دوستان خود را لعنت مىكنند. «كلما دخلت امه لعنت اختها» (قرآن كريم، سوره اعراف، آيه ٣٨)
نوع دوم محبت آن است كه منطقى باشد. محبت منطقى، محبت بر اساس مصلحت و خير و صلاح متربى است. بر اساس اين محبت تنها زمان حال و خواست متربى مطرح نيست بلكه آينده و مصلحت متربى مطرح است. بنابراين، محبتى منجر به كمال متربى و تحصيل خير دنيا و آخرت مىشود كه بر اساس مصلحت متربى باشد نه موافق ميل و خواست او.
٣- تنبيه، نوعى محبت است: طبق استدلال فوق بايد گفت تنبيهاتى كه مكتب تربيتى اسلام براى تربيت و تنبّه متربيهاى خود قرار داده نيز نوعى محبت هستند. انسان دوستى، به معناى دوست داشتن هيكل و قيافه و اعضاء و جوارح انسان نيست. انسان دوستى يعنى انسانيت دوستى، يعنى دوست داشتن آن دسته از استعدادهاى انسانى كه بالفعل بشوند و دوست داشتن فضايل اخلاقى انسان. لذا اگر فردى در مسيرى قرار گرفت كه استعدادهاى