دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥٥ - ابن برذعی
ابن برذعی
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بَرْذَعی، ابوعبدالله محمد بن يحيی بن هشام انصاری خَزْرجی، نحوی اندلسی (ح ٥٧٥-٦٤٦ ق/ ١١٧٩- ١٢٤٨ م)، مشهور به ابن هشام خضراوی (منسوب به جزيرۀ خضرا). وی منسوب به برذعه (مركز قديم اَرّان) است كه بردعه نيز خوانده میشود و به همين جهت برخی وی را ابن بردعی خواندهاند (قس: سمعانی، ٢/ ١٤٦؛ ذهبی، ١/ ٦٥). ابن برذعی نخست حديث و قرائت را نزد پدر و ديگران آموخت و سپس صرف و نحو عربی را نزد نحويان بزرگ اندلس به ويژه ابن خروف (٥٢٤- ٦٠٩ ق/ ١١٣٠-١٢١٢ م) فراگرفت و در كار تأليف و تدريس نيز به صرف و نحو همت گماشت و سرآمد معاصران گرديد. چنانكه ابن ابار (٥٩٥- ٦٥٨ ق/ ١١٩٩-١٢٦٠ م) در حق او گويد: ابوعلی عمربن محمد شَلوبين (٦٥٢-٦٤٥ ق/ ١١٦٧-١٢٤٧ م) ــ كه ابن برذعی نزد او چندی نحو میآموختهاست ــ در مقام رياست مسلم علوم عربيت در اندلس، دانش وی را میستود و به نقش وی در پیريزی مبانی دستور زبان عربی اذعان داشت (٢/ ٦٦٠). برخی از نويسندگان مرجع ضمير را در سخن ابنابار، درست درنيافته، ابوعلی شلوبين را شاگرد ابنبرذعی پنداشتهاند (قس: سيوطی، ١/ ٢٦٧). ابنبرذعی با بزرگان علم و ادب آن روزگار، از جمله اصحاب محيیالدين ابن عربی (٥٦٠- ٦٣٨ ق/ ١١٦٥-١٢٤٠ م) معاشر بود و از بيشتر آنان «اجازه» يافت (ابن ابار، همانجا). وی با ابن عصفور (ابوالحسن علی بن مؤمن، ٥٩٧- ٦٦٩ ق/ ١٢٠١-١٢٧١ م) معاصر بود و كتاب پرآوازۀ او ــ الممتّع در علم صرف ــ را سخت مورد انتقاد قرار داد و النّقض علی الممتّع را در ردّ آن نوشت (سيوطی، همانجا). بغدادی). نام اين كتاب را التنقيد علی الممتع ذكر كرده است (هدية، ١/ ١٢٤). ديگر آثار او كه همگی كتب و رسايل درسی و آموزشی هستند، عبارتند:
١. الافصاح بفوائد الايضاح (سيوطی، همانجا)، كه شرحی است بر ايضاح ابوعلی فارسی (٢٨٨-٣٧٧ ق/ ٩٠١-٩٨٧ م). يك نسخه از اين كتاب با عنوان الافصاح شرح الايضاح در دارالكتب المصرية نگهداری میشود (سيد، ١/ ٣٧٨). بروكلمان نيز از وجود نسخۀ ديگر اين كتاب با عنوان الافصاح عن كتاب الايضاح در قاهره ياد كرده است (٢/ ١٩٢).
٢. الاقتراح فی تلخيص الايضاح وت تبعه بالشرح والتتميم و الاصلاح (ابن ابار، همانجا)، سيوطی ظاهراً از عنوان اين كتاب چنين برداشت كرده است كه مؤلف ابتدا كتاب الاقتراح را تأليف و سپس آن را شرح كرده است (١/ ٢٦٧).
٣. فصل المقال فی أبنية الأفعال (صفدی، ٥/ ٢٠٢؛ ابن قاضی شهبة، ٢٧٩). ابن ابار نام اين كتاب را فصل المقال فی تلخيص أبنية الأفعال آورده است (٢/ ٦٦٠).
٤. غُرِّة الاصباح فی شرح أبيات الايضاح (همانجا)، برخی نام اين كتاب را غُرَر الاصباح و برخی ديگر غُرَر الصباح آوردهاند (سيوطی، همانجا؛ بغدادی، هديه، ٢/ ١٢٤).
٥. النُخب، مجموعۀ مسائل مختلف (ابن ابار، همانجا) كه چندين مجلد بوده است (صفدی، ٥/ ٢٠٢؛ ابن قاضی شهبة، ٢٧٩) صفدی (همانجا) و سيوطی (١/ ٢٦٧) نام اين کتاب را المسائل النخب آوردهاند.
٦. شرح ألفيّة ابن مُعْطٍ (بغدادی، ايضاح، ١/ ١٢٠)، كه شرحی است بر الفيۀ مشهور ابوالحسين يحيی بن عبدالمعطی (٥٦٤- ٦٢٨ ق/ ١١٦٩-١٢٣١ م).
در منابع موجود سخنی از همسر و فرزندان ابن برذعی به ميان نيامده است، و بعيد نيست كه مانند استادش ابن خروف نحوی (ياقوت، ١٥/ ٧٦) همۀ عمر را مجرد زيسته باشد. وی در سالهای آخر عمر به تونس مهاجرت كرد و در آنجا مصاحبت ابن ابار قضاعی را ــ كه در تنهايی و انزوا به سر میبرد ــ اختيار كرد و سرانجام در همان شهر بدرود حيات گفت و بدون تشريفات در مُصلای بيرون شهر به خاك سپرده شد. ابن ابار را، با توجه به اجازات لفظی و كتبی متعددی كه از ابن برذعی دريافت كرده است (ابن ابار، ٢/ ٦٦١)، بايد وارث علم او دانست، و قاعدتاً دور نيست كه دستنوشتهها و كتابهايش را پيش از وفات به او سپرده باشد، و شايد همان پايان رقتانگيز زندگانی ابن ابار (نک : ه د) و سوزانيدن كتابهای او بر روی جسدش موجب از ميان رفتن عمدۀ آثار ابن برذعی بوده باشد.
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
ابنقاضی شهبة، احمد بن محمد، طبقات النحاة و اللغويين، به كوشش محسن عياض، نجف، ١٩٧٤ م؛
بروكلمان، كارل، تاريخ الادب العربی، ترجمۀ عبدالحليم النجار، قاهره، دارالمعارف؛
بغدادی، اسماعيل بن محمد امین، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥٥ م؛
همو، ايضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، المشتبه فی الرجال اسمائهم و انسابهم، به كوشش علی محمد بجاوی، بيروت، ١٩٦٢ م؛
سمعانی، عبدالكريم بن محمد، الانساب، به كوشش عبدالرحمن يحيی المعلمی اليمانی، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
سيد، فؤاد، فهرست المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤ م؛
سيوطی، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، بيروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٧٠ م؛
ياقوت، ادبا.
محمدعلی لسانی فشاركی