دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦٧ - ابن باذش، ابوجعفر
ابن باذش، ابوجعفر
نویسنده (ها) :
زهرا خسروی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٦ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ باذِش، ابوجعفر، احمد بن علی انصاری (٤٩١-٥٤٢ق/ ١٠٩٨-١١٤٧م)، خطيب، مقری، محدث و نحوه غرناطی جَيّانی الاصل. پدر وی نيز به ابن باذش شهرت داشت (نک : ه د، ابن باذش، ابوالحسن).
به گفتۀ ابن اَبّار وی بيش از هشتاد و اندی استاد داشت ( المعجم، ٢٩) كه برخی از آنان در شمار بزرگان و مفاخر اندلس بودهاند. نخستين اين استادان، پدرش بود كه خود در نحو و ادب دستی تمام داشت و قرآن و زبان عربی تدريس میكرد. علاوه بر پدر، مشهورترين كسانی كه وی از محضرشان بهرهمند شده است، عبارتند از ابوعلی بن سكره صدفی (د ٥١٤ق/ ١١٢٠م)، ابوعلی غسانی (د ٤٩٨ق/ ١١٠٥م) و ابوعباس جرجانی شافعی (د ٤٨٢ق/ ١٠٨٩م) (ابن بشكوال، ٨٤؛ ابن ابار، همانجا). ابنابار، ابومحمد عبدالله بن محمد بن سارۀ شَنْتَرينی (٥١٧ق/ ١١٢٣م) و ابوعباس احمد بن خلف جذامی (د ٥٣١ق/ ١١٣٧م) و ابوعباس احمدبن محمد زَنَقی را نيز از استادان او ياد كرده است ( التكملة، ١/ ٣٨، ٣٩، ٢/ ٨١٦). از ميان اين اساتيد، برخی چون ابوعلی صدفی و ابوعلی غسانی به وی اجازۀ روايت داده بودند (ابن خطيب، ١/ ٢٠٢؛ ابن فرحون، ١/ ١٩٠؛ نيز نک : ابن جزری، ٨٣).
ابنباذش مردی اديب، عالم به قرائات و در كار دانش ژرفنگر و نقاد بود، چنانكه وی را يكی از مفاخر زمان خود شمردهاند (ابن ابار، المعجم، ٢٩). خود وی نيز بر آن بود كه يكی از ٣ نحوی بزرگ روزگار خويش است (پالنسيا، ١٨٦). ابن زبير معتقد است كه در علم اسناد هيچ كس به درجۀ وی نرسيده است (نک : ابنخطيب، همانجا). ابن باذش شاگردان فراوانی داشته است كه شايد معروفترين ايشان اينان باشند؛ محمد بن يوسف تميمی مازنی (همو، ٢/ ٥٢١)، محمد بن احمد بن ابی خيثمۀ جيانی (نک : همو، ٢/ ٣١٥، كه در آن به جای جيانی، «جبائی» آمده است)، احمد بن طلحۀ غرناطی (ابن عطيه، ١٨)، ابوبكر، عبدالله بن غالب محاربی غرناطی (همو، ١٩)، ابوخالد بن رفاعه، ابوعلی قلعی و ابومحمد عبدالمنعم (ابن خطيب، ١/ ٢٠٣؛ ابن فرحون، ١/ ١٩٠). منابع قديمتر تاريخ مرگ وی را ٥٤٢ق/ ١١٤٧م ذكر كردهاند (ابن بشكوال، ٨٤؛ ضبی، ٢٠٠)، اما ابن ابار ( المعجم، ١/ ٢٩) از قول ابوعباس وراق و يكی از شيوخ خود به نام ابوربيع بن سالم ٥٤٠ق/ ١١٤٥م را نيز آورده است. شگفت آنكه منابع متأخّرتر (از قرن ٨ به بعد) سال ٥٤٠ق را ترجيح دادهاند (ابن خطيب، ١/ ٢٠٣؛ ابن فرحون، ١/ ١٩١؛ ابن جزری، ١/ ٨٣؛ سيوطی، ٣٣٨؛ حاجی خليفه، ٢/ ١١٩٢؛ زبيدی، ٣٨١).
آثار ابن باذش همه در زمينۀ علوم قرآنی است. مجموعاً سه كتاب به او نسبت دادهاند كه از اين ميان تنها الاقناع فی القراآت السبع در دست است (دربارۀ نسخههای خطی كتاب نک : كاراتای، ٤١٦؛ سيد، ١/ ٦٩). اين كتاب در اسلاميكا مورد بررسی قرار گرفته و فهرست عناوين آن به تفصيل آمده است (پرتسل، VI/ ٢٨). الاقناع از شهرت و اعتبار فراوانی برخوردار بوده است، چنانكه برخی از دانشمندان معتقدند كه تاكنون كتابی همطراز آن نوشته نشده است (ابن خطيب، ٢٠٣؛ ابن فرحون، ١/ ١٩١؛ سيوطی، ٣٣٨)؛ الغاية فی القراءة علی طريقة ابن مهران، دومين اثر وی، ظاهراً از دست رفته است، اما حاجی خليفه (٢/ ١١٩٢) آن را در اختيار داشته و سطری از آغاز آن نقل كرده است (قس: بغدادی، ١/ ٨٤)؛ سومين اثر او الطرق المنداولة را فقط ابن جزری، (ص ٨٣) نام برده است.
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٥ م؛
همو، المعجم فی اصحاب القاضی الامام ابی علی الصدفی، قاهره، ١٣٧٨ ق/ ١٩٥٨ م؛
ابن بشكوال، خلف بن عبدالملک، كتاب الصلة، قاهره، ١٩٦٦ م؛
ابن جزری، محمد بن محمد، غاية النهاية، به كوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م؛
ابن خطيب، محمد بن عبدالله، الاحاطة فی اخبار غرناطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٥ م؛
ابن عطية، عبدالحق، الفهرس، به كوشش ابوالاجفان و محمد الزاهی، بيروت، ١٩٨٣ م؛
ابن فرحون، ابراهيم بن علی، الديباج المذهب، به كوشش محمد احمدی، قاهره، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
بغدادی، اسماعيل بن محمد امین، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥١ م؛
پالنسيا، گنزالس، تاريخ الفكر الاندلسی، ترجمۀ حسين مؤنس، قاهره، ١٩٥٥ م؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
زبيدی، تاج العروس؛
سيد، خطی؛
سيوطی، جلالالدين، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
ضبی، احمد بن یحیی، بُغية الملتمس، قاهره، ١٩٦٧ م؛
نيز:
Karatay, Fehmi Edhem, Topkapı Sarayı Müzesi Kütüphanesi, Arapça, Yazmaiar Kataloğu, Istanbul, ١٩٦٢;
Pretzl, Otto, «Die Wissenschaft der Koraniesung», Islamica, Leipzig, ١٩٣٤.
زهرا خسروی