دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨٤ - بستانی
بستانی
نویسنده (ها) :
عزت ملا ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُسْتانی، خاندانی لبنانی كه در پیشبرد و شكوفایی نهضت ادبی معاصر عرب نقش بسزایی داشته است. این خاندان خود را از اسلاف پادشاهان غسانی شام میدانند كه خاستگاهشان جبله از توابع لاذقیۀ شام بوده است. اینان بعدها به شمال لبنان كوچیدند و در روستای بقرقوشا سكنى گزیدند. اشتغال نیای بزرگ آنان به كشاورزی و احداث باغهایی سبز و خرم سبب شد تا به «بستانی» شهرت یابند. در ٩٦٧ق / ١٥٦٠م به سبب بروز كشمكشهای محلی در شمال لبنان برخی از آنان در دیر القمر رحل اقامت افكندند. با گذشت زمان، نوادگان این خاندان در دیگر نواحی لبنان چون دبیه، بكشتین، جونیه، كسروان، غادیر و مناطق ساحلی بیروت پراكنده شدند (بستانی، ملحم ابراهیم، ١٧٤-١٧٦، ١٨٢، ١٨٧؛ بستانی، فؤاد افرام، المعلم... ، ٦٧- ٦٨؛ موسى، ٢٥؛ جحا، ١٧).
اعضای این خاندان كه از پیشكسوتان نهضت ادبی معاصر عرب به شمار میروند، هر یك به نوبۀ خود در احیای میراث فرهنگی، تمدن و اندیشه كهن عربی و نیز تربیت و پرورش نسل نوپای لبنانی كوشیدند و با تدوین، تألیف، ترجمه، تدریس و روزنامهنگاری خدمات شایانی به جهان عرب عرضه داشتند. خاندان بستانیها كه خود با فرهنگ و دانش غربی و زبانهای اروپایی آشنا بودند، مروجان تمدن غرب در مشرق زمین گشتند و با تأسیس انجمنها، مراكز علمی و ادبی متعدد برای آشنایی جوانان لبنانی با علوم و فنون روز و اطلاع از دستاوردهای فكری اروپا تلاش كردند. تدوین نخستین دائرة المعارف عربی به وسیلۀ آنان راه پیوند میان دو اندیشۀ شرقی و غربی را هموار ساخت (بستانی، ملحمابراهیم، ٣٤١؛ حورانی، الفكر.... ، ١٢٧-١٢٩؛ طرازی، ٢ / ٦٩).
این خاندان نه تنها در راه گسترش علم و تمدن عربی كوشیدند، بلكه برای زدودن ریشههای تفرقه و نفاق نیز از هیچ كوششی دریغ نورزیدند. مفاهیم وطنپرستی، آزادیخواهی، وفاق ملی، وحدت ادیان، آموزش زنان شرقی و حفظ حقوق آنان نخستینبار به همت روشنفكران خاندان بستانی در جامعۀ لبنان راه یافت. تأسیس نخستین مدرسۀ ملی كه بعدها هسته مركزی دانشگاه لبنان شد، گامی مؤثر در راه زدودن اختلافات طایفهای و مذهبی بود. از سوی دیگر، نشریات این خاندان كه در زمرۀ پیشرفتهترین، معتبرترین و پر تیراژترین مطبوعات لبنان قرار داشت، منادی اصلاحطلبی و بیداری ملی در جهان عرب شد (طرازی، ٢ / ١٠، ٢٢؛ داغر، ٢ / ١٨٣؛ حورانی، همان، ١٢٨-١٢٩؛ «سوریه...»،.(١٣
خاندان بستانی پیوسته در نوشتارهای خود كوشیدند تا نثری روان و مفهوم همگان ابداع كنند (حورانی، همان، ١٢٧). این نوگرایی و تجدد كه دامنۀ آن به شیوههای آموزشی و كتب درسی نیز كشیده شد (داغر، ٢ / ١٨١)، گسترش همه جانبۀ زبان عربی را در میان تودهها به دنبال داشت و بستانیها را در مقابله با سیاست تركسازی حكومت عثمانی موفق ساخت (محفوظ، ٤٣). طی یك دورۀ صد ساله، چهرههای درخشان متعددی در عرصۀ علم، ادب، سیاست، دین، فرهنگ و قضا از میان این خاندان برخاسته است (نك : بستانی، ملحم ابراهیم، ٢٠٢-٢٠٥) كه در اینجا به ذكر مشهورترین آنان، بر حسب ترتیب الفبایی نامها، بسنده میشود:
١. بطرس بن بولُس
(محرم ١٢٣٥- رجب ١٣٠٠ / نوامبر ١٨١٩- مۀ ١٨٨٣)، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار، مترجم و لغتنویس. وی در روستای دبیه زاده شد. دانش مقدماتی را در آنجا از میخائیل بستانی فراگرفت. آنگاه در ١٨٣٠م به مدرسۀ عین ورقه رفت و ١٠ سال در آنجا به تحصیل علوم گوناگون چون ادبیات، تاریخ، جغرافی، منطق، فلسفه، ریاضی، الهیات و حقوق پرداخت. او همچنین زبانهای سریانی، لاتینی و ایتالیایی را نیك آموخت؛ در ١٨٤٠م به بیروت رفت و در آنجا با مبلغان مذهبی آمریكایی آشنا شد و به آیین پرُتستان گروید. این آشنایی او را در راه دستیابی به فرهنگ، تمدن و اندیشههای نوین غربی یاری رساند. سرانجام، در ١٨٤٦م با تلاش هیأتهای تبلیغی مدرسهای در عبیه دایر كرد و به مدت دو سال ضمن تدریس، ادارۀ آنجا را برعهده گرفت؛ در این ایام فرصتی یافت تا به تألیف و تدوین كتب آموزشی دست زند (بستانی، فؤاد افرام، همان، ٦٩ -٧٠؛ دبس، ٣٥١؛ حمد، ٣٢٠).
بطرس در ١٨٤٨م به بیروت بازگشت و تا ١٨٦٢م در سمت مترجمی كنسولگری آمریكا به كار پرداخت. سپس از این كار كناره گرفت تا به فعالیتهای گستردۀ ادبی و علمی همت گمارد. همكاری با عالی اسمیث در ترجمۀ تورات به زبان عربی وی را به یادگیری زبانهای عبری، آرامی، یونانی و فرانسوی واداشت (بستانی، فؤاد افرام، همان، ٧٠-٧١؛ بستانی، ملحم ابراهیم، ٣٤٢؛ المشرق، ٩٢٩).
بستانی نخستین روشنفكر جهان عرب بود كه آموزش و تربیت زنان شرقی را ضروری دانست (فاخوری، الموجز...، ٤ / ١١٥). وی همچنین برای دستیابی به اتحاد، وفاق ملی و زدودن اختلافات طایفهای و دینی كوشید. از اینرو، در ١٨٦٠م نشریۀ نفیر سوریا را به چاپ رساند (طرازی، ١ / ٦٤؛ حورانی، همان، ١٢٨-١٢٩). تأسیس مدرسۀ ملی در ١٨٦٣م نیز به همین منظور صورت گرفت. این مدرسه كه تنها با هدف ارتقای سطح علمی و دستیابی به دانش روز فعالیت میكرد، به موفقیتهای چشمگیری دست یافت و برخی از دانش آموختگان آن، از چهرههای درخشان علمی وادبی جهان عرب گشتند (زیدان، تراجم... ، ٢ / ٣٧- ٣٨؛ بستانی، فؤاد افرام، المعلم، ٧١، ٧٥-٧٦؛ محفوظ، ٤٨؛ فاخوری، تاریخ... ، ١٠٣٥).
بطرس بستانی در ژانویۀ ١٨٧٠ با هدفترویج روحیۀ آزادیخواهی، نشریۀ الجنان را بنیاد نهاد و همزمان به تدوین نخستین دائرة المعارف زبان عربی دست زد؛ اما این كار ناتمام ماند، زیرا هنوز كار دائرة المعارف پایان نیافته بود كه در بیروت درگذشت و در مقبرۀ پرتستانهای شهر به خاك سپرده شد. بستانی به عنوان سلسله جنبان تباری از ادیبان عرب (عبدالجلیل،٢٢٩) و پیشتاز جنبش معاصر ادبی (زیدان، تاریخ... ، ٤ / ٢٧٠) از راه تدریس، ترجمه و تألیف، خدمات ارزندهای به جهان عرب عرضه داشت. وی كوشید تا در اسلوب نگارش نثر عربی تحولی پدید آورد و با به كارگیری تعابیری ساده و بیپیرایه و در عین حال صحیح و استوار، راه دستیابی مخاطبانش را به دانشهای جدید هموار سازد (بستانی، فؤاد افرام، همان، ٧٨؛ یازجی، ٩٣-٩٤؛ عبود، ٢٠٤- ٢٠٥).
آثـار
آداب العرب (بیروت، ١٨٥٩م)؛ تصحیح اخبار الاعیان فی تاریخ لبنان شدیاق (بیروت، ١٨٥٩م)؛ اعمال الجمعیة السوریة (بیروت، ١٨٥٢م)؛ الباب المفتوح (ترجمه، بیروت، ١٨٤٣م)؛ بلوغ الارب فی نحو العرب (بستانی، فؤادافرام، همان، ٧٩)؛ تاریخالاصلاح (ترجمه)؛ تاریخ الفداء (ترجمۀ، نك : طرازی، ١ / ٩٠)؛ تاریخنابلیون الاول امپراطور فرنسا (بیروت، ١٨٦٨م)؛ التحفة البستانیة فی الاسفار الكروزویه (ترجمه، بیروت، ١٨٦١م)؛ تعلیم النساء (بیروت، ١٨٤٩م)؛ همكاری در ترجمۀ تورات (بیروت، ١٨٤٧م)؛ خطاب فی الهیئة الاجتماعیة و المقابلة بین العوائد العربیة و الافرنجیة (بیروت، ١٨٦٩م)؛ دائرة المعارف (بیروت، ١٨٧٦م)، كه تنها ٦ جلد از این اثر با تلاش وی منتشر شد؛ تصحیح دیوان ابن سهل (بیروت)؛ تصحیح دیوان متنبی (بیروت، ١٨٦٠م)؛ روضة التاجر فی مبادیِ مسك الدفاتر (بیروت، ١٨٥١م)؛ قصة اسعد شدیاق (بیروت، ١٨٦٠م)؛ قطر المحیط (بیروت، ١٨٦٧م)؛ كشف الحجاب فی علم الحساب (بیروت، ١٨٤٨م)؛ الكوثر (بیروت، ١٨٧٤م)؛ محیط المحیط، در ٢ مجلد (بیروت،١٨٦٧م)، كه در تدوین این اثر از واژهنامههای كهن عرب به ویژه قاموس المحیط فیروزآبادی و الصحاح جوهری سود جسته، و آن را با شیوۀ تألیف فرهنگهای معاصر غربی درآمیخته است. توجه به حرف اول كلمه برخلاف لغتنامههای رایج، شرح مفردات با استشهاد به آیات قرآنی، احادیث نبوی، شعر و امثال عربی، ذكر اصطلاحات تخصصی و بیان واژههای دخیل یا عامیانۀ رایج از عمدهترین ویژگیهای این فرهنگ است (حمد، ٣٢٠ ببـ؛ زیدان، تراجم، ٢ / ٣٨؛ لبس، ٢١٨)؛ مصباح الحاسب (بیروت،١٨٦٤م)؛ مصباح الطالب فی بحث المطالب (بیروت، ١٨٥٤م)؛ مفتاح المصباحفیاصول الصرفوالنحو (بیروت، ١٨٦٢م).
٢. بطرس بن سلیمان
(١٢٧٧- ٢٥ خرداد ١٣٤٨ش / ١٨٩٨- ١٥ ژوئن ١٩٦٩م)، ادیب، نویسنده و روزنامهنگار. وی در دیرالقمر دیده به جهان گشود؛ بعدها رهسپار بیروت شد و به تدریج از رهگذر تلاش مستمر و خودآموزی توانست توشهای عظیم از ادب عربی، فلسفه، تاریخ و علوم اجتماعی فراهم آورد؛ همچنین ادبیات فرانسه را نیك آموخت. وی در ١٩٢٣م هفتهنامۀ البیان را منتشر ساخت. در ١٩٣٠م فعالیتهای مطبوعاتی را به كناری نهاد تا یكسره وقت خود را در راه تألیف و تدریس مصروف سازد. بهرهگیری از منابع كهن عربی و اروپایی در كنار برخورداری از دانش وسیع و دقت علمی، بطرس را در نقد، تحلیل و بررسی آثار و میراث كهن عرب موفق ساخت. روانی سبك و استواری تركیبات از ویژگیهای عمدۀ نثر اوست. او سرانجام، در بیروت درگذشت و در زادگاهش مدفون شد (بستانی، ملحم ابراهیم، ٥٧٠ -٥٧٣؛ داغر، ٣ / ١٩٤، ١٩٥؛ زركلی، ٢ / ٥٩).
آثار
ادباء العرب، در ٣ مجلد (بیروت، ١٩٣١-١٩٣٧م)؛ تصحیح التوابع و الزوابع از ابن شُهَید اشجعی (بیروت، ١٩٥١م)؛ چاپ و نشر رسائل اخوان الصفا (بیروت، دارصادر)؛ الشعراء الفرسان (بیروت)؛ تصحیح لسان العرب، در ٦٢ مجلد (بیروت، دارصادر)؛ معارك العرب فی الاندلس (بیروت، ١٩٦٤م)؛ معارك العرب فی الشرق و الغرب (بیروت، ١٩٤٤م)؛ تصحیح معجم البلدان (بیروت، دارصادر)؛ مناهل الادب العربی (بیروت، ١٩٤٩م)؛ منتقیات ادباء العرب فی الاعصر العباسیة (بیروت، ١٩٤٨م).
٣. سعید سلیم
(١٣٠١-١٣٥٦ش / ١٩٢٢-١٩٧٧م)، ادیب، نویسنده و شاعر. وی در مرج به دنیا آمد. در ١٩٣٩م از دانشگاه قدیس یوسف بیروت فارغالتحصیل شد؛ آنگاه به تدریس اشتغال ورزید. تدوین كتب آموزشی مدارس و همكاری در انتشار المجلة التربویة حاصل تلاش وی در این دوران بود. او كه همواره سودای دانشاندوزی در سر داشت، برای ادامۀ تحصیلات عالی رهسپار فرانسه شد و پس از اخذ دكترای ادبیات به لبنان بازگشت و در مقاطع مختلف دانشگاهی به تدریس پرداخت و چندی به ریاست دانشكدههای مدیریت و ادبیات منصوب شد. دیوان ابن رومی همراه با زندگی و آثار شاعر (بیروت، ١٩٦٧م) و منهجیة البحث الجامعی (بیروت، ١٩٨٩م) از آثار اوست؛ اما به سبب مرگ ناگهانی، دیگر كارهای علمی او ناتمام ماند. سعید شعر نیز میسرود و زجلها و قصاید شیوایی به زبان عربی و نیز اشعاری به زبان فرانسوی دارد (بستانی، ملحم ابراهیم، ٦٣٢؛S, ²EI).
٤. سلیم بن بطرس
(محرم ١٢٦٥- ٢٢ ذیقعدۀ ١٣٠١ / دسامبر ١٨٤٨- ١٣ سپتامبر ١٨٨٤)، ادیب، داستانپرداز و روزنامهنگار. وی در عبیه متولد شد و در مدرسۀ ملی بیروت درس خواند و نزد ناصیف یازجی و خطار دحداح دانش آموخت و تركی، انگلیسی و فرانسه را نیك فراگرفت. در ١٨٦٢م بهعنوان مترجم در كنسولگری آمریكا بهكار پرداخت و تا ١٨٧١م همچنان در این سمت باقی ماند. از آن پس مترجمی را به كناری نهاد تا در اجرای طرحهای علمی و ادبی پدر را یاری رساند. همكاری در تدوین و انتشار دائرة المعارف، تدریس و ادارۀ مدرسۀ ملی، عضویتدر جمعیت علمیسوریه و مجمع علمیشرقی و چاپنشریههای الجَنّة و الجُنَینة نمونههایی از تلاش مستمر وی در این ایام بود (طرازی، ٢ / ١٠، ٢٢، ٦٨ -٦٩؛ سركیس،٥٥٩؛ داغر،٢ / ١٨٦-١٨٧؛ جحا،٢٦ ،٢٧).
سلیم را طلیعهدار داستانسرایی نوین عرب دانستهاند. او با الهام از موضوعات تاریخی، میراث كهن عرب را اساس كار خود قرار داد و به نوآوریهایی دست زد. وی در آثارش نظم و نثر را درهم آمیخت، اسلوب بیانی را با انواع استعارات و تشبیهات آراست و همچون مصلحی درصدد ترویج مسائل اخلاقی و اصلاح جامعه برآمد (عبود، ٢٠٧؛ محفوظ، ٧١ ببـ ؛ نیز S,² (EI با این حال، نمیتوان گرایش به اطناب، پرداختن به مفاهیم كلی و توضیح بدیهیات به جای تصویر حالات درونی افراد را در آثارش نادیده انگاشت (عبود، همانجا؛ كرم، ٨٠-٨١). سرانجام، وی در روستای بوارج جان سپرد و در بیروت مدفون شد (مجاهد، ٣ / ١٠١٩).
آثار
تاریخ عام قدیم (بیروت، ١٨٨٤م)؛ تاریخ فرنسا الحدیث (ترجمه، بیروت، ١٨٨٤م)؛ تاریخ نابولیون بونابرت فی مصر و سوریا (اسكندریه، ١٩١٤م)؛ دائرة المعارف، مجلد ٧ و ٨ (بیروت، ١٨٧٦ و ١٨٧٧م). افزون بر آثار یاد شده، وی از ١٨٧١م تا پایان عمر نمایشنامهها و مجموعههای داستانی دنبالهداری در مجلۀ الجنان نگاشت (برای اطلاع از عناوین آنها، نك : طرازی، ٢ / ٦٩؛ عبود، همانجا؛ شیخو،٢ / ١١١؛ داغر، ٢ / ١٨٧؛ خوری، ٨٦، ١٢٨).
٥. سلیمان بن خَطّار
(اول خرداد ١٢٣٥- ١١ خرداد ١٣٠٤ش / ٢٢مۀ ١٨٥٦ـ اول ژوئن ١٩٢٥م)، ادیب، نویسنده، مترجم و سیاستمدار. وی در روستای بكشتین زاده شد؛ علوم مقدماتی را از عبدالله بستانی فرا گرفت؛ آنگاه به مدرسۀ ملی بیروت رفت و در محضر ناصیف یازجی و یوسف اسیر دانش آموخت و دیری نپایید كه به مدد استعداد سرشار و حافظهای قوی به علوم متداول و نیز زبانهای انگلیسی، فرانسوی، تركی و سریانی تسلط یافت؛ پس از تحصیل چندی در مدرسۀ ملی به تدریس پرداخت و همكاری همه جانبهای را با بطرس بستانی آغاز كرد؛ در ١٨٧٦م به بصره رفت تا مدرسهای به سبك نوین در آنجا بنیاد نهد؛ همزمان به تجارت پرداخت و به مناصب مهمی دست یافت (موسێ، ٢٥-٢٧؛ حطیط، ٢٩٢-٢٩٣؛ عطاءالله، ٢ / ٣٤٨-٣٤٩). سلیمان در این ایام به كشورهای مختلف آسیایی، اروپایی و آمریكایی سفر كرد. او برای شناخت آداب، رسوم و سنتهای قبایل بادیهنشین عرب به تحقیق در زندگی آنان پرداخت؛ سرانجام، توانست با معرفی قبایل ناشناخته و جمعآوری اشعار اصیل عربی، خدمات ارزندهای ارائه دهد (صوایا، ١٤- ١٥؛ فاخوری، تاریخ، ١٠٨٦-١٠٨٧؛ موسێ، ٢٨). به تدریج وی بر ١٤ زبان زنده تسلط یافت و توشهای گران قدر از فرهنگ شرق و غرب اندوخت. این امر سلیمان را بر آفرینش شاهكار ادبی خود، یعنی ترجمۀ ایلیاد هُمر موفق ساخت (صوایا، ١٠؛ فاخوری، همان، ١٠٨٨).
سلیمان در ١٩٠٨م به نمایندگی از سوی اهالی بیروت به پارلمان عثمانی راه یافت و در آغاز به حمایت از خط مشی سیاسی عثمانیان پرداخت. از اینرو، برای استوار ساختن روابط نژادهای گوناگون امپراتوری عثمانی و نزدیكی قلوب نژادهای مختلف به تكاپو برخاست. سرانجام، به سبب ورود عثمانیها در صحنۀ جنگ جهانی اول برضد متفقین، روابطش با آنان به تیرگی گرایید. از آن پس، به سویس و قاهره رفت. او كه به تدریج بینایی خود را از دست داده بود، در ١٩٢٤م برای معالجه رهسپار آمریكا شد. سرانجام، در نیویورك جان سپرد. پیكرش به بیروت منتقل، و در زادگاهش مدفون شد (طرازی، ٢ / ١٦٣-١٦٤؛ بستانی، فؤاد افرام، سلیمان...، ٣٨٧- ٣٨٨؛ موسێ، ٣٠، ٣٥-٣٩).
سلیمان بستانی در زمینۀ ادبیات تطبیقی پایهگذار و راهگشا بود و كار او، بعدها به رواج كاربرد نمادین اساطیر یونانی در ادب عربی انجامید. او همچنین ناقدی توانمند بود كه نقد ادبی عرب به همت وی پایهگذاری شد (موسێ، ٥٠ -٥١؛ حورانی، «دایرةالمعارف...»، ٢٨؛ بستانی، بطرس، ٤٦١-٤٦٢). سلیمان شعر نیز میسرود. شمار ابیاتش از ٥ هزار بیت فراتر بود كه تنها اندكی از آنها باقی مانده است. وی در سرودههایش به مسائل اخلاقی و فلسفی توجه خاص داشت؛ هرچند به سبك كلاسیك عرب پایبند بود، اما از خود نوآوری نشان داده بود (بستانی، فؤاد افرام، همان، ٣٩١؛ موسى، ٣٣، ٥٤، ٥٦).
آثار
الاختزال العربی (معلوف، ٢٥١)؛ ترجمۀ ایلیاد هُمر با مقدمه و شرح آن (بیروت، ١٩٠٤م). ترجمۀ این اثر از ١٨٨٨م آغاز شد و در ١٨٩٥م پایان یافت ( اعلام... ، ١٦٦-١٦٧). با آنكه مقدمۀ آن در تعدد موضوعات،فوائد بیشمار و ارزش ادبی بیشباهت به مقدمۀ ابن خلدون نیست ( المقتطف، شمـ ٦٧، ص ٢٤٤)، با این حال، با استقبالی كه لایق آن بود، روبهرو نشد (عبدالجلیل، ٢٢٩)؛ مجموعۀ شعری الداء و الشفاء (قاهره، ١٩٣٠م)؛ دیوان العرب الحالیین (حطیط، ٢٩٥)؛ عبرة و ذكری، دربارۀ وضع امپراتوری عثمانی پیش از «دستور» ١٩٠٨م و پس از آن (بیروت، ١٩٧٨م)؛ دائرةالمعارف، مجلدات ٩ تا ١١ (بیروت، ١٨٨٩-١٩٠٠م)؛ «خاطرات»، به زبان انگلیسی (موسى، ٣٣).
٦. عبدالله بن میخائیل
(آذر ١٢٣٣ـ بهمن ١٣٠٨/دسامبر ١٨٥٤ ـ فوریۀ ١٩٣٠)، ادیب، شاعر و لغتنویس. وی در دبیه دیده به جهان گشود. در مدرسۀ ملی بیروت درس خواند. در آنجا از ناصیف یازجی و یوسف اسیر دانش آموخت و زبان فرانسه را به خوبی فرا گرفت؛ پس از اتمام تحصیل در مدارس مختلف لبنان به تدریس پرداخت؛ چندی به قبرس رفت و در آنجا نشریۀ جهینة الاخبار را منتشر ساخت. بیش از ٥٠ سال از عمر وی در عرصۀ تعلیم و تربیت سپری شد. در این ایام دانش آموزان بیشماری از خرمن علم او خوشه چیدند كه بعدها برخی از آنان در آسمان علم و ادب عربی بلندآوازه شدند («ترجمة...»، ١/٥؛ بستانی، ملحم ابراهیم، ٢١١، ٤٠٨-٤١١؛ المقتطف، شم (٣)٧٦، ص ٣٥٨-٣٥٩؛ داغر، ٢/١٩٣-١٩٤). عبدالله شعر نیز میسرود و در سرودن ماده تاریخ از خود زبردستی نشان داده است. سرودههایش همگی رنگوبوی اشعار جاهلی را در اذهان تداعی میكند («ترجمة»، ١/٦؛ عبود، ٦٢، ١٤٧؛ داغر، ٢/١٩٣). وی همچنین نمایشنامههای متعددی تدوین كرده كه بیشتر از تاریخ عرب یا ادبیات فرانسه الهام گرفته است (برای اطلاع از عناوین آنها، نك : بستانی، ملحم ابراهیم، ٤١٢؛ داغر، ٢/١٩٣-١٩٤؛ المقتطف، شم (٣)٧٦، ص ٣٥٩).
عبدالله به عضویت فرهنگستان علمی دمشق درآمد و در اواخر عمر ریاست فرهنگستان لبنان را عهدهدار شد و سرانجام به دریافت نشان افتخار نائل آمد. وی در بیروت دیده از جهان فروبست و در دیر القمر به خاك سپرده شد (معلوف، ٢٨؛ المقتطف، همانجا؛ زركلی، ٤ / ١٤١؛S ,² (EI
آثار
تصحیح و شرح الاقتضاب فی شرح ادب الكتّاب از بطلیوسی (بیروت، ١٩٠١م)؛ تصحیح و شرح بحث المطالب از جرمانوس فرحات (بستانی، ملحم ابراهیم، ٤١٣)؛ البستان، فرهنگ عربی در ٢ جلد، مشتمل بر واژههای تخصصی، دخیل و معاصر عرب (بیروت، ١٩٢٧م)؛ ترجمۀ حكایات لافونتن ( المقتطف، همانجا)؛ خطاب فی التاریخ العام (ترجمه، بیروت، ١٨٨٢م)؛ ریحانة الانس فی تهنئة المطران یوسف الدبس (بیروت، ١٨٨٧م)؛ تصحیح دیوان ابوفراس حمدانی (همانجا)؛ فاكهة البستان (بیروت، ١٩٣٠م)؛ كتاب النحو (بعبدا، ١٩٠٠م)؛ مقتل هیرودوس لولدیه: اسكندر و ارسطبولس (بیروت، ١٨٨٩م)؛ مناظرة لغویة ادیبة (قاهره، ١٩٣٦م)؛ الوافی (بیروت، ١٩٨٠م).
٧. فؤاد افرام
(٢٤ مرداد ١٢٨٣ـ ١٢ بهمن ١٣٧٢ش / ١٥ اوت ١٩٠٤ـ اول فوریۀ ١٩٩٤م)، ادیب، نویسنده، داستانپرداز و منتقد. وی در دیر القمر متولد شد؛ در دانشگاه قدیس یوسف بیروت تحصیلات عالی را دنبال كرد و پس از اتمام تحصیل در همان دانشگاه و دیگر مراكز آموزش عالی لبنان به تدریس پرداخت. وی همچنین دبیر هیأت تحریریۀ مجلۀ المشرق، رئیس تربیت معلم و رئیس دانشگاه لبنان بود. او به سبب مقام والای علمی و خدمات ارزندهای كه در راه احیای اندیشه و میراث فرهنگی عرب ارائه كرد، بارها به دریافت نشان افتخار از دولتهای لبنان و اسپانیا و آكادمی فرانسه نائل شد (بستانی، ملحم ابراهیم، ٥٧٤ -٥٧٦، ٥٧٩؛ خاطر، ٧).
آثار
افزون بر مقالات بیشمار علمی، تاریخی و ادبی كه در نشریات گوناگون عربی به چاپ رسانده است (نك : شیخو، ٣ / ٦٨؛ ببلیوغرافیا، ٣ / ٢٣٩١؛ عبدالرحمان، ٢٨٨، ٣٠٣، جمـ )، دیگر آثار او اینهاست: ابوالعلاء المعری فی بغداد (بیروت، ١٩٢٨م)؛ ابوالطیب المتنبی، المدائح و الاهاجی (بیروت، ١٩٢٧م)؛ احادیث الشهور (بیروت، ١٩٧٨م)؛ الاحابیش فی مكة (ترجمه، بیروت، ١٩٣٦م)؛ الادب العربی فی آثار اعلامه (بیروت، ١٩٥١م)؛ ارمیا النبی (بیروت، ١٩٧٣م)؛ الاصول المسیحیة الشرقیة (بیروت، ١٩٧٢م)؛ الاعشی الكبیر (بیروت، ١٩٦٣م)، بغداد عاصمة الادب العباسی، ١٩٣٤م؛ ویرایش الیاذههومیروس، از سلیمانبستانی (بیروت، ١٩٥٥م)؛ الانشاء الشفهی عند العرب (بیروت، ١٩٤١م)؛ تاریخ التعلیم فی لبنان (بیروت، ١٩٥٠م)؛ تاریخ لبنان التمهیدی المصور (بیروت، ١٩٣٨م)؛ تاریخ لبنان الموجز (بیروت، ١٩٣٧م)؛ تصحیح تاریخ الامیر فخرالدین المعنی (بیروت، ١٩٨٥م)؛ التذكرة اللبنانیة: اقوال مختارة فی لبنان (بیروت، ١٩٥٣م)؛ الثأر و صفته الدینیة عند العرب الجاهلیین (ترجمه، بیروت، ١٩٣٥م)؛ تصحیح الجامعیون: رجال لبنان الجدید (بیروت، ١٣٦٩ق)؛ الحطیئة (بیروت، ١٩٣٠م)؛ حلب عاصفة الادب الحمدانی (بیروت، ١٩٣٨م)؛ الحلم عند العرب (ترجمه، بیروت، ١٩٣٤م)؛ خصائص الشعب اللبنانی (بیروت، ١٩٤٦م)؛ خمسة ایام فی ربوع الشام (بیروت، ١٩٥٠م)؛ الخنساء (بیروت، ١٩٥٧م)؛ دمشق الشام: لمحة تاریخیة (ترجمه، دمشق، ١٩٩٠م)؛ دائرةالمعارف (بیروت، ١٩٥٦م ببـ)؛ دور النصاری فی اقرار الخلافة الامویة (بیروت، ١٩٣٨م)؛ تصحیح دیوان نقولا ترك (بیروت، ١٩٤٩م)؛ رسالة الحاتمیة فی المقابلة بین المتنبی و ارسطو فی الحكمة (بیروت، ١٩٣٠م)؛ الروائع، سلسلهای از متون عربی در ٥٧ جلد؛ زهیر بن ابی سلمى (بیروت، ١٩٢٩م)؛ سلیمان البستانی فی بغداد (بیروت، ١٩٥٣م)؛ الشیخ ناصیف الیازجی، منتخبات شعریة (بیروت، ١٩٢٩م)؛ عبادة الحجارة فی العصر الجاهلی (ترجمه، بیروت، ١٩٣٨م)؛ على عهد الامیر (بیروت، ١٩٢٦م)؛ عمرو بن كلثوم و الحارث بن حِلّزة (بیروت، ١٩٢٩م)؛ عنترة بن شداد (بیروت، ١٩٣٠م)؛ الغررالحسان یا تاریخالامیر الحیدر (بیروت، ١٩٣٣م)؛ الفقهالاسلامی (ترجمه، بیروت، ١٩٣٣م)؛ فی بلد الامیر (بیروت، ١٩٨٢م)؛ قصص من فؤاد افرام (بیروت، ١٩٨١م)؛ تصحیح لبنان فی عهد الامراء الشهابیین (بیروت، ١٩٣٣م)؛ تصحیح لبنان فی عهد الامیر فخرالدین الثانی (بیروت، ١٩٣٦م)؛ لبنان ماقبل التاریخ (بیروت، ١٩٤٦م)؛ لماذا (بیروت، ١٩٣٠م)؛ لهجة لبنانیة من قبرص منذ سبعة قرون (استانبول، ١٩٥١م)؛ مار مارون (بیروت، ١٩٤٨م)؛ مارینا اللبنانیة (بیروت، ١٩٨٣م)؛ المتنبی و الشعر الصحافی (دمشق، ١٩٣٦م)؛ المجانی الحدیثة عن مجانی الاب شیخو (بیروت، ١٩٤٦م)؛ المساجد و المناسك فی الجاهلیة (ترجمه، بیروت، ١٩٤١م)؛ مساهمة لبنان فی درس ابن سینا (بغداد، ١٩٥٢م)؛ معانی الایام، مراحل السنة اللبنانیة (بیروت، ١٩٨٠م)؛ مع الاب شربل مخلوف بقا عكفرا (بیروت، ١٩٨١م)؛ المعری ضحیة العقل (دمشق، ١٩٤٥م)؛ تصحیح المعلم بطرس البستانی، تعلیم النساء (بیروت، ١٩٥٠م)؛ منجد الطلاب (بیروت، چاپهایمتعدد)؛ منشهود عهدالامیربشیر (پاریس،١٩٤٨م)؛ مواقف اللبنانیة (بیروت، ١٩٨٢م)؛ مقدمه بر الموسوعه فی علوم الطبیعه (بیروت، ١٩٦٥م)؛ النابغة الذبیانی (بیروت، ١٩٣١م)؛ النصاری فی مكة قبیل الهجرة (ترجمه، بیروت، ١٩٣٧م)؛ النقد الادبی، فائدته، طریقته العلمیة (بیروت، ١٩٥٣م)؛ ولیالدین یكن (بیروت، ١٩٢٩م)؛ یحیی ابن سرجون: القدیس یوحنا الدمشقی (بیروت، ١٩٨٥م).
٨. كرم سلیمان
(بهمن ١٢٧٢- فروردین ١٣٤٥ / فوریۀ ١٨٩٤- آوریل ١٩٦٦)، ادیب، نویسنده و روزنامهنگار. وی در دیر القمر به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در مدرسۀ یسوعیان آنجا طی كرد. در این ایام زبان فرانسه، انگلیسی و تركی را به خوبی آموخت. در اواخر جنگ جهانی اول به بیروت رفت و وقت خود را یكسره صرف فعالیتهای ادبی كرد. چندی در اداره مجلۀ البیان به برادرش بطرس یاری رساند و همزمان به تدریس نیز اشتغال ورزید. آنگاه به تدوین و تألیف كتابهای آموزشی و نیز به تصحیح انتقادی متون كهن عرب همت گماشت. كرم به موسیقی و فعالیتهای سینمایی نیز علاقهمند بود. در مۀ ١٩٣٤ هنر و توانمندی خود را با نگارش سناریوی نخستین فیلم عربی لبنان به اثبات رساند (بستانی، ملحم ابراهیم، ٥٦٨ -٥٦٩؛ داغر، ٣ / ١٩٨).
آثار
ابوالفرج الاصبهانی (بیروت، ١٩٥٢م)؛ اساطیر شرقیة (بیروت، ١٩٤٤م)؛ شرح و تصحیح ١٥ جلد از الاغانی (بیروت)؛ امیرات لبنانیات (بیروت، ١٩٥٠م)؛ الایدی السخیة (بیروت، ١٩٩٠م)؛ البیان: خلاصة القواعد البیانیة (بیروت، ١٩٤٢م)؛ تحت ظلال القنا (بیروت، ١٩٩٠م)؛ حاتم الطائی (بیروت، ١٩٨٢م)؛ الحصائد در ٢ مجلد (بیروت، ١٩٣٦م)؛ حكایات لبنانیة (بیروت، ١٩٦١م)؛ تصحیح دیوان ابن خفاجه (بیروت، ١٩٥١م)؛ تصحیح دیوان ابن زیدون (بیروت، ١٩٦٠م)؛ تصحیح دیوان ابن هانی (بیروت، ١٩٥٢م)؛ تصحیح دیوان خنساء (بیروت، ١٩٦٠م)؛ تصحیح دیوان زهیر بن ابی سلمی (بیروت، ١٩٦٠م)؛ تصحیح دیوان طرفة بن عبد (داغر، ٣/١٩٩)؛ تصحیح دیوان عباس بن احنف (بیروت، ١٩٨٦م)؛ تصحیح دیوان عبید ابن ابرص (بیروت، ١٩٥٨م)؛ تصحیح دیوان عروة بن ورد (داغر، همانجا)؛ تصحیح دیوان نابغة ذبیانی (بیروت، ١٩٦٠م)؛ شرح سقط الزند (داغر، همانجا)؛ سلطانة العذاریة (بیروت، ١٩٥٩م)؛ تصحیح العقد الفرید (بیروت)؛ شرح لزوم مالایلزم (داغر، همانجا)؛ مخاطبة الملوك (بیروت، ١٩٩٠م)؛ مشاهدات فی لبنان (ترجمه) (بستانی، ملحم ابراهیم، ٥٦٩)؛ النساء العربیات فی الادب (بیروت، ١٩٤٧م).
٩. وَدیع فارس
(١٢٦٧-١٣٣٣ش / ١٨٨٨-١٩٥٤م)، ادیب، نویسنده، مترجم و شاعر. او در دبیه زاده شد؛ در مدرسۀ سوق الغرب درس خواند؛ تحصیلات عالی را در دانشگاه آمریكایی بیروت دنبال كرد و آنگاه به تدریس روی آورد. وی در ١٩٠٩م به عنوان مترجم كنسولگری آمریكا در یمن مشغول به كار شد؛ دیری نپایید تا در پی دانش آموزی به كشورهای عربی، اروپایی و آسیایی سفر كرد و با تجاربی كه در این راه اندوخت، به ترجمۀ آثار ادبی معروف جهان دست زد. او در ١٩١٢م نشریۀ دیر القمر را تأسیس كرد (همو، ٣٦٢-٣٦٤؛عودات، ٤٤- ٤٥؛ طرازی، ٤ / ٣٦).
ودیع در ١٩١٧م به مناصب اجرایی مهمی در دستگاه اداری فلسطین دست یافت. از اینرو، در شهرستان یافا سكنێ گزید. او به سبب دفاع از حقانیت ملت فلسطین و مقابله با اقدامات صهیونیستها از خشم مقامات انگلیسی در امان نماند و چندی به بئر السبع تبعید شد. وی در ١٩٢٣م به همراه هیأت فلسطینی برای گفت و گو با مقامات بریتانیایی رهسپار لندن شد.
ودیع در ١٩٣٠م پس از طی دورههای حقوق در بیتالمقدس به وكالت پرداخت. در این ایام مبارزات ملی و پرداختن به حرفۀ وكالت پیوند او را با عرصۀ علم و ادب گسست؛ چندانكه تنها به سرودن قصایدی در مناسبتهای خاص بسنده میكرد (بستانی، ملحمابراهیم، ٣٦٤-٣٦٧؛ عودات، ٤٥-٤٧؛ نیز نك : دور... ، ٢٥٥، ٢٨١، ٢٨٩)؛ سرانجام، در ١٩٤٢م از تمامی فعالیتهای سیاسی دست كشید و یكسره به تألیف پرداخت. او همچنین به ترجمۀ شاهكارهای حماسی و نیمه حماسی از ادبیات هند باستان اهتمام ورزید. ودیع در فوریۀ ١٩٥٣ به لبنان بازگشت، در همان سال از مقام علمی او قدردانی شد و به پاس خدماتش به دریافت نشان طلایی لبنان نائل آمد (بستانی، ملحم ابراهیم، ٣٦٨-٣٧٠؛ عودات، ٤٨).
آثار چاپی
: الانتداب الفلسطینی باطل و محال (بیروت، ١٩٣٦م)؛ البستانی، ترجمۀ گزیدهای از اشعار هندی (قاهره، ١٩١٧م)؛ بطریركیة اورشلیم الارثوذكسیة (بیروت)؛ خمسون عاماً فی فلسطین (ترجمه، بیروت، ١٩٤٧م)؛ دیوانالفلسطینیات، مجموعۀ شعر (بیروت، ١٩٤٦م)؛ الرامیانة (ترجمۀ منظوم، بیروت)؛ رباعیات ابی العلاء، به زبان انگلیسی (بیروت)؛ رباعیات الحرب (ترجمۀ، بیروت، ١٩١٦م)؛ ترجمۀ رباعیات عمر خیام (قاهره، ١٩١٢م)؛ السعادة و السلام (ترجمه، بیروت، ١٩١٠م)؛ محاسن الطبیعة و عجائب الكون (ترجمه، قاهره، ١٩١١م)؛ مسراتالحیاة (ترجمه، قاهره،١٩١١م)؛ معنیالحیاة (ترجمه، بیروت، ١٩١٠م)؛ المهبراته، ترجمه از زبان سنسكریت به عربی (بیروت، ١٩٥٢م).
آثار خطی
الى ذی عبقر؛ ذكری الفراق؛ رسالة فی الالف و الهمزة و الیاء؛ شاكنتلا (= الخاتم المفقود )؛ عمر الخیام: شعر و نثر؛ ترجمۀ الغیتة (= النشید الالهی، از آثار ادبی هند)؛ ترجمۀ كلیله و دمنه؛ مجانی الشعر؛ موجز الاساطیر الهندویة؛ ترجمۀ منظوم نالاودامنیتی، از ادبیات هند باستان (بستانی، ملحم ابراهیم، ٣٦٨؛ عودات، همانجا).
مآخذ
اعلام اللبنانیین فی نهضة الاداب العربیة، بیروت، ١٩٤٨م؛
ببلیوغرافیا الوحدة العربیة، بیروت، مركز دراسات الوحدة العربیه؛
بستانی، بطرس، ادباء العرب، بیروت، ١٩٧٩م؛
بستانی، فؤاد افرام، سلیمان البستانی، بیروت، ١٩٥٥م؛
همو، المعلم بطرس البستانی، بیروت، ١٩٥٠م؛
بستانی، ملحم ابراهیم، كوثر النفوس و سفر الخالدین، بیروت، ١٩٥٤م؛
«ترجمة المؤلف»، در مقدمه البستان عبدالله بستانی، بیروت، ١٩٢٧م؛
جحا، میشال، سلیم البستانی، لندن، ١٩٨٩م؛
حطیط، كاظم، اعلام و رواد فی الادب العربی، بیروت، ١٩٨٧م؛
حمد، علی توفیق، «بطرس البستانی و جهوده المعجمیة»، المعجمیة العربیة المعاصرة، بیروت، ١٩٨٧م؛
حورانی، آلبرت، «دایرة المعارف بستانی»، نشر دانش، ترجمۀ مرتضێ اسعدی، تهران، ١٣٧٠ش، س ١٣، شمـ ١؛
همو، الفكر العربی فی عصر النهضة، بیروت، دارالنهار؛
خاطر، لحد، عهد المتصرفین فی لبنان، بیروت، ١٩٨٢م؛
خوری، یوسف، اعمال الجمعیة العلمیة السوریة، بیروت، دارالحمراء؛
داغر، یوسف، مصادر الدراسة الادبیة، بیروت، ١٩٨٣م؛
دبس، یوسف، الجامع المفصل فی تاریخ الموارنة المؤصل، بیروت، ١٩٨٧م؛
دور الادب فی الوعی القومی العربی، بیروت، مركز دراسات الوحدة العربیهة؛
زركلی، اعلام؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، قاهره، ١٩٥٧م؛
همو، تراجم مشاهیر الشرق، بیروت، ١٩٠٢م؛
سركیس، یوسف، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره، ١٩٢٨م؛
شیخو، لویس، الاداب العربیة فی القرن التاسع عشر، بیروت، ١٩١٠م؛
صوایا، میخائیل، سلیمان البستانی و الیاذه هومیروس، بیروت، مكتبة صادر؛
طرازی، فیلیپ، تاریخ الصحافة العربیة، بیروت، ١٩١٣م؛
عبدالرحمان،عبدالجبار و سمیرهعباس جعفر، كشافالدوریات العربیة، بغداد،١٩٨٩م؛
عبود، مارون، رواد النهضة الحدیثة، بیروت، دارالثقافه؛
عطاءالله، رشید، تاریخ الا¸داب العربیة، به كوشش علی غیب عطوی، بیروت، ١٩٨٥م؛
عودات، یعقوب، من اعلام الفكر و الادب فی فلسطین، عمان، ١٩٨٧م؛
فاخوری، حنا، تاریخ الادب العربی، جونیه، ١٩٨٧م؛
همو، الموجز فی الادب العربی و تاریخه، بیروت، ١٩٨٥م؛
كرم، فیكتور كلارجی، «الفن القصصی اللبنانی فی القرن التاسع عشر و مطلع القرن العشرین»، المشرق، بیروت، ١٩٤٧م، س ٤١، شمـ ١؛
لبس، انطوان، توجهات الاكلیروس المارونی السیاسیة فی جبل لبنان، بیروت، ١٩٩١م؛
مجاهد، زكی، الاعلام الشرقیه، بیروت، ١٩٩٤م؛
محفوظ، عصام، حوار مع رواد النهضة العربیة، لندن، ١٩٨٨م؛
المشرق، بیروت، ١٩٠٩م، س ١٢، شمـ ٧؛
معلوف، عیسێ، «العلامة سلیمان البستانی»، المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٩٢٥م، ج ٥؛
المقتطف، ١٩٢٥م، شمـ ٦٧، ١٩٣٠م، شمـ (٣)٧٦؛
موسێ، منیف، سلیمان البستانی فی حیاته و فكره و ادبه، بیروت، ١٩٨٤م؛
یازجی، كمال، رواد النهضة الادبیة، بیروت، ١٩٦٢م؛
نیز:
Abd-al-Jalil, J.M., Histoire de la litterature arabe,
EI², S;
Syria Under Assad, ed. M. Ma‘oz and A. Yaniv,
عزت ملاابراهیمی