دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٨ - ابن ابی حجله
ابن ابی حجله
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی حَجَله، ابوالعباس شهابالدین احمد بن یحیی بن ابی بكر، شاعر و ادیب تِلمسانی (٧٢٥-٧٧٦ق / ١٣٢٥-١٣٧٤م). وی در زاویۀ نیای بزرگش، ابوحجله، در شهر تلمسان (امروزه در الجزایر) به دنیا آمد و در مصر درگذشت (ابن حجر، دُرَر، ١ / ٣٩١؛ قس: همو، انباء، ١ / ١١٠؛ ابن عماد ٦ / ٢٤٠، ٢٤١؛ ابن تغری بردی، ١١ / ١٣١). شهرت او برگرفته از كنیۀ جدش ابوحجله است كه از صلحا و زهّاد نامدار عصر خود بود و گفتهاند كه به جهت كرامتی كه از او ظاهر شده و كبكی از هوا آمده روی آستین او تخم گذارده بوده است، به «ابوحَجَله» (پدر كبك) شهرت یافته بوده است (ابن حجر، انباء، ١ / ١٠٩؛ طاش كپریزاده، ١ / ١٨٦؛ ابن عماد، ٦ / ٢٤١؛ قس: حفناوی، ٢ / ٤٦). ابن ابی حجله در اوان جوانی، همراه پدر و مادر و برادرانش (نویهض، ٤٧) از زادگاه خود روانۀ حجاز و سپس دمشق شد. مدتی در آنجا اقامت گزید و به تحصیل علم به ویژه فنون بلاغت و ادبیات همت گماشت تا مهارت تمام یافت (ابن حجر، درر، ١ / ٣٩٠). آنگاه به قاهره كوچ كرد و سالهای واپسین عمر خود را در خانقاه منجك یوسفی (در نزدیكی قاهره) به سر برد و پیر آنجا بود و هم در آنجا وفات یافت (ابن حجر، انباء، ١ / ١٠٨؛ همو، درر، ١ / ٣٩٠-٣٩١؛ قس: ابن تغری بردی، ١١ / ١٣١). ابن ابی حجله در شعر و شاعری، به خصوص در سرودن قطعات و قصائد وصف و مدح و هجاء مهارت بسیار داشت و فراوان شعر میگفت (ابن احمر، ٢٢٩؛ قس: ابن حجر، درر، ١ / ٣٩١، ٣٩٢)، ولی بعضی از معاصرانش او را به علّت ندانستن عروض، شاید بیاعتنایی به آن، نكوهش كردهاند. نثر آراسته و پیراستهای نیز داشت و در فن ترسّل استاد بود (ابن حجر، انباء، ١ / ١٠٨- ١٠٩؛ ابن عماد، ٦ / ٢٤٠). در نوشتن مقامات هم ذوق خویش را آزمود و به خَلق آثار زیبایی دست یافت. اما از آنجا كه مدّعی همپایی با مقامات حریری بود، مورد سرزنش واقع شد (ابن حجر، ابن عماد، همانجاها، ٦ / ٢٤٠؛ قس: ابن حجر، درر، ١ / ٣٩١). از دیگر علوم مرسوم زمان خود نیز بیبهره نبود، چنانكه ابن احمر، تذكرهنویس معاصرش، ضمن تجلیل از مقام علمی وی، او را «فقیه» نامیده است (ص ٢٢٨؛ قس: مدرس، ٧ / ٣٣٢). ابنابیحجله، بنا به شیوۀ معهود اهل شعر و ادب، نسبت به فرقه و مذهب خاصی تعصب نداشت و در معاشرت با پیروان هر مذهب و فرقهای خود را هم عقیدۀ آنان وانمود میكرد (ابن حجر، درر، ١ / ٣٩٢؛ همو، انباء، ١ / ١٠٩) چنانكه او را «حنفی مذهب و حنبلی اعتقاد» توصیف كردهاند (ابن عماد، ٦ / ٢٤٠؛ قس: طاش كپریزاده، ١ / ١٨٥). وی درویش مسلك و اهل عرفان بود و رفتار و كردار صوفیانهاش به مذاق اهل شرع خوش نمیآمد و باعث طعن او میگردید. از این رو ابن قطّان، فقیه شافعی معاصرش، نشست و برخاست با ستمگران و میگساران را بر او عیب گرفته است (ابن حجر، همانجا). در عین حال با اندیشۀ وحدت وجود هم سخت مخالف بود و طرفداران آن، به خصوص ابن فارض (ه م) را بسیار نكوهش میكرد، و خودداری از مدیحهسرایی برای حضرت محمد (ص) را بر او عیب میگرفت، و قصاید عارفانۀ ابن فارض را یك به یك با قصایدی در مدح آن حضرت جواب میگفت و از آنها كتابی پرداخت و وصیت كرد كه آن كتاب را در تابوت وی نهند و همراه پیكرش به خاك بسپارند (ابن حجر، درر، ١ / ٣٩١؛ قس: همو، انباء، ١ / ١٠٨؛ ابن عماد، ٦ / ٢٤٠-٢٤١). مجموع تألیفات ابنابیحجله را بالغ بر ٦٠ (ابن تغری بردی، ١ / ١٣١) یا ٨٠ (حفناوی، ٢ / ٤٧؛ كحاله، ٢ / ٢٠١) ذكر كردهاند كه عمدتاً جُنگهای كوچك و بزرگ ادبی هستند و نوعاً از ساختهها و سرودههای نظم و نثر خود او فراهم آمدهاند. مهمترین آنها عبارتند از سكّردان السلطان كه او را به عنوان «صاحب سكّرادن» معروف گردانیده است (مَقّری، ٧ / ١٠٠). نام كامل كتاب سكّردان السلطان الملك الناصر است كه آن را در ٧٥٧ق / ١٣٥٦م تألیف كرد و به ملك ناصر ابوالمحاسن حسن بن محمّد بن قلاوون، ششمین فرمانروای ترك در مصر (د ٧٦٢ق / ١٣٦١م) تقدیم نمود (سكّردان، ٢). این كتاب دارای یك مقدمه و ٧ باب و یك نتیجه است و مطالب گوناگونی در آداب سلوك و نصایح ملوك و تاریخ و جغرافیای سرزمین مصر وغیره در آن گردآوری شده و همۀ مندرجات آن بر محور عدد هفت تنظیم گردیده است. كتاب مذكور تاكنون چندین بار، از جمله در ١٣١٧ق / ١٨٩٩م در مطبعۀ میمنیۀ مصر در حاشیۀ كتاب المخلاة منسوب به شیخ بهائی به چاپ رسیده است. اثر مشهور دیگر وی دیوان الصبابة است كه به نظم و نثر و در بیان عشق و عاشقی و شرح حال عاشقان فراهم آمده و دارای یك مقدمه و ٣٠ باب و یك خاتمه است. این كتاب طرفداران وحدت وجود را برآشفت و لسانالدین ابن الخطیب، ادیب و عارف معاصر ابن ابی حجله را بر آن داشت تا كتاب روضة التعریف بالحبّ الشریف را در ردّ آن بنویسد و جان خود را نیز بر سر این تألیف بگذارد (مقری، ٧ / ١٠٠). دیوان الصبابة نیز تاكنون چندین بار در مصر، همچنین در ١٩٧٢م در بیروت به چاپ رسیده است. دیگر آثار ابن ابی حجله عبارتند از: مغناطیس الدر النفیس، كه مؤلّف در مقدّمۀ آن به شرح حال و برخی آثار خود اشاره كرده است؛ مُجتبی الادباء كه تذكرهای است در معرّفی نثرنویسان و نظمپردازان بزرگ و شامل برگزیدۀ آثار آنان (این دو كتاب در مصر به چاپ رسیده است)؛ اُنموذَج القتال فی نَقل العُوال، در توضیح و ترویج بازی شطرنج كه در ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م به كوشش زهیر احمد القیسی در بغداد به چاپ رسیده است؛ دیوان ابن ابی حجله، كه ظاهراً مجموعهای از چندین اثر او با نامهای مختلف است (نك : ریاضیزاده، ١٧٤، ٢٠٢، ٢١١، ٢٩٠)، یك نسخۀ خطی از آن در دارالكتب مصر به شماره ١٥٢٥ ـ ادب موجود است و كاتب آن مدعّی است كه آن را از روی نسخهای به خطّ مؤلّف نوشته است (دایة، ٢٢٩، حاشیه)؛ سُلوة الحزین فی موت البنین (یا: تسلیة ...) در ٨ باب. یك نسخۀ خطّی از این كتاب در برلین و نسخۀ دیگری در دارالكتب مصر موجود است (GAL, II / ١٤؛ سید، ١ / ٤٦٤)؛ جوار الاخیار فی دار القرار كه نسخههایی از آن در مصر موجود است (GAL، همانجا؛ زیدان، ٢ / ١٤٣). این كتاب را ابن ابی حجله در مناقب عُقْبَة بن عامر جُهَنی، یكی ازاصحاب پیامبر اكرم (ص) كه مقبره و مسجدش در قاهره معروف است، به مناسبت آنكه یكی از فرزندانش در آن مقبره به خاك سپرده شده، تألیف كرده است و مشتمل است بر اخبار و آثار و فضائل و مناقب صحابی مذكور و مطالبی راجع به اهل قبور در ٢٠ باب. از این كتاب دو نسخۀ خطی در كتابخانۀ خدیویة مصر موجود است (خدیویه، ٢ / ٢٠، ٥ / ٤١؛ قس: زركلی، ١ / ٢٦٩)؛ دفع النقمة فی الصلاة علی نبّی الرّحمة، این كتاب، با دو مقدّمه و ٤٠ حدیث و یك تتمّه و ٧ باب و یك خاتمه، سراسر در بیان فضیلت درود فرستادن بر پیامبر اكرم (ص) است (حاجی خلیفه، ١ / ٧٥٧). یك نسخۀ خطّی از آن در كتابخانۀ اسكوریال (اسپانیا) موجود است (GAL, S, II / ٦)؛ الطاری ء علی السكّردان كه ذیلی است بر كتاب مشهورش؛ الطبّ المسنون فی دَفع الطاعون كه رسالهای است مشتمل بر اذكار و اوراد برای دفع طاعون و ظاهراً ابن ابی حجله ــ با توجّه به اینكه خود در زمان شیوع طاعون از دنیا رفته (ابن حجر، درر، ١ / ٣٩١) ــ آن را در اواخر عمر نوشته است. یك نسخۀ خطی از آن در كتابخانۀ خدیویۀ مصر موجود است كه علیرغم طبّی نبودن مندرجات آن اشتباهاً در بخش كتب طبّی فهرست شده است (خدیویه، ٧ / ٢ / ٥٨٨)؛ درر الزّمان یا: دَوْر الزّمان فی طحن الجُلُّبان، شرح البُردة كه شرحی است بر قصیدۀ معروف برده در مدح حضرت رسول اكرم (ص)؛ قصائد اُخری فی حرب الاسكندریة سنة ٧٧١؛ منطق الطیر؛ التذكیر بالموت و سُكنی القبور و الخروج منها و النشور؛ از این كتابها نیز نسخههایی خطّی موجود است (GAL، همانجاها؛ قس EI٢)؛ انشاء واحد الاعداد، بروكلمان در ذیل این عنوان اشتباهاً یك نسخۀ خطّی موجود در كتابخانۀ كوپریلی را كه نام آن انشاء واحد الاحد و تفصیل العدد الواحد الاحد و مربوط به تِلمسانی دیگری است، معرّفی كرده است (نك : GAL, II / ١٤؛ قس: كوپریلی، ١ / ٣٣٩). عناوین آثار دیگری نیز از ابن ابی حجله در فهرستها دیده میشود كه هنوز نسخههایی از آنها شناسایی نشده و یا به دست نیامده است (نك : حاجی خلیفه، ١ / ٤٦، ١١٧، ٦٢٤، ٩٠٠، ٢ / ٩٦١، ٩٧٩، ١٣٥٠، ١٨٨٢، ١٨٨٩، ١٩٣٣، ١٩٦٥؛ بغدادی، ١ / ٢٠٨، ٢ / ٢٥؛ نویهض، ٤٨؛ ریاضیزاده، ١٥٢). از جملۀ این آثار ٥ دیوان مشتمل بر مدایح پیامبر اكرم (ص) و ٧ اُرجوزه بالغ بر ٠٠٠‘٧٠ بیت (حاجی خلیفه، ١ / ٧٦٤ به نقل از منهل الصافی) و نیز حاطب اللیل (یا: حاطب لیل) را كه بنا به گفتۀ صاحب شَذَرات تذكره گونهای در مجلّدات متعدّد بوده است، میتوان نام برد (حاجی خلیفه، ١ / ٦٢٤؛ قس: ابن عماد، ٦ / ٢٤١).
مآخذ
ابن ابی حجله، احمدبن یحیی، دیوان الصبابة، ذیل تزیین الاسواق، بیروت، ١٩٧٢م؛
همو، سكّردان السلطان، قاهره، ١٣١٧ق / ١٨٩٩م؛
ابن احمر، اسماعیل بن یوسف، نثیر فرائد الجمان فی نظم فحول الزمان، به كوشش محمّد رضوان الدایة، بیروت، ١٩٦٧م؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، انباء الغمر، حیدرآباد دكن، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
همو، الدُرَر الكامنة، حیدرآباد دكن، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
ابن عماد، عبدالحّی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛
بغدادی، اسماعیل بن محمدامین، ایضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥-١٩٤٧م؛
حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
حفناوی، محمد، تعریف الخَلَف برجال السلف، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
خدیویه، فهرست؛
ریاضیزاده، عبداللطیف بن محمد، اسماء الكتب، دمشق، ١٩٨٣م؛
زركلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٩٨٤م؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، به كوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٧م؛
سید، خطی؛
طاش كوپریزاده، احمدبن مصطفی، مفتاح السعادة، حیدرآباد دكن، ١٣٢٨- ١٣٢٩ق؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ق / ١٩٥٧م؛
كوپریلی، خطی؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٦ش؛
مقری، احمدبن محمد، نفح الطیب، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
نویهض، عادل، معجم اعلام الجزائر من صدرالاسلام ...، بیروت، ١٩٧١م؛
نیز:EI٢, GAL;
GAL, S.
محمدعلی لسانی فشارکی