دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٦ - بغدادی، عبدالقادر
بغدادی، عبدالقادر
نویسنده (ها) :
مریم شمس
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَغْدادی، عبدالقادر بن عمر بن بایزید بن احمد (١٠٣٠-١٠٩٣ق / ١٦٢١-١٦٨٢م)، ادیب و لغتشناس. وی در بغداد متولد شد و در همین شهر به تحصیل پرداخت؛ علاوه بر زبان فارسی، زبان تركی را نیز فرا گرفت و هنگام خروج از بغداد هر ٣ زبان عربی، تركی و فارسی را نیك آموخته بود (نکـ: محبی، ٢ / ٤٥١-٤٥٢، ٤٥٤؛ هارون، ٤). در آن روزگار زبان فارسی گسترش چشمگیری داشت و از دربار عثمانی - كه سلاطین آن به فارسی شعر میگفتند - تا دربار هند و امیران ترك و مغول آسیای مركزی، زبان فرهنگ و ادب بود. در شهر بغداد نیز بیگمان انبوهی ایرانی و عرب آشنای به زبان فارسی میزیستند. آشنایی عبدالقادر با زبان فارسی به سبب نگارش لغت شاهنامه و نقل اخبار فرس (محبی، ٢ / ٤٥١) از حد آموزشهای مدرسهای بسی فراتر رفته بوده است.
بغدادی در ١٨ سالگی به دمشق رفت و نزد محمد بن یحیی فرضی به تكمیل دانش عربی خود پرداخت، سپس به محمد بن كمالالدین حسینی شیخ آل حمزه نقیب آنجا پیوست و مورد عنایت او قرار گرفت؛ تا آنجا كه شیخ در محلهای، معروف به زقاق النقیب در مسجدی روبهروی دارالنقیب مكانی به او اختصاص داد. او پس از سالی اقامت در دمشق در ١٠٥٠ق / ١٦٤٠م به قاهره رفت و با شهابالدین خفاجی صاحب ریحانة الالباء آشنا شد و از او تفسیر و حدیث و ادب آموخت و اجازه روایت گرفت. در الازهر نیز نزد استادانی چون شیخ یاسین حمصی، نورالدین شَبر امَلَّسی و برهانالدین ابراهیم مأمونی دانش آموخت (همو، ٢ / ٤٥٢؛ هارون، ٥). اما استادان بزرگ بغدادی خفاجی و یاسین حمصی بودند كه او پیوسته در خزانه الادب با عنوان «شیخنا» از آنان نام برده است. عبدالقادر در عنفوان جوانی مقامات حریری و بسیاری از دیوانهای شعرای عرب را حفظ داشت و از گونههای مختلف ادب، ایام العرب، نقد شعر و جز آنها آگاه بود (محبی، ٢ / ٤٥١). رتبه علمی وی چنان بود كه حتی خفاجی با همۀ عظمت و مقام علمیش در برخی مسائل غریبه به او رجوع میكرد (همو، ٢ / ٤٥٢).
بغدادی چنان شیفتۀ مصر شده بود كه تا ١٠٧٧ق / ١٦٦٦م در آنجا ماند. وی در این مدت بخش عظیمی از خزانة الادب (تا شاهد ٦٦٩) را نوشته بود؛ سپس راهی استانبول شد و پس از ٥ ماه اقامت در آنجا بار دیگر به قاهره رفت. وی در مصر به ابراهیم پاشا كتخدا كه از طرف دولت عثمانی والی مصر بود، تقرب یافت. پاشای مصر چنان شیفته بغدادی شد كه پس از چند سال (١٠٨٥ق / ١٦٧٤م) وقتی از سمت خود معزول شد و به دیار خود بازمیگشت، بغدادی را نیز با خود برد. عبدالقادر در ادرنه به وزیر احمد پاشا بن محمد كوپریلی از رجال دولت تقرب یافت و او كه شیفته رجال علم بود، بغدادی را موردتوجه خویش قرار داد. بغدادی نیز حاشیه خود بر شرح بانَت سُعاد از ابن هشام را به وی تقدیم كرد (همو، ٢ / ٤٥٣؛²(EI. در همین اثنا، با سلطان محمد بن سلطان ابراهیم آشنا شد و خزانة الادب را كه تألیف آن از ١٠٧٣ تا ١٠٧٨ق به طول انجامیده بود، به نام این سلطان كرد. وی در طول اقامت در ادرنه با محبی صاحب خلاصة الاثر كه پدرش با بغدادی سابقه دوستی داشت، نیز دیدار كرد (محبی، همانجا؛ ²(EI بنا به قول محبی (همانجا)، وی در آنجا سخت مورداحترام مردم بود. عبدالقادر سرانجام به قاهره رفت و در همانجا درگذشت (همو، ٢ / ٤٥٣-٤٥٤؛ ²(EI
آثار
١. خزانة الادب و لب لباب لسان العرب. این كتاب كه مهمترین اثر ادبی عبدالقادر است، در واقع، شرح بر شواهد شرح استرابادی بر الكافیۀ ابن حاجب است. عبدالقادر این شواهد را با شماره آورده است و فارغ از متن به تحلیل صرفی و نحوی شواهد پرداخته، و اقوال نحوی راجع به آن را بیان كرده است. وی پس از طرح مسائل فرعی ابیات به منبعشناسی اشعار و گویندگان آنها اشاره میكند و شرح حال بسیاری از نویسندگان و شاعران را بهدست میدهد. عبدالقادر همچنین نظر لغویان را درباره شواهد، مورد مطالعه قرار میدهد و با ذكر ابیات دیگر قصیدهها راجع به آنها - اعم از اشعار دورۀ جاهلی و دورۀ اسلامی - بحث میكند. بنابراین، دیگر نمیتوان این كتاب را تنها به عنوان شرح شواهد دانست؛ زیرا روایات بیشمار در زمینۀ اخبار و اشعار عرب جاهلی و اسلامی، از خزانه الادب دائرةالمعارفی ادبی ساخته است كه دیگر هیچ ادیبی از آن نمیتواند بینیاز باشد. مؤلف در مقدمۀ كتاب برنامه و نیز منابع كار خود را به تفصیل معرفی كرده است. این اثر در ٤ جزء، نخست در بولاق و سپس در قاهره (١٩٣٥م) با شرح و تحقیق عبدالسلام محمد هارون منتشر شده است.
٢. شرح شواهد شرح التحفة الوردیة، كه به كوشش نظیف محرم خواجه در استانبول (١٩٧٨م) منتشر شده است. بغدادی در این اثر به بررسی شواهد شرح التحفة الوردیه ابن وردی پرداخته است.
٣. شرح شواهد مغنی اللبیب . این كتاب در ٦ جلد در دمشق (١٩٧٣- ١٩٧٨م) منتشر شده است.
٤. فهرست تراجم العلماء و الشعراء الذین وردت اسماءهم فی شرح بانت سعاد، به كوشش نظیف محرم خواجه در بیروت (١٩٨٥م) به طبع رسیده است.
٥. لغت شاهنامه . عبدالقادر برای تألیف این كتاب از منابع متفاوتی استفاده كرده كه یكی از آنها معجم طوسی است كه قسمتهایی از آن تقریباً با همان ضبط در لغت شاهنامه راه پیدا كرده است. فرهنگ عبدالقادر به زبان تركی است. وی در برابر هر واژه شاهنامه، معادل تركی آن را قرار داده، و آنگاه به ذكر شواهدی از شاهنامه پرداخته است. طبق نوشتۀ مؤلف در مقدمۀ كتاب، وی در اثنای مطالعه شاهنامه صورت صحیح اسامی رجال و مكانها را ضبط كرده است؛ آنگاه برای شرح هر واژه غریب به فرهنگهای فارسی مراجعه كرده است.
این فرهنگ در ١٨٩٥م به كوشش كارلوس زالمان تصحیح، و در سنپترزبورگ چاپ شده است. مقدمه و گزیدهای از آن توسط حسین خدیوجم از روی تصحیح زالمان ترجمه، و همراه با معجم طوسی تصحیح و در ١٣٥٣ش در تهران منتشر شده است.
چند اثر خطی نیز از او برجای مانده است كه در كتابخانههای مختلف جهان نگهداری میشود (نکـ: عبدالبدیع، ٢ / ١٤، ٨٨؛ خدیویه، ٤ / ١٦٦؛ .(GAL, II / ٣٧٠;
GAL,S,II / ٣٩٧
مآخذ
خدیویه، فهرست؛
عبدالبدیع، لطفی، فهرس المخطوطات المصورة (تاریخ)، قاهره، ١٩٥٦م؛
محبی، محمدامین، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛
هارون، عبدالسلام محمد، مقدمه بر خزانة الادب بغدادی، قاهره، ١٩٣٠م؛
نیز:
EI²;
GAL;
GAL, S.
مریم شمس