دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢ - الفیه
الفیه
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری - بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَلْفیّه، نامی برای منظومههای هزار بیتی که به منظور آسان ساختن فراگیری و حفظ اصول و قوانین مربوط به دانشهای گوناگون، به ویژه دستور زبان عربی سروده میشد. از آغاز سدۀ ٤ ق/ ١٠ م گرایشی نو در جهت تألیف کتابهای آموزشی دستور زبان عربی پدیدار شد و دانشمندانی چون ابنسراج (د ٣١٦ ق/ ٩٢٨ م)، زجاجی (د ٣٣٧ ق/ ٩٤٨ م)، ابوعلی فارسی (د ٣٧٧ ق/ ٩٨٧ م) و ابنجنی (د ٣٩٢ ق/ ١٠٠٢م) به تألیف کتابهایی آموزشی پرداختند که در عین جامعیت، مختصر و آراسته به نمونهها و شواهد واضح و آسان بود. به همین سبب آموزش دستور زبان عربی سالها برپایۀ اینگونه کتابها ــ که به تدریج بر شمار آنها افزوده میشد ــ استوار گردید. افزایش این قبیل کتابها و نیز شرحها و تفسیرهای آنها نتوانست چیزی از دشواری آموختن نحو بکاهد. از اینرو، دستورنویسان عرب پنداشتند که با به نظم کشیدن اصول و قوانین دستور زبان عربی میتوانند فراگیری و حفظ آنها را آسانتر سازند. بر اساس همین اندیشه، منظومهها و ارجوزههایی تعلیمی سرودند (نک : حجازی، ٩١-٩٢) که شاید نخستین آنها منظومۀ قاسم بن علی حریری (د ٥١٦ ق/ ١١٢٢ م) با عنوان ملحة الاعراب باشد (نک : حاجی خلیفه، ٢/ ١٨١٧؛ زاهد، ١٨)؛ از میان آنها منظومههایی که مشتمل بر ٠٠٠‘١ بیت ــ یا کمی بیشتر ــ بود، به الفیه شهرت یافت.
اغلب الفیهها در بحر رجز سروده شدهاند و به همین سبب ارجوزه نیز نامیده میشوند. سرودن منظومهها و ارجوزههای آموزشی با علم نحو آغاز نشده، و پس از آن هم در این علم منحصر نمانده است، بلکه در علوم قرآنی، فقه، ریاضیات، تاریخ، نجوم، پزشکی، فلسفه، منطق، بلاغت، همچنین مدح و ستایش بزرگان نیز این شیوه رواج داشته است. احتمالاً نخستین الفیهها عبارت بودهاند از الالفیة المحبره در ستایش حضرت علی (ع) اثر احمد بن علویۀ اصفهانی (د ح ٣٢٠ق/ ٩٣٢م) (نک : آقابزرگ، ٢/ ٢٩٨) و الفیة ( ارجوزة) فی ( اصول) الطب اثر ابنسینا (برای آگاهی از منظومهها و ارجوزههای تعلیمی در شاخههای گوناگون دانش، نک : همو، ١/ ٤٥٠ به بعد، ١٧/ ١٠٨ به بعد، ٢٣/ ٥٧ به بعد؛ GAL, S, III/ ٩٦٤-٩٦٦, ١١٥٢-١١٥٤).
ظاهراً نخستین کسی که در دستور زبان عربی الفیه سرود، ابنمعطی (ه م) نحوی مغربی تبار بود که آن را الدرة الالفیه نامید. حاجی خلیفه از ١٠ تن یاد کرده است که به تفسیر الفیۀ ابنمعطی پرداختهاند (١/ ١٥٥-١٥٦). سترستن نخستینبار این اثر را در ١٨٩٥ م با ترجمه و شرح به زبان سوئدی در لایپزیگ منتشر کرد. الفیۀ ابنمعطی آمیختهای از دو بحر رجز و سریع بود. پس از وی ابنمالک (ه م) منظومۀ ٧٩٠‘٢ بیتی خود الکافیة الشافیه را با الهام از کار ابنمعطی، ولی به شکلی گستردهتر و جامعتر در ٠٠٠‘١ (یا ٠٠٢‘١) بیت در بحر رجز تلخیص کرد و آن را الخلاصه نامید، اما عنوان الفیه غالب آمد. الفیۀ ابنمالک که بارها به چاپ رسیده، در ٧١ باب تنظیم شده است. ابنمالک در مقدمۀ الفیۀ خود ابنمعطی را ستوده، اما کار خود را برتر از کار او دانسته است (نک : ابنمالک، بیتهای ٥-٦؛ برای آگاهی از تفاوتهای میان اثر این دو، نک : مکرم، ١٧٨- ١٧٩). اما الفیۀ ابنمالک، اثر ابنمعطی را از یادها نبرد، زیرا شرحهایی که شمسالدین اربلی (د ٦٣٧ ق/ ١٢٣٩ م)، محمد شریشی (د ٦٨٥ق/ ١٢٨٦م)، بدرالدین دمشقی (د ٧١٨ق/ ١٣١٨م)، عبدالمطلب بن مرتضى جزری (د ٧٣٥ق/ ١٣٣٥ م)، عمر ابنوردی (د ٧٤٩ ق/ ١٣٤٨ م) و محمد ابن اعمى (د ٧٨٠ق/ ١٣٧٨م) بر آن نوشتند (نک : حاجیخلیفه، ١/ ١٥٥؛ مکرم، ٥٥)، موجب بقای آن میشد.
گر چه ابنمالک در اثر خود مواد کهن دستوری را با شیوهای نوین ارائه نکرده بود، اما هم معاصران وی و هم دانشمندان قرنهای بعد با شگفتی به کار او نگریستند و آن را محور اساسی آموزشهای خود قرار دادند (حجازی، ٩٢) و بدینسان، الفیۀ ابن مالک در زمرۀ معتبرترین کتابهای دستوری شناخته شد؛ اما با همۀ اهمیت آن، دشواریهایی نیز داشت که سبب شد شرحهای مختصر و طولانی بسیـاری بـر آن نوشته شـود (دربارۀ این شرحها، نک : GAL, I/ ٣٦٠-٣٦٢؛ حاجیخلیفه، ١/ ١٥١-١٥٥)؛ سپس حاشیهنویسانی چون ابنجماعه (د ٨١٩ ق/ ١٤١٦ م)، سینکی (د ٩٢٦ ق/ ١٥٢٠ م)، ابنقاسم صباغ (د ٩٩٢ ق/ ١٥٨٤ م)، مدابغی (د ١١٧٠ ق/ ١٧٥٧ م)، حفنی (د ١١٨١ ق/ ١٧٦٨ م)، صبان (د ١٢٠٦ ق) و خضری (د ١٢٨٨ ق/ ١٨٧١ م) به منظور تکمیل این شرحها بر آنها حاشیه نوشتند و عقیدۀ خود را دربارۀ ابیات مبهم بیان داشتند. از سوی دیگر، کسانی چون محمود بن احمد عینی (د ٨٥٥ ق/ ١٤٥١ م) شواهد الفیه و شروح آن را شرح و تفسیر کردند و برخی چون خالد بن عبدالله ازهری (د ٩٠٥ ق/ ١٥٠٠م) به اینهمه اکتفا نکرده، یکایک ابیات الفیه را ترکیب کردند. اثر ابنمالک چند بار نیز تلخیص شد (نک : GAL, I/ ٣٦٢). هر یک از شارحان الفیۀ ابن مالک در شروح خود شیوههای گوناگونی اتخاذ کردهاند: برخی چون بدرالدین (د ٦٨٦ ق/ ١٢٨٧ م)، ابنعقیل (د ٧٦٩ق/ ١٣٦٨م) و مگودی (د ٨٠٧ ق/ ١٤٠٥ م) ابیات آن را به ترتیب ذکر کردند و برخی دیگر، مانند ابنهشام (د ٧٦٢ ق/ ١٣٦١ م) بدون آنکه ابیات را ذکر کنند، به تفسیر آنها پرداختند و گروهی نیز چون اشمونی (د ٩١٨ ق/ ١٥١٢ م) ابیات را در دل تفسیرهای خود جای دادند و شرحی مزجی بر آن نگاشتند. گروهی چون فرزند خود او، بدرالدین (نک : ضیف، ٣٥٥)، و نیز ابنعقیل برخی دیدگاههای ابنمالک را مورد نقد قرار داده، عقاید خود را ابراز داشتهاند؛ مثلاً ابنعقیل در بسیاری از موارد نظر بصریان و پیشوای آنان، سیبویه را مرجح میداند، و دیدگاه ابنمالک را که گرایش کوفی دارد، مردود میشمرد (نک : ١/ ٤٤، ١٠٤). عدهای از مفسران الفیه هم مانند ابوحیان غرناطی (د ٧٤٥ق/ ١٣٤٤م) پا را از دایرۀ نقد فراتر نهاده، از شأن الفیه کاسته، ضوابط و قواعد آن را خارج از جادۀ صواب و استواری دانستهاند (نک : مقری، ٢/ ٢٣١؛ مکرم، ١٧٤؛ ضیف، ٣٥٦).
از میان شروح الفیۀ ابنمالک، شرح سیوطی در حوزههای علمی ایران در زمرۀ کتابهای درسی است و طلاب علوم دینی پس از خواندن ادبیات مقدماتی، به این کتاب میپردازند. چند شرح فارسی نیز بر الفیۀ ابن مالک نوشته شده است: شرح محمد علی بن آقابابایی سرکانی، شرح سلطان محمد بن علی کاشانی، شرح عبدالله بن شاه منصور قزوینی طوسی، شرح ضیاءالدین حسین، شرح محمدصادق بروجردی (نک : آستان قدس، ٣٢٤) و شرح حسن بن علی رضا حسینی (نک : مرعشی، ٣/ ١١٣). در ١٣٣٠ ش نیز شرحی بسیار کوتاه و مورد استفادۀ دانشجویان توسط احمد بهمنیار در کرمان به چاپ رسید. در ١٣٧٦ ش نیز توسط غلام رضا دبیران ابیات الفیه با عنوان هزاره در نحو، به فارسی منظوم برگردانده، و در تهران منتشر شد. از میان شروح خاورشناسان، شرح سیلوستر دوساسی و گگویه با اهمیت است.
نوشتن الفیه در زمینۀ دستور زبان عربی با الفیۀ ابن مالک به پایان نرسید؛ بلکه گروهی به تقلید از وی و ابنمعطی به سرودن الفیه پرداختند و هر یک کار خود را از دیگری برتر دانستند (نک : خضری، ١٢)؛ برخی از آنان عبارتند از:
١. شعبان بن محمد قرشی آثاری (د ٨٢٨ ق/ ١٤٢٥م)، که الفیۀ خود را کفایة الغلام فی اعراب الکلام نامید. این کتاب در ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م در بیروت به چاپ رسید. آثاری بر خلاف ابنمالک در الفیۀ خود شدیداً به مکتب بصری گرایش دارد و در برخی آراء با ابنمالک به مخالفت برخاسته است (نک : زاهد، ٢١، ٢٢).
٢. جلالالدین سیوطی (د ٩١١ ق/ ١٥٠٥ م). سیوطی الفیۀ خود را الفریده خواند (نک : نقشبندی، ٧٨؛ ظاهریه، ٥٦٦-٥٦٧).
٣. اجهوری مالکی (د ٩٦١ ق/ ١٥٥٤م) (نک : خضری، همانجا).
٤. محمد بن احمد خواجگی شیرازی (نک : آستان قدس، ٦٥).
٥. موسى ولد ابن محمود، که الفیۀ او با عنوان الفیۀ موسى ( نحو موسى) مشهور است (ملی تبریز، ١/ ٩٤).
٦. ابراهیم بن احمد انباری، که نسخۀ خطی اثر وی در کتابخانۀ اسکوریال در مجموعۀ شمارۀ ١٧٥٨ موجود است (نک : GAL, S, II/ ٩٢٠).
٧. مختار بن بونۀ مغربی شنقیطی (د ح ١٢٣٠ ق/ ١٨١٥م). الفیۀ ابنبونه با الفیۀ ابنمالک درآمیخته است. این اثر در ١٣٢٧ ق در قاهره چاپ شد (نک : فهرس ... ، ١٠/ ١٢٣؛ فضلی، ٤٤).
معروفترین الفیههایی که در علوم دیگر در دست است، اینهاست:
١. الفیة فی اصول الطب، یا الارجوزة فی الطب، اثر ابنسینا (د ٤٢٨ ق/ ١٠٣٧ م) (لکهنو، ١٢٦١ ق؛ کلکته، ١٨٢٩ م).
٢. الفیة (ارجوزة) فی الفراسة المذهبة فی الشیات و الحلى، اثر ابن مناصف ازدی (د ٦٢٠ ق/ ١٢٢٣ م). نسخۀ خطی این اثر در کتابخانۀ برلین موجود است (نک : آلوارت، شم ٥٣٧٠).
٣. الالفیة فی الالغاز الخفیة، ابوبکر محمد بن ابراهیم اربیلی (د ٦٧٩ ق/ ١٢٨٠ م) (حاجی خلیفه، ١/ ١٥٧).
٤. الفیة الوردیة، یا منظومة فی تعبیر الرؤیا (قاهره، ١٣٢٦ ق)، اثر ابنوردی (د ٧٤٩ ق/ ١٣٤٨ م) (GAL, S, II/ ١٧٥).
٥. الفیۀ شهید اول محمد بن مکی عاملی (د ٧٨٦ ق/ ١٣٨٤ م) که برخلاف دیگر الفیهها به نثر، و مشتمل بر هزار مسأله در نمازهای واجب است. این اثر نخستینبار در ١٢٧١ ق در تهران منتشر شد. الفیۀ شهید اول توسط حسن بن راشد حلی در ٦٥٣ بیت به نظـم درآمد (نک : مرعشی، ١/ ٨٠؛ برای شروح، نک : آقابزرگ، ٢/ ٢٩٦-٢٩٧).
٦. الالفیة فی اصول (مصطلح) الحدیث، یا الفیة العراقی، یا التبصرة و التذکرة و یا المقاصد المهمة، اثر عبدالرحیم بن حسین بن عبدالرحمان عراقی (د ٨٠٦ ق/ ١٤٠٣ م). این کتاب در ١٣٠٣ق در لکهنو همراه با شرح عنوان فتح المغیث بشرح الفیة الحدیث، و نیز در ١٣١٠ ق در حاشیۀ التیسیر فی علم التفسیر اثر عبدالعزیز بن احمد دیرینی به چاپ رسید. سه الفیۀ دیگر از عراقی در منابع ذکر شده است: الفیة فی السیر، یا الدرر السنیة فی السیر الزکیة و یا الفیة العراقی فی السیرة النبویة (نک : GAL, II/ ٧٨؛ حجی، ٦٦)؛ الفیة فی غریب القرآن (GAL، همانجا؛ ششن، ٢/ ٦٢) و الفیه در علم رجال (آستان قدس، همانجا).
٧. الفیة فی الفرائض، اثر ابوالولید محمد بن محمد بن شحنۀ حلبی (د ٨١٥ ق/ ١٤١٢ م) (نک : وایدا، ٢٥٦؛ حتی، شم ١٦٤٦).
٨. النبذة الالفیة فی الاصول الفقهیة، اثر شمسالدین محمد برماوی (د ٨٣١ ق/ ١٤٢٨ م) (برج، شم ٩٢٨).
٩. الفیة الطیبة، یا طیبة النشر فی القراءات العشر، اثر ابن جزری (د ٨٣٣ق/ ١٤٣٠م) که در ١٢٨٢ق در قاهره چاپ شده است.
١٠. الالفیة فی مصطلحات الحدیث، اثر سیوطی (د ٩١١ ق)، این کتـاب که از الفیۀ عراقی کامـلتر اسـت (نک : جابی، ٨)، در ١٣٢٢ ق توسط احمد شاکر در قاهره منتشر شد و پس از آن چندین بار به چاپ رسید. وی ٣ الفیۀ دیگر نیز دارد با عنوانهای الفیة التشبیب (GAL, S, II/ ١٨٢)، الفیة الدرر فی علم الاثر (همان، II/ ١٨٨)، و الفیة فی المعانی و البیان با عنوان عقود الجمان (افشار، ٨٤).
١١. الفیة السیر، اثر عبدالرئوف مُناوی (د ١٠٣١ ق/ ١٦٢٢ م) (نک : GAL, S, II/ ٤١٧).
١٢. الفیة التصوف، اثر محییالدین مصطفی بن کمالالدین بکری خلوتی (د ١١٦٢ ق/ ١٧٤٩ م). نسخۀ خطی این اثر در کتابخانۀ برلین موجود است (نک : آلوارت، شم ٣٠٥٣).
١٣. الفیة المعانی و البیان و البدیع، اثر مولوی ابن عبدالرحمان (د ١١٨١ ق/ ١٧٦٧ م) که براساس تلخیص المفتاح قزوینی تنظیم شده است (نک : GAL, S, II/ ٣٩٨؛ وایدا، همانجا).
١٤. الفیة السند، در علم حدیث اثر زبیدی (د ١٢٠٥ق/ ١٧٩١م) (نک : GAL, S, II/ ٣٩٩).
١٥. الفیة الفنون، در ٢٠ فن اثر محمدصادق بن محمد حسن طهرانی، وی این کتاب را در ١٢٦٥ ق تألیف کرد (چ ١٢٧٥ ق) (همان، II/ ٨٢٩).
١٦. الفیۀ میرزا محمد ممقانی، متخلص به نیر (د ١٣١٢ ق/ ١٨٩٤ م) (ملیتبریز، ١/ ٩٠-٩١).
١٧. الفیة الطبیة، اثر میرزا محمدطاهر مشهدی (مشهد، ١٣١٧ق).
١٨. الالفیة، اثر یوسف آغا (ششن، ١/ ١٧١).
١٩. الفیۀ ابوسعود مصری، در تاریخ زندگی محمدعلی پاشا که به شیوۀ معلقات سروده شده است (واندیک، ٤٧٩).
مآخذ
آستان قدس ف، فهرست؛
آقابزرگ، الذریعة، ابنعقیل، عبدالله، شرح الفیۀ ابنمالک، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
ابنمالک، محمد، الفیة، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥م؛
افشار، ایرج، کتابهای ایران سال ١٣٤٤، تهران، ١٣٤٤ ش؛
جایی، عبدالوهاب، مقدمه بر الفیة الحدیث سیوطی، دمشق، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
حجازی، محمود فهمی، علم اللغة العربیة، قاهره، مکتبة غریب؛
حجی، محمد، فهرس الخزانة العلمیة الصبیحیة، کویت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٥ م؛
خضری، محمد، حاشیة بر الفیۀ ابنمالک، بیروت، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
زاهد، زهیر و ناجی هلال، مقدمه بر الفیة الآثاری، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
ششن، رمضان، نوادر المخطوطات العربیة فی مکتبات ترکیا، بیروت، ١٩٧٥ م؛
ضیف، شوقی، المدارس النحویة، قاهره، ١٩٧٢م؛
ظاهریه، خطی (نحو)؛
فضلی، عبدالهادی، فهرست الکتب النحویة المطبوعة، زرقاء، ١٩٨٦ م؛
فهرس دارالکتب القطریة ١٩٦٢-١٩٨٧، دوحه، ١٩٨٨م؛
مرعشی، خطی؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛
مکرم، عبدالعال سالم، المدرسة النحویة فی مصر و الشام، کویت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
ملی تبریز، خطی؛
نقشبندی، اسامه ناصر، مخطوطات الامانة العامة المکتبة المرکزیة بجامعة السلیمانیة، سلیمانیه، ١٩٨٠ م؛
واندیک، ادوارد، اکتفاء القنوع، قاهره، ١٨٩٦م؛
نیز:
Ahlwardt: GAL;
GAL., S;
Hitti, Ph. K. et. al., Garrett Collection of Arabic Manuscripts, Princeton, ١٩٣٨;
Pertsch;
Vajda, G., Index général des manuscrits arabes musulmans, Paris, ١٩٥٣.
بابک فرزانه
الفیهنویسی در فقه و حدیث
شیوۀ الفیهنویسی که میتوان گفت علمای علم ادب مبدع و مروج آن بودند، از سوی بزرگان و نامآوران بیشتر علوم نیز مورد استقبال قرار گرفت و مؤلفان در دانشهای گوناگون اسلامی، همچون حدیث، فقه و اصول و حتى کلام و منطق به الفیهنویسی پرداختند. در این میان بیشک آثار پدید آمده در علم حدیث و فقه و اصول از جایگاه ویژهای برخوردارند.
در سدۀ ٨ ق/ ١٤ م زینالدین عبدالرحیم عراقی اثر ماندگار خود را در علمِ مصطلحات حدیث با عنوان الفیة الحدیث تألیف کرد که در میان آثار حدیثی از جایگاه والایی برخوردار است. مؤلف در این اثر که بارها به چاپ رسیده است (نک : عراقی، محمد، ١/ ١٦)، با اصل قراردادن مقدمۀ ابنصلاح، به بیان مباحثی همچون تقسیمبندی انواع حدیث و گونههای تحمل حدیث پرداخته است (مثلاً نک : عراقی، عبدالرحیم، الفیة ... ، ٥ به بعد، ٢٣ به بعد، برای شرح، نک : التبصرة ... ، ١/ ١٢ به بعد، ٢/ ٢٣ به بعد). عراقی سپس شرحی بر اثر خود نگاشت، با عنوان التبصرة و التذکرة یا فتح المغیث بشرح الفیة الحدیث که تا مدتها تدریس و روایت میشده است؛
چنانکه بلوی (ص ١٠٧، حاشیۀ ٤) در سدۀ ١٠ ق و رودانی (ص ١٢٠) در سدۀ ١١ق هنگام سخن از آموختههای خود، از الفیة الحدیثِ عراقی و شرح وی بر آن یاد کردهاند. او همچنین کتاب تقریب الارشاد نووی در مصطلح الحدیث را به گونۀ الفیه، تحت عنوان نظم الدرر فی علم الاثر به نظم درآورد و سپس شروح مختصر و نیز مطولی بر آن نگاشت (نک : کتانی، ٢١٥). گفتنی است که زینالدین عراقی افزون بر این اثر، در غریب القرآن و سیرۀ نبوی نیز آثاری تحت عناوینِ الفیة غریب القرآن و الفیة السیرة نوشته بوده است (بلوی، همانجا؛
رودانی، ١٢١).
الفیۀ حدیثی عراقی از سوی نویسندگان پسین مورد توجه فراوان قرار گرفت و حاشیهها و شروح بسیاری بر آن نوشته شد محمد امین معروف به امیرپادشاه بخاری در ٩٧٢ ق ملخصی از التبصرة تهیه نمود و ابنقطلوبغا (د ٨٧٩ق) و بقاعی (د ٨٨٥ق) به ترتیب، بر این شرح حاشیه زدند. از میان شروح متعدد بر الفیة الحدیث عراقی میتوان به شروحِ قاضی زکریا انصاری، جلالالدین سیوطی، اسماعیل بن ابراهیم ابنجماعه و شرح مشهور سخاوی اشاره کرد (نک : حاجی خلیفه، ١/ ١٥٦-١٥٧).
از دیگر آثار حدیثی به شیوۀ الفیهنویسی در قالب نظم باید به الفیة الحدیث سیوطی در مصطلحات این علم اشاره کرد که در دمشق (١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م) به چاپ رسیده است.
عالمان امامی نیز در تألیف آثار فقهی و اصولی در قالب الفیه، آثاری دارند. در رأس اینگونه آثار، کتاب الالفیۀ محمد بن مکی شهید اول (د ٧٨٦ق) در فقه عبادات شایستۀ ذکر است. وی با تقسیمبندی این اثر به یک مقدمه، ٣ فصل و یک خاتمه، هزار مسالۀ واجب دربارۀ نمازهای یومیه را گنجانده، و در هر مبحث به ذکر فروع پرداخته است (شهید اول، ١٧-١٩، ٣٨؛
نیز حرعاملی، ١/ ١٨١؛
آقابزرگ، ٢/ ٢٩٦؛
مدرسی، ١٤١). این اثر در میان عالمان امامی دارای جایگاه معتبری بوده است و بسیاری کسان آن را به نظم درآورده، یا ترجمه کردهاند؛
نیز همچنین شروح متعددی نیز بار آن نوشته شده است. در میان ترجمههای این مجموعۀ فقهی، آثاری از سدۀ ٩ ق به بعد وجود دارد که برای نمونه باید به ترجمۀ عزیزالله بن هدایتالله حسینی، محمد معصوم بن محمد رضا هاشمی و محمد مهدی بن محمد باقر خوانساری اشاره کرد (نک : همو، ١٤١-١٤٢). جالب توجه است که در کمتر از نیم قرن، الفیۀ شهید چنان رواج و اعتبار یافت که حسن بن راشد حلی (زنده در ٨٢٥ ق) آن را تحت عنوان الجمانة البهیة به نظم آورد و یک سده بعد نورالدین علی بن عبدالصمد تا عاملی (زنده در ٩٥٤ ق)، منظومۀ الدرة الصفیة را در نظم الفیة به مجموعۀ آثار امامی عرضه کرد (نک : همو، ١٤٢).
شروح فراوانی بر الفیۀ شهید اول نگاشته شده که آقابزرگ تهرانی (٢/ ٢٩٦-٢٩٧)، آنها را برشمرده است. در میان این شروح آثاری از دهههای نخست سدۀ ٩ق به بعد دیده میشود که از جملۀ آنها باید به شرح ابراهیم بن منصور بحرانی (تألیف: ٨٠٧ق) و شرح فـاضل مقـداد (د ٨٢١ ق) اشـاره کرد (بـرای شروحی دیگر، نک : حرعاملی، ١/ ٨٦، ١٢١، ٢/ ٢١، ١٥٥، ٣١٠؛
آقابزرگ، ٢/ ٢٩٧؛
مدرسی، ١٤٢).
از دیگر الفیههای تألیف شده توسط نویسندگان امامی کتاب الموائدِ میرزا محمد تنکابنی که منظومهای در کلیات قواعد فقه است، و همچنین ارجوزهای در عقود و ایقاعات از مامقانی تحت عنوان الدرر المنضودة قابل ذکرند (آقابزرگ، ٨/ ١٣٧، ٢٣/ ٢١٣).
در زمینۀ اصول فقه نیز برخی از نویسندگان امامی الفیههایی تألیف کردهاند که از میان آنها میتوان به الدرة البهیۀ محمد علی بن محمد حسن کاشانی، معروف به مولى علی آرانی اشاره کرد که منظومۀ خود را در ١٢٤٢ق به اتمام رسانده است. همچنین الدرة المنتظمة از ابوالحسن عبدالهادی بن جواد همدانی (اتمام تألیف: ١٢٩٧ ق) یاد کردنی است (همو، ٨/ ٩١، ١٠٨- ١٠٩).
در محافل اهل سنت، الفیهنویسی در فقه و اصول در سطح محدودی رونق داشته است؛
در زمینۀ فقه، به عنوان نمونهای قابل عرضه میتوان از کتاب الالفیة فی الفرائض محبالدین ابنشحنه یاد کرد که قصیدهای در مباحث ارث است (حاجی خلیفه، ١٥٧؛
نیز نک : ه د، ابن شحنه). در علم اصول یکی از قدیمترین الفیهها، از آنِ شمسالدین محمد برماوی (د ٨٣١ ق) فقیه شافعی است که آن را تحت عنوان النبذة الالفیة فی الاصول الفقهیة عرضه، داشته است (حاجی خلیفه، همانجا).
در پایان گفتنی است که منظومههایی کلامی و در عقاید امامی به ویژه دربارۀ نبوت و امامت در قالب الفیه تألیف شده است که از میان آنها الفرائد الرضویة و شرح آن در نبوت، و نیز لئالی الولایة در امامت، هر دو از محمد بن سلیمان تنکابنی قابل ذکرند (آقابزرگ، ١٦/ ١٣٥، ١٨/ ٢٦٦؛
برای الفیهای قدیم در مدح حضرت علی (ع)، نک : همو، ٢/ ٢٩٨).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
بلوی، احمد، ثبت، به کوشش عبدالله عمرانی، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
حرعاملی، محمد، امل الآمل، به کوشش احمدحسینی، بغداد، ١٣٨٥ق؛
رودانی، محمد، صلة الخلف، به کوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
شهید اول، محمد، الالفیة، قم، ١٤٠٨ق؛
عراقی، عبدالرحیم، الفیة الحدیث، به کوشش احمد محمد شاکر، بیروت، ١٩٨٨ م؛
همو، التبصرة و التذکرة، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
عراقی، محمد، مقدمه بر التبصرة (نک : هم ، عراقی، عبدالرحیم)؛
کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ١٩٨٦ م؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مقدمهای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمد آصف فکرت، مشهد، ١٣٦٨ ش.
فرامرز حاجمنوچهری