دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٤ - بارع بن دباس
بارع بن دباس
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بارِع بْنِ دَبّاس، یا بارع دباس، ابوعبدالله حسین بن محمد (صفر ٤٣٣-٥٢٤/ ژوئن ١٠٥١-١١٣٠)، نحوی، شاعر و مقری.کلمۀ دباس (شیرهفروش و دوشابگیر) هماره نام وی، اندکی غریب مینماید و معلوم نیست این پیشه بر چه کسی اطلاق می-شده است؛ چنانکه برخی آن را همچون «بغدادی» و «بدری» لقب دوم وی دانستهاند (عمادالدین، ٣(١)٦١؛ یاقوت، ١٠/ ١٤٧-١٤٨؛ ابناثیر، ١٠/ ٦٦٧؛ قفطی، ١/ ٣٢٨؛ ابنعدیم، ٦/ ٢٧٥٩). وی در بدریه یکی از محلههای شرقی بغداد ساکن بود، به همین سبب، چنانکه گفته شد، او را بردی و بغدادی نیز نامیدهاند (ﻧﻜ : سمعانی، ٢/ ١١٢؛ قفطی، همانجا؛ ابنخلکان، ٢/ ١٨١).
بارع از خانوادهای صاحبنام بود و در سلسله نسب وی نام کسانی چون قاسم بن عبیدالله (٢٥٨-٢٩١ق)، عبیدالله بن سلیمان (٢٢٦-٢٨٨ق) و سلیمان بن ذهب (د ٢٧٢ق) به چشم میخورد که هرکدام از بزرگان شعر و ادب و از دولتمردان عباسی بودهاند (یاقوت، ١/ ١٤٨-١٤٩؛ ابن عدیم، ابن خلکان، همانجاها). بجز اینها از ابن فاخر (ﻫ م)، برادر وی نیز که نحوی و شاعر بزرگی بود، میتوان یاد کرد (ابنجوزی، المنتظم، ١٧/ ٢٥٩؛ ابناثیر، همانجا).
وی نخست قرآن را به چند قرائت نزد کسانی چون ابوبکر ابنخیاط و ابوعلی ابن بنا خواند (ابن جوزی، همانجا؛ یاقوت، ١٠/ ١٤٨؛ سبط این جوزی، ٨ (١)/ ١٣٤) و از دانشمندانی چون ابن مبارک حربی، قاضی ابویعلى این فراء و ابن مسلمه ابوجعفر محمد بن احمد حدیث روایت کرد (ابن جوزی، یاقوت، همانجاها؛ سبط ابن جوزی، ٨(١)/ ١٣٥؛ ابن عدیم، ٦/ ٢٧٥٩-٢٧٦٠).
بارع پیوسته در بغداد میزیست، اما سفرهایی نیز به حجاز و شیزر کرد (همو، ٦/ ٢٧٦٢-٢٧٦٥؛ نیز ﻧﻜ : ذهبی، سیر...، ١٩/ ٥٣٤). او ابنطراد زینبی وزیر المستربالله و المقنقی بالله را مدح کرده است (عمادالدین، ٣(١)/ ٦٦-٧٦). صدقة بن دبیس اسدی نیز از ممدوحان او بوده است (همو، ٣(١)/ ٦٢-٦٦، ٧٨-٨١).
بارع با ابن هباریه (ﻫ م)، شاعر هجوسرای عرب نیز مداعبات و ملاعبات شعری داشته که گاه سراسر سخف و مجون است و همین امر باعث شده است که برخی، از تقل ابیاتی که بر آن هرزهگوییها شامل است، خودداری کنند (یاقوت، ١٠/ ١٥٠؛ ابنخلکان، ٢/ ١٨١-١٨٣؛ صفدی، ١٣/ ٣٣). اما وی در پایان عمر از این مداعبات دست کشید و در مسجدی واقع در باب المراتب بغداد معتکف شد و قاریان و محدثان بسیاری نزد وی گرد آمدند (ذهبی، همان، ١٩/ ٥٣٤-٥٣٥) و افرادی چون بان عساکر و ابوالفرج ابنجوزی و ابوبکر واسطی از وی حدیث شنیدند (ابنجوزی، همانجا؛ یاقوت، ١٠/ ١٤٨-١٤٩؛ ابن عدیم، ٦/ ٢٧٦٠؛ ذهبی، همانجا). با اینهمه، او را اهل تسامح و «ضعیف» دانستهاند (ابنجوزی، همان، ١٧/ ٢٦١؛ ابن عدیم، ٦/ ٢٧٦٨). کسانی مانند ابوجعفر واسطی ضریر، علی بن عساکر بطائحی و ابوالعلاء همدانی نزد وی قرائات گوناگون را آموختهاند (یاقوت، ١٠/ ١٤٩؛ ذهبی، معرفة...، ١/ ٣٨٧).
وی در پایان عمر نابینا شد و در بغداد درگذشت و در گورستان بابالحرب دفن شد (ابنجوزی، همانجا؛ عمادالدین، ٣(١)/ ٦٢؛ یاقوت، همانجا؛ قفطی، ١/ ٣٢٩؛ سبط ابنجوزی، همانجا).
به گفتۀ ابن جزری، ابومحمدمقری، معروف به سبط خیاط کتابی در علم قرائت به عنوان الشمس المنیزة فی التسعة الشهیرة در خلافیات قرائت بارع تألیف کرد (١/ ٢٥١؛ نیز ﻧﻜ : ابن جوزی، همان، ١٧/ ٢٥٩، مشیخة، ٧٥؛ ذهبی، سیر، ١٩/ ٥٣٥)، اما ذهبی (معرفة، ١/ ٣٨٦) و صفدی (١٣/ ٣٦) به اشتباه بارع را نه صاحب روایات آن کتاب، بلکه مؤلف آن دانستهاند و همین خلط، به منابع متأخرتر نیز وارد شده است (ﻧﻜ : حاجیخلیفه، ٢/ ١٠٦٢؛ دانشنامه...، ١/ ٢٤٥).
از دیوان منسوب به او که گویا تا قرن١١ق وجود داشته، اینک اثری برجای نمانده است؛ اما حدود ٣٧٥ بیت از اشعار او را میتوان در منابع یافت که همه بهصورت کامل نقل نشدهاند، زیرا غالب نویسندگان (بهخصوص ابنخلکان) ترجیح دادهاند که بخشهایی از اشعار او را به سبب گرایش تند وی به شعر سخف، حذف کنند. با اینهمه، نمونههای چندی از غزلها او در دست است (مثلاً ﻧﻜ : عمادالدین، ٣(١)/ ٦٣-٦٦، ٨١؛ یاقوت، ١٠/ ١٤٩-١٥٤) که از ظرافت و لطافت تهی نیست، جز اینکه مضامین نور در آنها یافت نمیشود.
از مدایح او ٤ قصیدۀ نسبتاً کامل در دست است (ﻧﻜ : عمادالدین، ٣(١)/ ٦٢-٨١). این قصاید به سبکهای قصاید کهن پرداخته شده است و با نسیب آغاز میگردد؛ در آن، گاه به پیری و جدایی از دلبران اشاره میرود و آنگاه شعر با وصفهای اغراقآمیز در مدایح امیر به پایان میرسد. در لابهلای این اشعار، گاه قطعههای وصفی نسبتاً نو هم که معمولاً از دو سه بیت در نمیگذرد، نیز یافت میشود (ﻧﻜ : یاقوت، ١٠/ ١٥٠).
مآخذ
ابناثیر، الکامل؛ ابن جزری، محمد، غایة النهایة، به کوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/ ١٩٣٢م؛ ابن جوزی، عبدالرحمان، مشیخة، به کوشش محمد محفوظ، بیروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ همو، المنتظم، به کوشش محمدعبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر در عطا، بیروت، ١٤١٢ق/ ١٩٩٢م؛ ابن خلکان، وفیات؛ ابن عدیم، عمر، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٨م؛ حاجی خلیفه، کشف؛ دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، ١٣٧١ش؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛ همو، معرفة القراء الکبار، به کوشش محمد سید جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛ سبط ابن جوزی، یوسف، مرآةالزمان، حیدرآباد دکن، ١٣٧٠ق/ ١٩٥١م؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛ صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش محمد حجیری، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ عمادالدین کاتب، خریدةالقصر، به کوشش محمد بهجت اثری، بغداد، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛ قفطی، علی، انباه الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٦٩ق/ ١٩٠٥م؛ یاقوت، ادبا.
رضوان مساح