دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٤ - بدیهی
بدیهی
نویسنده (ها) :
حسین میرزایی نیا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدیهی، ابوالحسن علی بن محمد (د ح ٣٨٠ق/ ٩٩٠م)، شاعر ایرانی عربیسرا، محل تولد او را شهرزور ذکر کردهاند (ثعالبی، ٣/ ٣٣٩). لقب بدیهی که بدان شهرت یافته، ظاهراً از آنجا ناشی شده است که وی در بدیههسرایی زیر دست بوده است (ﻧﻜ : سمعانی، ١/ ٢٩٩)، اما زیردستی او در بدیههسرایی مسلم نیست، زیرا به عکس، وی به کندسرایی مورد هجو قرار گرفته است (ﻧﻜ : ثعالبی، همانجا). وی را به القاب دیگری نظیر حکیمی و نقیبالشعرا نیز خواندهاند (باخزری، ١/ ٦٥٨)؛ لقب حکیمی ظاهراً از آنجا برخاسته که وی در حکمت و فلسفه نیز دستی داشته است (ﻧﻜ : ابوسلیمان، ٣٤٠-٣٤١؛ ابوحیان، المقابسات؛ ١٠٣، ١٠٤، ١٥٧-١٥٨)، اما شهرت او به شاعری بیشتر است. در اشعار باقیمانده از او نیز چیزی که بر فیلسوف بدون و اشاره کند، یافت نمیشود؛ آثار فلسفی او چند قطعۀ منثور است که در منابع پراکنده است.
ابوبکر خوارزمی شعر او را ــ به رغم کثرت ــ بیارزش میپنداشت و از باب نقد تنها یک بیت او را در خور توجه میدانست. ثعالبی که این سخن را نقل کرده، به دفاع از شاعر پرداخته، و نظر خوارزمی را ستمی در حق او خوانده است (همانجا). باخرزی نیز در تأیید او، دانش لغوی و نیکویی شعر شاعر را ستوده است (همانجا).
بدیهی دیرزمانی با یحیی بن عدی مصاحبت داشت (ابوسلیمان، همانجا)، اما پیوندش با صاحب بن عبادناگسستنی بود (ﻧﻜ : ابنخلکان، ١/ ٤١٤)، به خصوص که به قول ابوحیان توحیدی، صاحب نزد بدیهی عروض آموخته بود (مثالب...، ٨٤، ١١٥). ثعالبی برخی از ابیات او را در مدح صاحببن عباد آورده است (٣/ ٣٤٠).
در بغداد، وی از محضر استادانی چون ابن دُرید و نفطویه بهره برد و بزرگان دیگری چون ابوبکر ابن انباری را درک کرد (بونعیم، ٢/ ٢٢؛ خطیب، ١٢/ ٨٣). همچنین ابوحیان خود شنیده که بدیهی گفته است: به دربار وشمگیر نیز روی آورده، و او را ستوده، اما سلطان او را چندان مورد عنایت خود قرار نداده است (یاقوت، ٥/ ٢١٨٦، ٢١٨٧).
اینک مجموعۀ اشعاری که از وی به جای مانده، نزدیک به ٦٠ بیت پراکنده در منابع است.
از گفتارهای فلسفی او، دو سه قطعۀ کوتاه منثور را ابوسلیمان سجستانی نقل کرده (ص ٣٤١)، و بزرگترین آنها را (نیمصفحه) که دربارۀ وجود است، ابوحیان (المقابسات، ١٠٥، ١٠٣-١٥٨) و نیز شهرزوری (ص ٣٦١، ترجمه، ص٤٣٧-٤٣٨) تکرار کردهاند.
مآخذ
ابنخلکان، وفیات؛
ابوحیان توحیدی، علی، مثالبالوزیرین، به کوشش ابراهیم کیلانی، دمشق، ١٩٦١م؛
همو، المقابسات، به کوشش محمدتوفیق حسین، تهران، ١٣٦٦ش؛
ابوسلیمان سجستانی، محمد، صوانالحکمة، به کوشش عبدالرحمان بدوی، تهران، ١٩٧٤م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، ذکر اخبار اصبهان، لیدن، ١٩٣٤م؛
باخزری، علی، دمیةالقصر، به کوشش محمد تونجی، دمشق، ١٣٩١ق؛
ثعالبی، عبدالملک، یتیمة الدهر، بیروت، دارالکتب، العلمیه؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ق؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
سهرزوری، محمد، تاریخالحکماء، به کوشش عبدالکریم ابوشویرب، قاهره، ١٣٩٨ق؛
همو، همان (نزهة الارواح)، ترجمۀ مقصود علی تبریزی، به کوشش محمدتقی دانش پژوه و محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٥ش؛
یاقوت، معجمالادباء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٩٣م.
حسین میرزایینیا