دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٢٤ - احمر
احمر
نویسنده (ها) :
مهران ارزنده
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَر، ابوالحسن علی بن مبارك (یا حسن، نك : یاقوت، ١٣/ ٥) (د ح ١٩٤ق/ ٨١٠م)، ادیب و نحوی اوایل عصر عباسی. هیچیك از منابع به اصل و نسب یا آغاز زندگی او اشاره نكردهاند. تاریخ و محل ولادت او نیز دانسته نیست و این بیخبری احتمالاً از آنجاست كه وی مردی گمنام بود و با سماجت و خوش اقبالی، از فرصتها بهره جست و مدارج ترقی را پیمود و در زمرۀ نامداران ادب عرب درآمد.
در روایتی آوردهاند كه وی نخست سپاهی بود و از پاسداران كاخ هارونالرشید به شمار میرفت، اما در دنبالۀ این روایت افسانهآمیز، پیشۀ او با مراتب دانش وی پیوند مییابد، از این قرار كه احمر علاقۀ وافری به فراگیری دانش داشت، به هنگام فراغت در مجالس درس كسایی (ه م) شركت میجست و ادب و نحو میآموخت، اما چون فرصت او اندك بود، ناچار همهروزه كه كسایی برای آموزش فرزندان خلیفه به بارگاه او میرفت، احمر او را تا كاخ خلیفه همراهی میكرد و در راه پرسشهای علمی خود را با وی در میان میگذاشت و از او پاسخ میشنید. این پرسش و پاسخ در هنگام مراجعت كسایی نیز ادامه مییافت و بدینسان، احمر رفتهرفته از ادب عرب توشهای اندوخت و بر اثر زیركی و ممارست خویش، نزد استاد منزلتی یافت؛ چنانكه وقتی كسایی بیمار شد و هارون از او خواست تا جانشینی برای خویش برگزیند، او كه از دستاندازی رقیبان بر مقام و منصب خویش بیمناك بود، از احمر كه شاگردی بیخطر مینمود، خواست تا آموزش فرزندان خلیفه را برعهده گیرد و برای این كار هر روز آنچه را كه باید به آنان بیاموزد، از خود وی فرا گیرد. از سوی دیگر، خلیفه را نیز كه از بركشیدن مردی سپاهی و گماشتن او به آموزگاری فرزندانش اكراه داشت، به این كار راضی ساخت. فراگیری تدریجی مسائل ادبی از كسایی و آموزش آنها به فرزندان خلیفه، احمر را كه پیشتر سپاهی گمنامی بیش نبود، به شهرت و ثروت رسانید، تا آنجا كه خود ادیبی نامدار شد و بر همۀ شاگردان كسایی برتری یافت (همو، ١٣/ ٥ - ٩).
به درستی نمیدانیم كه این روایت طولانی كه یاقوت از قول مرزبانی و او نیز از قول یكی از شاگردان كسایی نقل كرده، تا چه پایه با واقعیت تاریخی سازگار است. مسلّم این است كه احمر از بركت آشنایی و مصاحبت با ادیبانی چون رُؤاسی و كسایی آوازهای یافت و در زمرۀ استادان مكتب نحوی كوفه درآمد (نك : ابنجراح، ٢٦؛ ابوطیب، ٨٩؛ یغموری، ٢٣٥، ٢٨٣؛ ابنندیم، ٧٢-٧٣).
گفتنی است كه آنچه منابع كهنتر دربارۀ گماشتن احمر به آموزگاری امین آوردهاند، مؤید روایت یاقوت است (نك : مسعودی، ٦/ ٣٢١-٣٢٢؛ زبیدی، ١٣٤؛ یغموری، ٣٠١؛ خطیب، ١٢/ ١٠٤؛ ابنانباری، نزهة...، ٦٤). در یكی از این روایتها (مسعودی، همانجا)، سفارشهای هارون به احمر دربارۀ چگونگی تربیت امین و حقوق و وظایف استاد و آنچه جانشین او باید بیاموزد (قرآن، تاریخ، شعر و ادب، آداب رفتار و جز آن)، از قول خود احمر نقل شده است. خدمت در بارگاه هارون، چنانكه پیداست، نحوۀ زندگانی و شیوۀ رفتار احمر را یكسره دگرگون كرد. درآمد هنگفت او را، هم از اشارههای خود او و دیگران میتوان دریافت و هم از روایتی كه در آن زندگانی پر تجمل و رفتار اشراف منشانۀ احمر كه در نظر برخی معاصرانش ناخوش آیند مینموده، وصف شده است (نك : زبیدی، همانجا؛ یاقوت، ١٣/ ٥، ٩-١٠؛ قفطی، ٢/ ٣١٤، ٣١٦-٣١٧؛ فیروزآبادی، ١٦٢).
یكی از مایههای شهرت احمر، مناظرههای او با برخی ادیبان و نحویان نامدار آن عصر مانندابوعبیده، اصمعی و یزیدی است (زجاجی، ١٧١-١٧٢، ١٩٢؛ قفطی، ٢/ ٣١٤- ٣١٥)، اما مهمتر از اینها، شركت او در مناظره میان كسایی و سیبویه (ه م)، دو پیشوای مكتبهای كوفه و بصره است. این مناظره كه به «مسألۀ زنبوریه» معروف شده، و یكی از مشهورترین مباحثههای نحوی میان این دو مكتب است، در بغداد و در حضور یحیی، جعفر و فضل برمكی برگذار شد و در آن، چنانكه منابع نقل كردهاند، نخست احمر و فرّاء (ه م) كوشیدند با پرسشهای نحوی خود عرصه را بر سیبویه تنگ كنند تا كسایی بتواند با پرسش معروف خویش دربارۀ اِعراب كلمهای و سپس نظرخواستن از عربی بدوی دربارۀ آن، برسیبویه چیره گردد (زجاجی، ٨ -١٠؛ زبیدی، ٦٨ -٧٠؛ خطیب، ١٢/ ١٠٤- ١٠٥؛ سخاوی، ٥٤٩ -٥٥٣؛ قفطی، ٢/ ٣١٤، ٤/ ١٠٤؛ قس: ابن انباری، الانصاف، ١/ ٧٠٢-٧٠٦؛ ابن هشام، ١/ ١٢١-١٢٣).
رابطۀ احمر با فراء، دیگر شاگرد نامدار كسایی، نیز درخور توجه است. ایندو كه در مناظرۀ مذكور در كنار هم برسیبویه میتاختند، در واقع خود رقیب یكدیگر بودند و رقابتشان حتی به نوعی اختلاف و دشمنی تبدیل شده بود (یاقوت، ١٣/ ١٠). با آنكه برخی، این اختلاف را ناشی از مسائل مالی میان این دو دانستهاند (قفطی، ٢/ ٣١٧)، شك نیست كه رقابتها و برتری جوییهای شخصی، ایندو ادیب را در برابر هم قرار داده بود. چه، برطبق برخی روایتها كه البته سخت مبالغهآمیز مینماید، احمر همواره برجستهترین شاگرد كسایی بوده، و بهخصوص در ذوق و قریحه و احاطه به مسائل نحوی بر فراء برتری داشته است و حتی گویند فراء در مواردی از او دانش آموخته، و یك بار هم كه درصدد برآمده تا مانند احمر به املای شواهد نحوی بپردازد، استقبالی از مردم ندیده است (ابن انباری، نزهة، همانجا؛ یاقوت، ١٣/ ١٠، ١١؛ سیوطی، بغیة...، ٢/ ١٥٩). سخنان دوستانه و ستایشآمیزی نیز كه وی پس از مرگ احمر دربارۀ او بر زبان راند (یاقوت، ١٣/ ١٠؛ قفطی، همانجا)، اگر هم به مصلحتی بوده باشد، باز مانع آن نشد كه وی از مخالفت احمر با نظریات نحوی خود یاد كند (ابنانباری، همانجا). اما، شاید روایتی كه در آن، داوری كسایی دربارۀ این دو رقیب نقل شده، به حقیقت نزدیكتر باشد: وی در پاسخ این پرسش كه كدام یك از ایندو به نحو آگاهترند، گفتاحمر حافظتر است و فراء به آنچه میگوید آگاهتر (زجاجی، ٢١٢).
آنچه كسایی به آن اشاره كرده، یعنی حافظۀ نیرومند، یكی دیگر از عوامل شهرت احمر بوده است. گویند وی، گذشته از قصیدهها و ابیات غریب، ٤٠ هزار بیت شاهد نحوی از برداشته است (خطیب، ١٢/ ١٠٤؛ ابن انباری، همانجا؛ یاقوت، ١٣/ ١١). به هر روی، شواهد لغوی و شعری متعددی كه منابع از او نقل كردهاند، از وسعت دانستهها و محفوظات ادبی او حكایت میكند (مثلاً، نك : ابوعبید قاسم، ١/ ٢٤٩؛ ابن سكیت، ٧٦، جم ؛ ابن ابی ثابت، ١٥٥، جم ؛ ابن عاصم، ٢، ٣؛ قالی، ٢/ ٨٩؛ ازهری، ١٠/ ١٢٠، جم ؛ زبیدی، ١٣٤؛ جوهری، ١/ ٧١، جم ؛ ابو عبید، ٤٣، جم ؛ نیز نك : GAS, VIII/ ١١٨-١١٩). حتی در روایتی میبینیم كه وی بر برخی اشعار ابونواس خرده میگیرد (مرزبانی، ٢٤٧- ٢٤٨). با اینهمه، برخی معاصران برآنند كه در مقام علمی احمر مبالغه شده است و این نكته را كه تقریباً در هیچیك از منابع كهن به قول یا رأی خاصی از او در مسألهای اشاره نشده، مؤید نظر خود دانستهاند. آنچه را نیز دربارۀ احاطۀ احمر به نحو و برتری او بر فراء گفته شده، صرفاً از ادعاهای برخی نحویان كوفه شمردهاند كه درستی آنها به ثبوت نرسیده است (نك : مخزومی، ١١١-١١٢؛ قس: روایت داوری كسایی میان احمر و فراء).
احمر راویان نامداری چون ابوعبید قاسم بن سلام و ابومسحل اعرابی داشته است (زبیدی، ١٣٥؛ یغموری، ٣١٥؛ سیوطی، المزهر، ٢/ ٤١٢؛ قس: EI٢, S). دو كتاب نیز به نامهای التصریف و تفنن البلغاء به وی نسبت دادهاند. در الفهرست ابن ندیم (ص ٧٣) نام كتاب اخیر یقین البلغاء آمده است (نك : یاقوت، همانجا؛ قفطی، ٤/ ١٠٤) كه هیچیك در دست نیست. وی شعر نیز میسروده است (زبیدی، ١٢٨). بیتی از سرودههای او را یاقوت نقل كرده است. اسحاق موصلی كه برخی اشعار او را دیده،آنها را سست و ضعیف خوانده است (یاقوت،همانجا).
در تاریخ وفات احمر اختلاف است، اما بیشتر منابع وفات او را در ١٩٤ق حین سفر حج نوشتهاند (یغموری، ٣٠١؛ یاقوت، ١٣/ ٥، ١٠؛ قفطی، ٢/ ٣١٧؛ قس: ابن انباری، همانجا). برخی منابع از مجلسی خبر دادهاند كه متوكل، خلیفۀ عباسی، برای گزینش آموزگاری برای فرزندانش، منتصر و معتز، ترتیب داده، و در آن جمعی از ادیبان عصر، از جمله احمر را گرد آورده است (زجاجی، ٦١ -٦٢؛ ابن ندیم، ٧٩). اما با توجه به تاریخ خلافت متوكل (٢٣٢-٢٤٧ق)، باید روایت مزبور یا دست كم حضور احمر را در آن بیاساس دانست.
مآخذ
ابن ابی ثابت، ابومحمد، خلق الانسان، بهكوشش عبدالستار احمد فراج، كویت، ١٩٨٥م؛
ابن انباری، عبدالرحمان، الانصاف، قم، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١م؛
همو، نزهة الالباء، بهكوشش ابراهیم سامرایی، بغداد، ١٩٥٩م؛
ابن جراح، محمد، الورقة، به كوشش عبدالوهاب عزام و عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٩٥٣م؛
ابن سكیت، یعقوب، كنز الحفاظ، بهكوشش لویس شیخو، بیروت، ١٨٩٥م؛
ابن عاصم، مفضل، الفاخر، بهكوشش استوری، لیدن، ١٩١٥م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابن هشام، عبدالله، مغنی اللبیب، بهكوشش مازن مبارك و محمدعلی حمدالله، قم، ١٤٠٨ق؛
ابوطیب لغوی، عبدالواحد، مراتب النحویین، بهكوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٥ق/ ١٩٥٥م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، فصل المقال، بهكوشش عبدالمجید عابدین و احسان عباس، خرطوم، ١٩٥٨م؛
ابوعبید قاسم بن سلام خزاعی، غریب الحدیث، بیروت، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
ازهری، محمد، تهذیب اللغة، بهكوشش علی حسن هلالی و دیگران، قاهره، الدار المصریة للتألیف و الترجمه؛
جوهری، اسماعیل، الصحاح، بهكوشش احمد عبدالغفور عطار، تهران، ١٣٦٨ش؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ق؛
زبیدی، محمد، طبقاتالنحویین واللغویین، بهكوشش محمدابوالفضلابراهیم، قاهره،١٩٧٣م؛
زجاجی، عبدالرحمان، مجالس العلماء، بهكوشش عبدالسلام محمد هارون، كویت، ١٩٦٢م؛
سخاوی، علی، سفر السعادة و سفیر الافادة، بهكوشش محمد احمد دالی، دمشق، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، بهكوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٥م؛
همو، المزهر، بهكوشش محمد احمد جاد مولی بك و دیگران، صیدا/ بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
فیروزآبادی، محمد، البلغة فی تاریخ أئمة اللغة، بهكوشش محمد مصری، دمشق، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
قالی، اسماعیل، الامالی، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
قفطی، علی، انباه الرواة، بهكوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ج ٢، ١٩٥٢م، ج ٤، ١٩٧٣م؛
مرزبانی، محمد، الموشح، بهكوشش محبالدین خطیب، قاهره، ١٣٨٥ق؛
مخزومی، مهدی، مدرسة الكوفة، قاهره، ١٣٧٧ق/ ١٩٥٨م؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، بهكوشش باربیه دُمنار، پاریس، ١٨٧١م؛
یغموری، یوسف، نور القبس، مختصر المقتبس مرزبانی، بهكوشش رودلف زلهایم، بیروت، ١٩٦٤م؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
EI٢, S;
GAS.
مهران ارزنده