دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٦ - ابن وکیع
ابن وکیع
نویسنده (ها) :
ابو محمد وکیلی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ وَکیع، ابومحمد حسن بن علی (د ٣٩٣ ق / ١٠٠٣ م)، ادیب و شاعر مصری. وکیع لقب نیای دوم او محمد بن خلف است (ابنخلکان، ٢ / ١٠٦-١٠٧؛ نک : ابنندیم، ١٢٧؛ ابنجوزی، ٦ / ١٥٢). ابنوکیع که در اصل بغدادی بود، در نِنّیس مصر تولد یافت (ابن خلکان، ٢ / ١٠٤). نیایش وکیع (د ٣٠٦ ق / ٩١٨ م) که قاضی اهواز و برخی شهرهای دیگر بود، در فقه، قرآن، نحو، تاریخ و شعر دست داشت و از جملۀ تألیفات او کتاب اخبار القضاة چاپ شده است (همانجاها).
ابنوکیع که گویند لکنت زبان داشت، گویا هرگز نخواست شاعری را پیشۀ خود سازد و از این راه امرار معاش کند، ازاینرو در شهر خود به سمساری مشغول شد (صفدی، الوافی، ١٢ / ١١٥؛ ابن شاکر، ذیل وقایع ٣٩٣ ق).
از برخی آثار ابنوکیع بر میآید که وی اصولاً طبعی آرام و قانع داشته است. او خود در یک دوبیتی اشاره میکند که همت او به گمنامی قانع و خرسند است و به همین جهت گوشۀ عافیت و سلامت را برگزیده است (ابنخلکان، ٢ / ١٠٥-١٠٦). با اینهمه او از برخی خوشگذرانیها و شادخواریها روی بر نمیتافت (نک : صفدی، همانجا). در مآخذ پیشین به مذهب او اشارهای نکردهاند، ولی کراجکی (ص ١٢٩) از او قطعهای در مدح امیرالمؤمنین علی (ع) نقل کرده که شاید بر تشیع او دلالت داشته باشد. امین (٥ / ١٦١) نیز به استناد همین شعر، او را شیعی میداند. وی عاقبت در زادگاه خود درگذشت و در گورستان الکبری به خاک سپرده شد و بر سر گور او گنبدی بنا نهادند (ابنخلکان، ٢ / ١٠٦؛ ابنشاکر، همانجا).
ثعالبی (١ / ٣١٧) او را شاعری چیرهدست و عالمی جامع وصف کرده که در زمان خود از تمامی همگنان پیشی گرفته بود و «بدایعی در سخن داشته که اوهام را مسحور و افهام را تسخیر میکرده است». دیگران (ابنخلکان، ٢ / ١٠٤؛ ابن فضلاللـه، ١٥ / ٢٥٨) نیز او را با اوصافی از این قبیل ستودهاند. ذهبی (١٧ / ٦٤) نیز که وی را دانشمندی علامه و شاعری بلیغ بهشمار آورده، در تأیید ادعای خود به کتاب المنصف او در سرقات متنبّی و نقد شعر او، استناد کرده است. با اینهمه، از آنجا که او در این کتاب بر متنبی خرده گرفته، بسیاری از بزرگان ادب، بر او تاخته و کتابهایی نیز در رد او و دفاع از متنبی نوشتهاند (نک : صفدی، همان، ١٢ / ١١٤-١١٦، نصرة، ١٨١؛ ابنشاکر، همانجا) و از جملۀ آنان ابنجنی است که کتابی با عنوان النقض علی ابنوکیع فی شعر المتنبّی و تخطئته در پاسخ او نوشته است (یاقوت، ١٢ / ١١٣).
ابنوکیع را نصّار (ص ١٤) به حق شاعر «گل و شراب» خوانده، زیرا علاوه بر قصیدۀ چهار فصل او، حدود ٢٠ قطعه و قصیده از مجموع ٨٣ شعر موجود در دیوان، به وصف بهار و گل اختصاص دارد و نام انبوهی گل چون، شقایق، آس، بنفسج، آذریون، بهار، کافور و جلّنار یا میوههایی چون زردآلو، نارنج، ترنج و زیتون در میان این اشعار پراکنده است. در کنار شعر «گل و بهار»، ١٩ قصیده و قطعه در باب خمر سروده شده است، بدین ترتیب ملاحظه میشود که برای مضامین دیگری چون غزل و هجا و اندرز جای زیادی باقی نمیماند.
این گروه از اشعار ابنوکیع، همه روان و پاک و خالی از پیچ و تابهای لغوی و معنایی است و صنعت گویی هیچگاه مورد نظر شاعر نبوده است. لطافت این اشعار موجب شده که نویسندگان پس از او، مقدار درخور توجهی از آنها را نقل کنند. مثلاً ثعالبی (١ / ٣١٨-٣٤٣) در کنار انبوهی شعر، قصیدۀ مربعۀ (قصیدهای که به قطعات دوبیتی بخش شده و هر دو بیتی، ٤ قافیۀ مشترک دارد) او را نقل کرده و ارجوزۀ نسبتاً مفصل او را نیز، در وصف فصول چهارگانۀ سال (ستایش بهار و نکوهش سه فصل دیگر) آورده است (نیز نک : نویری، ١ / ١٧٩-١٨٣).
آثـار
الف ـ چاپی
١. دیوان. از دیوان شعر او که ابنخلکان (همانجا) نیز در اختیار داشته، اینک نسخهای در کتابخانۀ قدّور حلب موجود است (نک : GAS, II / ٦٥٧)، اما نصار که از وجود این نسخه بیاطلاع بوده، خود به جمعآوری اشعار ابنوکیع از منابع مختلف پرداخته و ٨٣ قطعه و قصیده را در مجموعهای با عنوان ابنوکیع التنیسی، شاعر الزهر والخمر در قاهره (١٩٥٣ م) به چاپ رسانده است. هلال ناجی در مجلۀ المورد (١٩٧٣ م) مستدرکی بر این کتاب نوشته و آن را در کتاب خود، به نام هوامش تراثیة، نیز آورده است (نک : طاهر، ٢٢٤)؛ ٢. قصیدۀ مزدوجه یا ارجوزه، در وصف فصول چهارگانۀ سال، همراه با قصیدة النونیة الهزالیۀ ابوالقاسم واسانی در ١٣٠٢ ق در دمشق چاپ شده است؛ ٣. المنصف فی نقد الشعر و بیان سرقات المتنبّی و مشکل شعره، که مجلد اول آن با تعلیقات محمد رضوان دایه، در ١٩٨٢ م در دمشق چاپ شده است. برخی از نویسندگان معاصر (عواد، ٢٨٠) نام آن را المنصف للسارق و المسروق من المتنبّی و برخی (مثلاً بغدادی، هدیه، ١ / ٢٧٣)، المصنف فی الدلالات علی سرقات المتنبّی خواندهاند.
ب ـ خطی
١. آداب المحبین و نزهة العاشقین، متضمن قصاید و قطعاتی از ابنوکیع و چند شاعر دیگر در ٨٨ صفحه، در موزۀ عراق (نقشبندی، ١٦)؛ ٢. نسخۀ قصیدهای، موجود در برلین به شمارۀ ٧٥٨٩ (GAL, I / ٩١).
ج ـ آثار یافت نشده
١. الاخوان (بغدادی، ایضاح، ٢ / ٢٦٤، هدیه، همانجا). در میان آثار مکی بن ابیطالب از کتابی با عنوان منتخب کتاب الاخوان لابن وکیع، نام برده شده است (ابنخلکان، ٥ / ٢٧٦)؛ ٢. منظومۀ بحرالاوهام (حاجی خلیفه، ١ / ٢٢٤).
بغدادی (همانجا) ٥ کتاب دیگر را در زمرۀ آثار ابنوکیع برشمرده که از آثار نیای او، وکیع است (قس: ابنخلکان، ٢ / ١٠٧).
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٧ ق؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن شاکر کتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابن فضلاللـه عمری، احمد بن یحیی، مسالک الابصار، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
بغدادی، ایضاح؛
همو، هدیه؛
ثعالبی، عبدالملک بن محمد، یتیمة الدهر، به کوشش محمد اسماعیل صاوی، قاهره، ١٣٥٢ ق / ١٩٣٤ م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، نصرة الثائر، به کوشش محمد علی سلطانی، دمشق، ١٣٩١ ق / ١٩٧١ م؛
همو، الوافی بالوفیات، به کوشش رمضان عبدالتواب، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
طاهر، علی جواد، «نشر الشعر و تحقیقه فی العراق»، المورد، بغداد، ١٩٧٤ م؛
شم (٢)٣؛
عواد، کورکیس و میخائیل عواد، «رائد الدراسة عن ابی الطیب المتنبی»، المورد، بغداد، ١٩٧٧ م؛
شم (٣)٦؛
کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، تبریز، ١٣٢٤ ق؛
نصّار، حسین، ابنوکیع التنیسی شاعر الزهر و الخمر، قاهره، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٣ م؛
نقشبندی، اسامة ناصر، مخطوطات الادب فی المتحف العراقی، کویت، ١٩٨٥ م؛
نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب، قاهره، وزارة الثاقفة والارشاد القومی؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
GAL, GAS.
ابومحمد وکیلی