دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٣ - بلطی
بلطی
نویسنده (ها) :
ایران ناز کاشیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَلَطی، ابوالفتح تاجالدین عثمان بن عیسی بن منصور (٥٢٤- ٥٩٩ق / ١١٣٠-١٢٠٣م)، ادیب، شاعر و نحوشناس.
بلطی اصلاً از مردم بَلَد (یا بَلَط به زبان نبطی: قفطی، ٢ / ٣٤٤)، از مناطق شمالی موصل بود (یاقوت، بلدان، ١ / ٧٢١؛ ابنشاکر، ٢ / ٦٦) و به همانجا منسوب شد (عمادالدین، خریدة ...، ٢ / ٣٨٥؛ قس: ابنحجر، ٤ / ١٥٠: بُلیطی). نام نیای او راهیجون نیز آوردهاند (ابنشاکر، همانجا). از دوران کودکی و تحصیلات وی اطلاع دقیقی در دست نیست، اما نام ملکالنحاة ابونزار (د ٥٦٨ق)، ابن دهان (د ٥٦٩ق) و ابن حکیم عراقی (د ٥٦٧ق) را در برخی منابع به عنوان استادان وی یاد کردهاند (غسانی، ٢٧٩؛ ذهبی، ٣٩٦؛ یاقوت، ادبا، ١٢ / ١٤٢). بهرهمندی بلطی از دو استاد نخست کاملاً از نظر تاریخی معقول مینماید؛ زیرا میدانیم ابندهان (ه م) از ٥٤٤ق به موصل رفت و تا پایان عمر در همانجا ماند و نیز ابونزار (ه م) هم مدتی بعد رو به موصل آورد و تا ٥٤٩ق در آنجا زیست (بهجت اثری، ١(٣) / ٩٠). اما سبب و تاریخ انتقال بلطی از موصل به شام که ابن حکیم عراقی در آنجا مقام داشت، بر ما روشن نیست. احتمال میرود که وی در اثنای اقامت در دمشق نزد ابن حکیم به تحصیل پرداخته باشد (عمادالدین، همانجا)؛ چه، غسانی (همانجا) به نقل روایت بلطی از ابن حکیم اشاره کرده است.
آشنایی بلطی با عمادالدین کاتب که بیشک پس از ٥٦٢ق و تصدی دیوان انشاء دمشق بود (نک : عمادالدین، مقدمه...، ٥٢-٥٣، ٥٥)، خود سبب پیوستن وی به قاضی فاضل و دستگاه ایوبیان شد (نک : دنبالۀ مقاله). عمادالدین عزیمت بلطی به مصر را همزمان با فتح مصر و آغاز حکومت صلاحالدین بر آن دیار، یعنی ٥٦٤ق دانسته است (خریدة، همانجا؛ نک : ابناثیر، ١١ / ٣٤٢).
اعتبار این ادیب نحوی چنان بود که صلاحالدین او را به عنوان استاد نحو و قرائت در جامع مصر گمارد و مقرری ماهانهای برایش تعیین کرد (عمادالدین، یاقوت، همانجاها). قفطی که خود بلطی را در مصر دیده است، از تبحر وی در علوم نحو و عروض و توجه شاگردان به اوحکایت میکند (٢ / ٣٤٥؛ یاقوت، همان، ١٢ / ١٤٤). ملاقات عمادالدین نیز با بلطی در ربیعالآخر ٥٧٢ / اکتبر ١١٧٦ در مصر، و نیز اشعاری که بلطی در مدح قاضی فاضل سروده، گواه دوستی میان آنان است (عمادالدین، همان، ٢ / ٣٨٥-٣٨٧،٣٨٩-٣٩١؛ ابوشامه، ١ / ٢٤٣؛ یاقوت، همان، ١٢ / ١٤٧-١٥١، ١٥٣).
یاقوت به نقل از شریف ادریسی که نزد بلطی درس خوانده، سیمای ظاهری او را که به کلی از عامۀ مصریان متفاوت بود، وصف کرده است (نک : همان، ١٢ / ١٤٣-١٤٤). او در بذلهگویی بیپروا بود و در بادهنوشی افراط میکرد، با این حال، او را مردی گوشهنشین و منزوی نیز دانستهاند (همان، ١٢ / ١٤٢، ١٢٤-١٤٦؛ ابنشاکر، ٢ / ٦٦، ٦٧). گویا وی هرگز همسری برنگزید، زیرا در مصر آوازه خوانی را با آگاهی و گواهی شاهدان عادل به عنوان وارث خویش معرفی کرد (برای تفصیل بیشتر، نک : یاقوت، همان، ١٢ / ١٤٦). شاید سبب این گوشهنشینی را بتوان مرگ حامیان قدرتمندی چون صلاح الدین (د ٥٨٩ق)، عمادالدین کاتب (د ٥٩٧ق) و قاضی فاضل (د ٥٩٦ق) دانست (قس: GAL, I / ٣٦٦، که سبب را روی آوری بلطی به هرزه درایی و خمر آورده است). گوشه نشینی لاجرم به گمنامی انجامید، چندان که شاگردش شریف ادریسی گفته است تا ٣ روز پس از مرگ هم کسی از وفاتش آگاه نشد (یاقوت، همان، ١٢ / ١٤٢).
یاقوت ضمن بر شمردن آثار بلطی (همان، ١٢ / ١٤٦-١٤٧)، قطعۀ ٢٢ بیتی او را که صنعت لزوم مالایلزم در آن به کار رفته، نقل کرده، و افزوده است که میتوان قافیههای آن را به ٣ اعراب خواند (همان، ١٢ / ١٥٨-١٦٦؛ نیزنک : ابنحجر، ٤ / ١٥٠-١٥١). حدود نیم قرن بعد سیوطی همان قصیده را در ٣٥ بیت همراه با شرح آن نقل کرده، و آن را به سبب چندگونگی اعراب، به نقل از خود بلطی القصیدۀ الحرباویۀ خوانده است (٤ / ١٦٣- ١٦٨). از آن پس این نام بر قصیده باقی ماند (نک : حاجی خلیفه، ٢ / ١٣٣٧).
بلطی مانند بیشتر شاعران زمان خود، سخت در پی آرایههای لفظی مرسوم و تکراری و تقلیدی بود و همین لفظ پردازیها کار او را در گزینش واژگان شعری، به خصوص قوافی به تنگنا میکشانید، چندان که شعر او چه از نظر مضامین و چه از نظر ساخت واژگانی از هر گونه ارزش هنری تهی گردید (به عنوان نمونه، نک : ابیاتی که در مدح قاضی فاضل سروده است: عمادالدین، همان، ٢ / ٣٨٩-٣٩١). در کار نحو نیز تنها میدانیم که بلطی به تلفیق دو مکتب کوفه و بصره گرایش داشت (یاقوت، همان، ١٢ / ١٤٤).
تنها اثر برجای مانده از بلطی القصیدة الحرباویة یا میمیه است که نبهان آن را بر پایۀ نسخۀ ظاهریه، در مجلۀ مجمع اللغة العربیۀ دمشق (١٣٩٢ق / ١٩٧٢م) به چاپ رسانیده است. علاوهبر این، شرحی از این قصیده در کتابخانۀ آستان قدس رضوی نگاهداری میشود (نک : آستان...، ٣٥٣).
آثار یافت نشده
١. ١. اخبار المتنبی (نک : یاقوت، همان، ١٢/١٤٦؛ GAS, II/٤٨٦). ٢. اختصارالاغانی، که قفطی (همانجا) آن رانیکوترین اختصار دانسته است. ٣. التصحیف و التحریف.
٤. تعلیل العبادات (یاقوت، همان، ١٢/١٤٧). ٥. السیر فیالنحو (غزی، ١/٢٥٥). ٦. العروض الصغیر (یاقوت، همان، ١٢/١٤٦). ٧. العروض الکبیر، که ظاهراً ابن شاکر (همانجا) آن را در ٣٠٠ برگ دیده بوده است (نیز نک : یاقوت، همانجا). زیدان نیز به بخشی از کتاب بلطی در عروض اشاره میکند که در کتابخانۀ دانشگاه آکسفرد نگاهداری میشود (١٤/٢٩٧)، اما در هیچیک از فهارس نشانی از آن به دست نیامد. ٨. العظات الموقظات. ٩. علم اشکال الخط. ١٠. المستزاد علی المستجاد من فعلات الاجواد (یاقوت، همان، ١٢/١٤٦-١٤٧). ١١. المدخر، یا المفخر للمفتخر فی علم البدیع (بغدادی، ١/٦٥٣). ١٢. النیر ( المنیر) فی العربیة (یاقوت، همان، ١٢ / ١٤٦؛ ابنشاکر، ٢ / ٦٧).
مآخذ
آستان قدس ف، فهرست؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، لسان المیزان، حیدرآباددکن، ١٣٣٠ق؛
ابن شاکر، محمد، فوات الوفیات، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٥١م؛
ابوشامه، عبدالرحمان، کتاب الروضتین فی اخبار الدولتین، به کوشش ابوسعود افندی، قاهره، ١٢٨٧ق؛
بغدادی، هدیه؛
بهجت اثری، محمد، حاشیه بر خریدة القصر (نک : هم، عمادالدین کاتب)؛
حاجی خلیفه، کشف؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث ٥٩١ -٦٠٠ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٧م؛
زیدان، جرجی، المؤلفات الکاملة، بیروت، دارالجیل؛
سیوطی، الاشباه والنظائر فی النحو، حیدرآباددکن، ١٣٦١ق؛
عمادالدین کاتب، محمد، خریدة القصر، ج ١ (٣)، به کوشش محمد بهجت اثری، بغداد، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م، ج٢، بهکوشش شکری فیصل، دمشق، ١٣٧٨ق / ١٩٥٩م؛
همو، مقدمه بر «البرق الشامی»، همراه سنا البرق الشامیِ بنداری، به کوشش رمضان ششن، بیروت، ١٩٧١م؛
غزی، محمد، دیوانالاسلام، به کوشش سید کسروی حسن، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩٠م؛
غسانی، ملک اشرف، العسجد المسبوک، به کوشش شاکر محمود عبدالمنعم، بیروت / بغداد، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
قفطی، علی، انباه الرواة، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره / بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛
نیز:
GAL;
GAS.
ایرانناز کاشیان