دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧٠ - بدرالدین دمامینی
بدرالدین دمامینی
نویسنده (ها) :
امیر جابری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدرُالدّینِ دَمامینی، محمد بن ابی بکر بن عمر (٧٦٣- شعبان ٨٢٧ق/ ١٣٦٢- ژوئیۀ ١٤٢٤م)، معروف به ابندمامینی، ادیب و شاعر مالکی مذهب مصری. او در اسکندریه زاده شد و در همانجا دانشآموزی را آغاز کرد. نحو و فنون خط و نگارش و شعر را به خوب فرا گرفت و نیز از فقه و دیگر علوم بهره برد (ﻧﻜ : ابنحجر، انباء...، ٨/ ٩٢؛ سخاوی، الضوء...، ٧/ ١٨٥؛ سیوطی، ١/ ٦٦؛ باباتنبکتی، ٤٨٩).
دمامینی در زادگاه خود از درسهای بهاءالدین ابن دمامینی، عبدالوهاب فروی و ابن عرفه، در قاهره از ابن ملقّن و مجدالدین اسماعیل حنفی، و در مکه از قاضی ابوالفضل نویری و جز آنان علم آموخت (سخاوی، همانجا؛ باباتنبکتی،٤٩٠)؛ همچنین از مجلس درس ابن بلقینی و جمالالدین اُمیوطی دانش اندوخت (همانجا). او از کمالالدین دمیری نیز بهعنوان شیخ خود یاد کرده است (ﻧﻜ : حاجی خلیفه، ١/ ٦٩٦؛ عبدالحی، ٣/ ١٢٧).
دمامینی نخست در مدارس اسکندریه به تدریس پرداخت و نیابت حکم قاضی ناصرالدین ابن تنسی (د ٨٠١ق/ ١٣٩٩م) را که با وی پیوند خویشاوندی داشت. برعهده گرفت (ابنحجر، همانجا، نیز ذیل...،٣٠٤، رفع...،١/ ١٠٧؛ سخاوی، همانجا)؛ سپس تچون ابن تنسی در ٧٩٤ق/ ١٣٩٢م به قاهره رفت و قضای مالیان را عهدهدار گردید، وی را با خودبرد و به نیابت خویش برگماشت. دمامینی در این دوره، در الازرهر نیز به تدریس نحو پرداخت و شهرتی فراهم آورد (ابن حجر، انباء، نیز سخاوی، سیوطی، همانجاها؛ باباتنبکتی،٤٨٩).
دمامینی چندی بعد به اسکندریه بازگشت و به تدریس مشغول شد. او علاوه بر نیابت حکم، از راه تجارت روزگار میگذرانید (ابن حجر، سیوطی، باباتنبکتی، همانجاها)، اما دوباره قصد قاهره کرد (سیوطی، باباتنبکتی، همانجاها؛ عبدالحی،٣/ ١٢٦). سپس در ٨٠٠ق به دمشق رفت و از آنجا آهنگ گزاردن حج کرد (سخاوی، سیوطی، همانجاها؛ غزولی،١/ ١١٥). آنگاه در ٨٠١ق/ ١٣٩٩م به اسکندریه بازگشت (همو،١/ ٢٣، ٢/ ١٤).
دمامینی این بار روی از فضا برتافت و خطابت مسجد جامع را برگزید و کارگاه حریربافی بزرگی نیز رپا کرد و به کسب پرداخت؛ اما پس از چندی به علت آتشسوزی، مبالغ بسباری مدیون شد و به ناحیۀ صعید گریخت. طلبکاران وی را تعقیب کردند و به خواری به قاهره بردند. او به پشتیبانی ابن حجۀ حمری و ناصرالدین بارزی از گرفتاری رَست و سمت قضایمالکیان را نیز برعهده گرفت (سخاوی، سیوطی، باباتنبکتی، همانجاها).
با اینهمه، بر شیوۀ سلوک دمامینی ایرادهایی وارد آمد که به عزلش انجامید. نسبت به نوع رفتار او که در گزارشهای موجود به ابهام سخن رفته است (ﻧﻜ : سخاوی، همان، ٧/ ١٨٥، ١٨٦؛ علیخان مدنی، سلوة...، ١٨٢) چیزی به روشنی نمیتوان دریافت؛ اما تمایل شخصی وی به پرداختن به مباحث ادبی و عدم اعتنای لازم به علم فقه را نیز نباید از نظر دور داشت. بر این مقصود، هجویۀ بدرالدین بشتکی را میتوان گواه گرفت (ﻧﻜ : سخاوی، همان،٦/ ٢٧٨).
بدرالدین دمامینی، در این زمان، به بارگاه مؤید، شیخ بن عبدالله محمودی (ﺣﻜ ٨١٥-٨٢٤ق/ ١٤١٢-١٤٢١م) راه یافت (ابنحجر، ذیل، همانجا). او در٨١٩ق/ ١٤١٦م حچ گزارد و سال بعد به یمن رفت. یک چند نیز در مسجد جامع شهر زبید تدریس نمود. اما درس وی رونقی نیافت (همو، انباء، همانجا؛ سخاوی، همان، ٧/ ١٨٥). آنگاه از طریق دریا راه هند در پیش گرفت و در همان سال قدم به گجرات نهاد. در آنجا شاگردان بسیار بر او گرد آمدند و ثروتی هنگفت و مقامی بلند یافت (ابنحجر، سخاوی، همانجاها؛ عبدالحی،٣/ ١٢٦-١٢٧).
وی با بزرگانی چون مقریزی، ابنخلدون و ابنحجر عسقلانی مراودت و مصاحبت داشته است (سخاوی، همان، ٧/ ١٨٦، ١٨٧؛ غزولی، ٢/ ١٤، ٤٥؛ ابن حجر، رفع، همانجا)؛ از آن جمله اینان را نیز میتوان نام برد: قاضی محبالدین ابن شحنه (د ٨١٥ق/ ٤١٢م) که تقریظی از وی برکتاب نزول الغیث، و نیز پاسخی که بر سؤال دمامینی از دو موضع کشاف زمخشری نگاشته، بهدستآمده است (ﻧﻜ : سخاوی، الذیل...، ٤١٨-٤٢٤)؛ امینالدین محمد بن محمد انصاری و فضلالله بن عبدالرحمان بن مَکانس و قاضی صدرالدین ابن آدمی و عیسی بن حجاج، ملقب به العالیه که پارهای از اخبار و مکانبات آنان با بدرالدین را غزولی در مطالع البدور آورده است (١/ ٢٢، ٩٧، ٢/ ٧٨، ٨٣، ٨٤، ١٢٢-١٢٤)؛ و سرانجام ابن حجۀ حموی که رسالۀ بحریۀ خود را برای دمامینی نگاشته است (ﻧﻜ : علی خان مدنی، همان،١٢٤-١٢٦).
از شاگردان بدرالدین دمامینی اینان را میتوان نام برد: قاضی بدرالدین ابوالمحاسن جمالالدین محمد شافعی، زینالدین عبادة بن علی انصاری، عبدالقادر مکی، قاضی عزالدین ابوالبرکات، علی بن عبدالله غزولی و یحیی بن عبدالرحمان عجیسی، او همچنین به قاضی شرفالدین مُناوی و ابن حجر عسقلانی و فرزندانش اجازۀ روایت داده است (سخاوی، همان،١٨-١٩، ٣٥٠، ٤٤٤، الضوء، ١/ ٢٠٥، ٤/ ١٧، ٢٨٤، ٥/ ١٥٤،ﺟﻤ ، نیز ﻧﻜ : الجواهر...، ١/ ١٧٥؛ باباتنبکتی،٤٩٠).
وی سرانجام در گلبرگه (در ایالت دکن هندوستان) وفات یافت (سخاوی، الضوء، ٧/ ١٨٥؛ عبدالحی،٣/ ١٣٠، ١٣١؛ قس: مقریزی، ٢(٤)/ ٧٠٢؛ ابن حجر، انباء،٨/ ٩٢).
دمامینی استعدادی فراوان و سَری پر سودا داشت . برخی روایات حکایت از آ« دارد که وی با سم به قتل رسیده است (سخاوی، همانجا؛ سیوطی، ١/ ٦٧؛ باباتنبکتی، ٤٨٩) و ممکن است تعبیر «مرگ ناگهان» در برخی گزارشها را ناظر به همین نکته دانست (مثلاٌ ﻧﻜ : ابن حجر، همانجا).
اشعار
از سرودههای بدرالدین اشعاری برجای مانده که بیشتر در قالب رباعی است و توحه شاعر به صنایع لفظی بدیعی و میل به تفنن در مضامین، در آنها هویداست. بیشترین سرودههای وی در تغزل است (ﻧﻜ : غزولی،٢/ ٢٩٣؛ ابن حجر، همانجا، نیز رفع، ١/ ١٠٧؛ سخاوی، همان،٧/ ١٨٦، الجواهر،١/ ٨٣؛ سیوطی، همانجا؛ خفاجی، ٢/ ١١٠؛ علیخان مدنی، انوار...، ٢/ ٥٦، ٣/ ٨٩، سلوة، ١٨٥؛ عبدالحی، ٣/ ١٣٠).
آثار
بدرالدین بیشتر آثارِ خود را دربارۀ قواعد و مباحث ادبیات عرب نگاشته است:
الف ـ چاپی
١. تحفة الغریب فی حاشیة مغنی اللبیب، بدرالدین دمامینی چندبار به نحشیه و شرح کتاب مغنی اللبیب ابن هشام پرداخت. وی نخستین حاشیۀ خود را در یمن (سخاوی، الضوء،٧/ ١٨٥) و به قولی در مصر (شُمُنّی، ٢) نگاشت و بعد در هند از آن چشم پوشید و از نوبه تألیفی دیگر پرداخت (باباتنبکتی، همانجا) و آن را در ٨٢٤ق در شهر تهرواله از ایلالت گجرات به پایان برد (ﻧﻜ : لوث، ﺷﻤ ٩٦٧). تفیالدین اح٠مد شمنی حاشیهای نگاشت و آن را المنصف من الکلام علی مغنی ابن هاشم نام کرد و در مقام نقد دمامینی برآمد. کتاب بدرالدین دمامینی در ١٣٠٥ق/ ١٩٨٨م در مصر، در حاشیۀ شرح شمنی چاپ شده است.
٢. العیون الفاخرة الغامزة علی خبایا الرامزة، شرحی است بر منظومۀ الرامزۀ حزرجی در عروض و قافیه که در٨١٧ق در صعید مصر نوشته شده است (بدرالدین دمامینی،١٠١). این کتاب بارها در مصر و ترکیه به چاپ رسیده، از جمله در قاهره (١٩٧٣م)و به کوشش حسانی حسن عبدالله منتشر شده است.
ب ـ خطی
١. الاستدلال بالاحادیث النبویة علی الاحکام النحویة، از این اثر تنها یک نسخه از سرآغاز کلام آن، در دست است. این نسخه در مجموعهای (ﺷﻤ٣٥٣ ) در کتابخانۀ آمبروزیانا نگهداری میشود (ﻧﻜ : آمبروزیانا،I/ ١٩٦).
٢. اظهار التعلیبل المغلق لوجوب حذب حذف عامل المفعول المطلق، نسخهای از این رساله که به یک مسألۀ نحوی میپردازد، در لیدن محفوظ است (ورهووه، ١٤٥).
٣. تعلیق الفرائد علی تسهیل الفوائد، شرحی است بر تسهیل الفوائد و تکمیل المقاصد اثر معروف ابن مالک که دمامینی در فاصلۀ سالهای ٨٢١ و٨٢٥ق آن را نوشت و به احمدشاه، فرمانروای گجرات (٨١٤-٨٤٥ق/ ١٤١١-١٤٤١م) تقدیم کرد. از این کتاب نسخههای متعددی بر ظاهریۀ دمشق و ایندیا آفیس موجود است (ﻧﻜ : ظاهریه، نحو،١٠٠، ١٠٦؛ GAL,I/ ٣٥٩;
GAL,S,I/ ٥٢٢).
٤. جواهرالجحور فیالعروض (ﻧﻜ : سخاوی، همان، ٧/ ١٨٥؛ برای نسخ خطی، ﻧﻜ : GAL,II/ ٣٣).
٥. الحلاوة السکریة فی شرح الفواکه البدریة، شرحی است که بدرالدین بر کتاب الفواکه البدریۀ خود نگاشته است. از این کتاب یک نسخه در کتابخانۀ ظاهریه وجود دارد (ﻧﻜ : ظاهریه، نحو، ١٧١-١٧٢).
٦. شمسالمغرب فی المرقص المطرب. نسخهای از این کتاب در کتابخانۀ برلین نگهداری میشود (آلوارت، ﺷﻤ ٨٦٤٣).
٧. عین الحیاة، اختصاری است از کتاب حیاة الحیوان دمیری که بهزعم بدرالدین دمامینی با وجود محاسنی که داشت، پرطول و تفصیل بود. او در٨٢٣ق کار تلخیص کتاب را به پایان برد و آن را به احمدشاه هدیه کرد (حاجی خلیفه،١/ ٦٩٦-٦٩٧؛ عبدالحی، ٣/ ١٣٠). البته از دیدگاه برخی، او در این تلخیص، راه افراط پیموده، و به اصل اثر خلل وارد نموده است (علیخان مدنی، سلوة، ١٨٣). از این کتاب نسخههایی برجای مانده است (ﻧﻜ : GAL, II/ ١٧٢;
GAL, S, II/ ١٧١).
٨. الفتح الربانی فی الردعلی البنبانی، این اثر پاسخی است به بنبانی که بر تعلیقات بدرالدین بر صحیح بخاری (ﻧﻜ : مصابیح در همین مقاله) اعتراضاتی نموده بود. نسخهای از این نوشته در کتابخانۀ دانشگاه لیدن (ﺷﻤ ١٧٥٢) موجود است (ﻧﻜ : ورهووه، ٨٠).
٩. القوافی، سخههایی از آن همراه با شرح محمد بن عثمان بلخی یافت میشود (ﻧﻜ : لوث، ﺷﻤ AL,II/ ٣٣;
٩٧٢,٩٧٣).
١٠. مصابیح الجامع، شرحی است بر کتاب الجامع الصحیح (یا صحیح بخاری) که با عنایت به الفاظ غریب و مباحث اعرابی آن نگاشته شده است. این اثر که در هند نوشته شده (حاجی خلیفه، ١/ ٥٤٩)، با عنوانهای المصابیح فی شرح الجامع الصحیح (بغدادی، هدیه، ٢/ ١٨٥، ایضاح، ٢/ ١٦٢-١٦٣) و صابیح الجامع الصحیح (کحاله، ٦١٣) نیز یاد شده است. نسخههای متعدد این کتاب را میتوان در اطراف و اکناف سراغ گرفت (ﻧﻜ : زرکلی، ٦/ ٥٧؛ نورعثمانیه، ٥٠؛ حتی، ٤١١).
١١. منشآت و رسائل کوتاه. غزولی به برخی از این نامهها اشاره کرده است (ﻧﻜ : ١/ ٢٣، ٩٧-٩٩، ﺟﻤ ) و برخی دیگر را میتوان در کتابخانۀ برلین سراغ گرفت (ﻧﻜ : آلوارت، ﺷﻤ ٣٩٥٨(٤), ٨٦٤٥(١٤b)).
١٢. المنهل الصافی، شرحی است به شیوۀ مزجی بر کتاب الوافی فی النحو محمد بن عثمان بلخی که بدرالدین دمامینی در ٨٢٦ق در هند نگاشته، و به احمدشاه پیشکش کرده است. از این کتاب نسخههایی به صورت کامل در برخی کتابخانهها (ﻧﻜ : ظاهریه، نحو،٥١٠-٥١١؛ لوث، ﺷﻤ ٩٧٢؛ ورهووه،٣٩٦) و نیز تلخیصی در لییدن (ﻧﻜ : ویتکم،IV/ ٤١١) موجود است.
١٣. نزول الغیب، اثری است انتقادی بر شرح صلاحالدین صفدی بر منظومۀ لامیة التعجم با عنوان الغیت الذی انسجم. این کتاب که در حدود سال٧٩٤ق در مصر تألیف شده است، با اقبال و تمجید علما ازجمله قاضی محبالدین ابنشحنه و شمسالدین محمد بن محمد غماری مواجه شد (سخاوی، الضوء، ٩/ ١٤٩، الذیل، ٤١٨-٤١٩). علاءالدین علی بن محمد اقبرسی (د ٨٦٢ق/ ١٤٥٨م) ردیهای بر این کتاب با عنوان تحکیم المقول بافول البدر بالنزول نگاشته است (ﻧﻜ : عواد، ٢٠٢؛ سید، ١/ ١٤٥). از این اثر نسخ خطی بسیاری در کتابخانه مانده است (ظاهریه، ادب، ٢/ ٣٤٤-٣٤٦، نیز شعر،٤٠٦-٤٠٧؛ عواد، همانجا؛ سید،٣/ ١٦٠؛ GAL;
GAL, S, II/ ٢١، همانجا).
ج ـ آثار یافت نشده
١. تقریظ بر منظومۀ سیرة المؤیّدِ ابن ناهض حلبی (سخاوی، الضوء،٧/ ١٨٥). ٢. دیوان شعر (ﻧﻜ : بغدادی، هدیه، همانجا). ٣. الفاکهة البدریة، اثری است به نظم و نثر که بدرالدین گزیدهای از نوشتهها و سرودههای خویش را در آن آورده، و در ٧٩٠ق آن را به پایان برده است (حاجی خلیفه، ٢/ ١٢١٥-١٢١٦). ٤. لمحة البدر، «مقامه»ای است مختصر (ﻧﻜ : همو، ٢/ ١٥٦١؛ بغدادی، هدیه، همانجا). ٥. معدن الجواهر، شرحی است بر کتاب جواهرالبحور از آن خود مؤلف (ﻧﻜ : حاجی خلیفه،١/ ٦١٣؛ قس؛ باباتنبکتی، ٤٨٩). ٦. مقاطع الشرب، اثر یاست که بدرالدین دمامینی قطعاتی منتخب از خمریات را در آن گردآورده است (غزولی، ١/ ١٦٤؛ نیز ﻧﻜ : سخاوی، همانجا).
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمد، انباء الغمر، حیدرآلباد دکن،١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
همو، ذیل الدرر الکامنة، به کوشش عدنان درویش، قاهره،١٤١٢ق/ ١٩٩٢م؛
همو، رفع الاصر، به کوشش حامد عبدالمجید و دیگران، قاهره،١٩٧٥م؛
باباتنبکتی، احمد، نیل الابتهاج، به کوشش عبدلامجید، عبدالله هرامه، طرابلس،١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
بدرالدین دمامینی، محمد، العیون الفاخره، قاهره،١٤١٢ق/ ١٩٩٢م؛
بغدادی، ایضاح؛
همو، هدیه؛
حاجی خلیفه، کشف؛
خفاجی، احمد، ریحانةالالباء، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره،١٣٨٦ق/ ١٩٦٧م؛
رزکلی، اعلام؛
سخاوی، محمد، الجواهر و الدرر، به کوشش حامد عبدالمجید و طه زینی، قاهره،١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
همو، الذیل علێ رفع الاصر، به کوشش جوده هلال و حمد محمود صبح، قاهره، ١٩٦٦م؛
همو، الضوء اللامع، قاهره،١٣٥٤ق؛
سید، خطی؛
سیوطی، بغیةالوعاة، به کوشش محمدابوالفضل ابرهیم، قاهره،١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
شمنی، احمد، المنصف من الکلام علێ مفنی ابن هاشم، تهران، مکتبةالحوزه؛
ظاهریه، خطی؛
عبدالحی، نزهةالخواطر، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق/ ١٩٥١م؛
علیخان مدنی، انوارالربیع فی انواع البدیع، به کوشش شاکر هادی شکر، کربلا،١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛
همو، سلوةالغریب، به کوشش شاکر هادی شکر، بیروت، عالم الکتب؛
عواد، کورکیس، «ذخائر التراث العربی فی مکتبة چسترییتی»، المورد، بغداد،١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م، ج٧، ﺷﻤ ١؛
غزولی، علی، مطالع البدور، قاهره، ١٢٩٩ق؛
کحاله، عمررضا، المستدرک علێ معجم المؤلفین، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٥م؛
مقریزی، احمد، السلوک، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره،١٩٧٢م؛
نور عثمانیه کتبخانه سنده محفوظ کتب موجوده نین دفتری، استانبول،١٣٠٣ق؛
نیز:
Ahlwardt;
Ambrasiama;
GAL;
GAL,S;
Hitti, Ph. . t al., Descriptive Catalog of the Garrett Collection of Arabic Manuscripts, Princeton,١٩٣٨;
Loth, O., A Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Library of the India office, Osnabrück, ١٩٧٥;
Voorhoeve;
Witkam, J.J., Catalogue of Arabic Manuscripts in the Library of the University of Leiden, Leiden, ١٩٨٦.
عبدالامیر جابریزاده