دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦ - ابوالنجم عجلی
ابوالنجم عجلی
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالنَّجْمِ عِجْلی، فضل (مفضّل) بن قدامه، شاعر عصر اموی. دربارۀ تاریخ ولادت و آغاز زندگی وی تنها به این روایت میتوان استناد كرد كه گفتهاند وی دراوایل حكومت هشام بن عبدالملك (١٠٥-١٢٥ ق)،٧٠ سال داشته است (ابوالفرج، ١٠ / ١٥٨؛ عباسی، ١ / ٢٤). دراین صورت باید حدود سال ٣٠ تا ٣٥ ق به دنیا آمده باشد (نك : بلاشر، ٦١٧). از تاریخ مرگ او نیز خبری در دست نیست، تنها اربلی سال ١١٤ ق را ذكر كرده (ص ٤٠) كه معلوم نیست در چه مأخذی یافته است.
ابوالنجم در قبیلۀ بنی عجل كه به داشتن شاعران رجزسرا مشهور بود، پرورش یافت و در زمرۀ نامدارترین و رجزسرایان روزگار خود درآمد. ابن سلام وی را هم طبقۀ اغلب عجلی، عَجاج و رؤیة به عجاج نهاده است ( طبقات فحول، ٢ / ٧٣٧- ٧٣٨، ٧٤٥). ابوالنجم ظاهراً در روزگار عبدالملك بن مروان (حك ٦٥- ٨٦ ق) به امویان پیوست و در همین دوران بود كه به رقابت با شاعران هم روزگارش مانند فرزدق برخاست و با شركت در محافل شعری كه در حضور عبدالملك (یا سلیمان بن عبدالملک) برپا میشد، شایستگی و نبوغ خود را به اثبات رسانید (نك : همو، طبقات الشعرا، ١٥٠؛ ابوالفرج ١٠ / ١٥٣-١٥٤؛ عباسی، ١ / ٢٤-٢٥). رقابت وی با عجاج نیز كه در واقع رقابت بین دو قبیلۀ ربیعه و مضر بود، مشهور است.
به روایتی، وی یك بار سوار بر شتر با عجاج روبهرو شد و او را به ابن بیت هجا گفت: «هر شاعری را شیطانی است، شیطان تو مادینه و شیطان من نرینه است». عجاج از این هجا چنان بیمناك شد كه بیدرنگ گریخت (ابوالفرج، ١٠ / ١٥٢-١٥٣). با این حال، رؤیة بن عجاج وی را سخت گرامی میداشت، به گفتۀ ابوعمرو شیبانی، رؤیه در مجالس شعرخوانی ابوالنجم حاضر میشد و اشعار او را به خاطر میسپرد و آنها را برای دیگران روایت میكرد. هموار جوزۀ لامیۀ وی را سرآمد همۀ ارجوزهها (ام الرجز) و خود او را «رَجّاز العرب» خوانده است (نك : همو، ١٠ / ١٥١-١٥٣).
ابوالنجم بین بصره، دمشق و رصافه درآمد و شد بود و با مدیحهسرایی روزگار میگذارنید (همو، ١٠ / ١٦٠؛ بغدادی، ٢ / ٤٠١). از ممدوحان او عبدالملك بن مروان، هشام بن عبدالملك، حجاج بن یوسف، حكم بن عبدالمطلب و عبدالملك بن بشر را میتوان نام برد (ابن قتیبه، ٢ / ٥٠٣؛ ابوالفرج، ١ / ٣٦٥، ١٠ / ١٦٠؛ ابوعبید بكری، ٢ / ٩٢٤). از میان اینان وی با هشام بن عبدالملك روابط نزدیكتری داشته است. ظاهراً بدیههسرایی و شوخ طبعی شاعر سخت مورد توجه هشام قرار گرفته بود و او از این راه توانست اموال بسیاری فرا چنگ آورد. برخی منابع كهن داستانهایی دربارۀ نكتهگوییهای وی در مجالس هشام نقل كردهاند (نك : ابن سلام، طبقات فحول، ٢ / ٧٤٥- ٧٤٨؛ ابوالفـرج، ١٠ / ١٥٥- ١٥٩؛ نیز نك : مرزبانی، ١٨٠؛ بغدادی، ١ / ١٠٤). با این حال، وی یك بار قصیدهای برای هشام خواند و خلیفه به گمان اینكه در یكی از ابیات آن، تعریضی به لوچی چشمان او هست، خشمگین شد و شاعر را از دربار راند. ابوالنجم از آن پس، مدتی را با فقر و درماندگی سپری كرد، اما دیری نپایید كه خلیفه بر سر لطف آمد و با بخشیدن ٥٠٠ دینار، از او دلجویی كرد (ابن قتیبه، همانجا؛ ابن عبدویه، ١ / ٣١٨- ٣١٩؛ بغدادی، ٢ / ٤٠١-٤٠٢؛ قس: EI٢). وی ظاهراً تا آخر عمر در قطعه زمینی در نزدیكی كوفه كه هشام بن عبدالملك به او بخشیده بود، به سر برد (نك : ابن قتیبه، ٢ / ٥٠٢).
اشعار ابوالنجم را راویانی چون ابوعمرو شیبانی و این سكیت در سدۀ ٣ ق گردآوری كردهاند و اینك قطعاتی از آنها در آثار ابن سلام (همان، ٢ / ٧٤٧-٧٥٢)، جاحظ (١ / ٢٧٨، ٣٠٠، ٢ / ٣٩-٤٠، ٣٠٩)، ابن قتیبه (١ / ٥٦، ١١١، ٢ / ٥٠٥-٥٠٧)، ابن ابی عون (ص ١٠، ١٥٧، ٣٨٦)، ابنعبدربه (١ / ١٧٢-١٧٤) و ابوالفرج اصفهانی (١٠ / ١٥٠- ١٦٠) میتوان بازیافت. بیشتر این سرودهها در قالب رجز است و اغلب به مدح و وصف اختصاص یافته است. وصف شتر، اسب، مار، ملخ و دیگر مظاهر بادیه در اشعار وی جایگاهی خاص دارد. از این رو، بجز اصمعی (ص ١٦) كه برخی ابیات او را سست و ضعیف خوانده، دیگر منتقدان كهن، اشعار وی را ستودهاند و او را در مرتبهای برتر از شاعران همروزگارش نهادهاند (ابوالفرج، ١٠ / ١٥٠؛ ابوهلال عكسری، ٧٢، ٧٨، ٨١). گویند برخی از سرودههای وی چندان دلاویز بوده كه گاه شاعران بزرگی چون ابونواس را به تقلید از آنها وامیداشته است (نك : ابن قتیبه، ٢ / ٥٠٤؛ حاتمی، ٢٥). همچنین بسیاری از ادیبان و لغویان از جمله خلیل بن احمد (ص ٢١٩، ٢٧٢، جم )، ابوحاتم سجستانی (ص ١٢٣)، ابن سكیت (ص ٣٦، ١٩٨، جم )، مبرد (١ / ٦٢، ٢ / ٦٩٣)، ابن درید (١ / ٢٥، ٢٨، جم )، ابنانباری (ص ٩٧، ١١٩، جم )، ابوطیب لغوی (١ / ٨٧، ٣٥٧)، ازهری (١ / ٧٧، ١٢١، جم ) و ابن فارس (١ / ٣٥٢، ٢ / ٤٣، جم ) به اشعار او استناد جستهاند، ارجوزۀ لامیۀ وی (حدود ١٠٠ بیت) ضمن مجموعۀ الطرائف الادبیة در قاهره (١٣٥٣ ق / ١٩٣٧ م) كه به چاپ رسیده است.
مآخذ
ابن ابی عون، ابراهیم، التشبیهات، به كوشش محمد عبدالمعید خان، كمبریج / لندن، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
ابن انباری، محمد، الاضداد، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، كویت، ١٩٦٠ م؛
ابن درید، محمد، جمهرة اللغة، حیدرآباد دكن، ١٣٤٤ ق؛
ابن سكیت، یعقوب، اصلاح المنطق، به كوش احمد محمد شاكر و عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٦ م؛
ابن سلام جمحی، محمد، طبقات الشعراء، لیدن، ١٩١٣ م؛
همو، طبقات فحول الشعراء، به كوشش ابوفهر محمود محمد شاكر، قاهره، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابن فارس، احمد، مجمل اللغة، به كوشش هادی حسن حمودی، كویت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، به كوشش محمد یوسف نجم و احسان عباس، بیروت، ١٩٦٤ م؛
ابوحاتم سجستانی، سهل، «الاضداد»، همراه ثلاثة كتب فی الاضداد، به كوشش اگوست هافنر، بیروت، ١٩١٢ م؛
ابوطیب لغوی، عبدالواحد، الاضداد فی كلام العرب، به كوشش عزت حسن، دمشق، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، سمط اللآلی، به كوشش عبدالعزیز میمنی، قاهره، ١٣٥٤ ق / ١٩٣٦ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
ابوهلال عسكری، حسن، الصناعتین، به كوشش علی محمد بجاری و محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
اربلی، عبدالرحمن، خلاصة الذهب المسبوك، به كوشش مكی سید جاسم، بغداد، ١٩٦٤ م؛
ازهری، محمد، تهذیب اللغة، به كوشش عبدالسلام محمد هارون و محمد علی نجار، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
اصمعی، عبدالملك، فحولة الشعراء، به كوشش چ. توری، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٩٧٩ م؛
بلاشر، رژیس، تاریخ الادب العربی، ترجمۀ ابراهیم كیلانی، دمشق، ١٩٧٣ م؛
جاحظ، عمرو، الحیوان، به كوشش عبدالسلام هارون، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
حاتمی كاتب، محمد، الرسالة الموضحة، به كوشش محمد یوسف نجم، بیروت، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٥ م؛
خلیل بن احمد فراهیدی، الجمل فی النحو، به كوشش فخرالدین قباوه، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
عباسی، عبدالرحیم، معاهد التنصیص، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٣٦٧ ق / ١٩٤٧ م؛
مبرد، محمد، الكامل، به كوشش محمد احمد دالی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مرزبانی، محمد، معجم الشعراء، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٦٠ م؛
نیز:
EI٢.
عنایتالله فاتحینژاد