دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠٥ - خزرجی، ضیاءالدین ابوالحسن
خزرجی، ضیاءالدین ابوالحسن
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٧ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَزْرَجی، ضیاءالدین ابوالحسن علی بن محمد بن یوسف بن عفیف (د ٦٨٦ ق / ١٢٨٧ م)، شاعر ادیب و صوفی اندلسی.
ابنرُشَید (٦٥٧-٧٢١ ق / ١٢٥٩-١٣٢١ م)، جهانگرد معروف مغربی، در ٦٨٤ ق / ١٢٨٥ م خزرجی را که حدود ٩٥ سال داشته، چند بار در اسکندریه ملاقات کرده، و صفحاتی از کتاب خود را نیز به وی اختصاص داده است. به گفتۀ وی خزرجی به او و خواهرانش عایشه و فاطمه و فرزندانش محمد، عایشه و امةالله اجازه داده است تا همۀ گفتههای وی به نظم و نثر را روایت کنند. زینالدین ابوبکر ابنمنصور این اجازهنامه را نوشته است، زیرا خزرجی در آن زمان دچار نابینایی شده بود (ص ٤٣)؛ نیز ابنرشید تصریح میکند که وی بهرغم سالخوردگی، حافظهای خوب داشت و همۀ امور مربوط به خود را به تنهایی انجام میداد (ص ٤٣-٤٤).
نسب وی را به سعد بن عُباده رساندهاند (ذهبی، ٢٧٣؛ ابنتغری بردی، ١ / ٤٧٥)؛ از همینرو او را انصاری یا ساعدی نیز گفتهاند (ابنرشید، ٤٣؛ مقریزی، ١(٣) / ٧٣٨؛ مقری، ٢ / ٣٩٨). وی در بیغه ــ روستایی بین قرطبه و غرناطه ــ به دنیا آمد (ابنرشید، مقری، همانجاها)، و نسبت غرناطی وی از همینجا ست (ابنشاکر، ٢١ / ٤١٠؛ ابنحبیب، ١ / ١١٤). احتمالاً خزرجی دوران جوانی خود را در غرناطه سپری کرد و همانجا قرآن را نزد ابوالولید هشام بن واقف مقری و عشرینیات را از ابوزید فازازی آموخت و از ابوزید اجازه گرفت تا آنچه را به نظم و نثر از آن او ست، روایت کند. در ٦٠٦ ق در مالقه ابوالحجاج منصفی را که خود زاهد مشهوری بـود، ملاقـات کرد و یک سال بعـد، نـزد ابـومحمد ابنحوطالله صحیح مسلم را شنید (ابنرشید، ٤٤- ٤٥؛ ذهبی، ٢٧٤؛ مقری، همانجا).
خزرجی سپس راهی مصر شد و در اسکندریه سکنا گزید (همانجا). گفتهاند که وی در آنجا با دانشمندانی چون ابوالقاسم بن عیسى نشستوبرخاست داشت و از آنان علم آموخت (همو، نیز ابنحبیب، همانجاها). پیش از این نیز ملخص قابسی و کفایة المتحفظ ابراهیم اجدابی و الموطأ مالک را به روایت یحیى لیثی نزد جعفر همدانی و ابوالخطاب ابندِحیه و برادرش ابوعمرو ابندحیه خوانده و شنیده بود و هر ٣ به او اجازۀ روایت داده بودند (ابنرشید، ٤٤؛ ذهبی، همانجا). ابنحبیب اشاره میکند که وی پس از آمدن به مصر، دوباره به اندلس رفت و پس از مدتی به مصر بازگشت (همانجا)، اما منابع دیگر به این سفر او اشاره نمیکنند. وی گویا برای زیارت خانۀ خدا یکبار هم راهی مکه شده و در آنجا از شهابالدین سهروردی استماع کرده است (مقری، همانجا).
خزرجی چنانکه گفته شد، عمر بسیار کرد و در اسکندریه چشم از جهان فروبست (ابنشاکر، ابنحبیب، همانجاها). برخی از متأخران به اشتباه، او را ابوالجیش مغربی خواندهاند و گاه با خزرجی، ضیاءالدین عبدالله بـن محمد بـن عثمان انصاری، خلط کرده، مرگ وی را در ٦٢٦ یا ٦٢٧ ق دانستهاند (نک : EI١؛ سرکیس، ٨٢١).
وی دیوانی با عنوان المواجد الخزرجیه داشت که در زمان حیات شاعر گرد آمده بود (ابنرشید، همانجا)؛ اما آن دیوان از میان رفته و تنها اشعاری پراکنده از وی بر جای مانده است. همگان شعر وی را ستودهاند (ابنشاکر، همانجا؛ ذهبی، ٢٧٣). اشعاری که وی در مدح حضرت رسول (ص) سروده، از بهترین اشعار به شمار آمده است (مثلاً نک : مقری، همانجا). ابنشاکر کتبی (٢١ / ٤١٠-٤١١) ٢١ بیت و ابنحبیب (همانجا) ٥ بیت از این اشعار را آوردهاند. همچنین خزرجی شعری در ٣٥ بیت برای ابنرشید خوانده که با مدح حضرت رسول (ص) پایان مییابد (ابنرشید، ٤٦- ٤٨). نیز ابنرشید نقل میکند که وی را قصیدهای در حدود ٢٣٠ بیت، با حرف رویّ لام در مدح حضرت رسول (ص) و در معارضه با «بانت سعاد» (ه م) کعب بن زهیر است که تنها ١٥ بیت آغازین و ١٥ بیت پایانی آن را آورده، اما متذکر شده که همۀ اشعار را در جایی دیگر نقل کرده است (ص ٤٨- ٤٩).
خزرجی قصیدهای در ٤١ بیت در معارضه با پنجاهمین «مقامۀ» حریری سروده که خود برای ابنرشید خوانده و ابنرشید ٦ بیت و مقری نیز بخشی از آن را آوردهاند؛ ابنرشید اشاره میکند که همۀ قصیده را در جایی دیگر آورده است (ص ٤٦؛ مقری، ٢ / ٣٩٩). گویند وی به شیوۀ ابنعربی شعر میسرود، بااینهمه، ذهبی میگوید که این موضوع دربارۀ او اثبات نشده است (ص ٢٧٤؛ نیز نک : صفدی، ٢٢ / ١٥٧). گفتهاند که دمیاطی و برزالی راویان اشعار وی بودهاند (همانجاها).
مآخذ
ابنتغری بردی، الدلیل الشافی، به کوشش فهیم محمد شلتوت، قاهره، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابنحبیب، حسن، تذکرة النبیه، به کوشش محمد محمد امین، قاهره، ١٩٧٦ م؛
ابنرشید، محمد، ملء العیبة، به کوشش محمد حبیب، تونس، ١٩٨١ م؛
ابنشاکر کتبی، محمد، عیون التواریخ، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ١٣٩٧ ق / ١٩٧٧ م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث ٦٨١-٦٩٠ ق، بـه کوشش عمر عبدالسلام تـدمری، بیـروت، ١٤٢١ ق / ٢٠٠٠ م؛
سرکیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره، ١٣٤٦ ق / ١٩٢٨ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش رمزی بعلبکی، ویسبادن، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٣ م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مقریزی، احمد، السلوک، به کوشش محمد مصطفى زیاده، قاهره، ١٩٣٤ م؛
نیز: EI١.
رضوان مساح