دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٨ - ابوضمضم
ابوضمضم
نویسنده (ها) :
فاطمه رادمنش
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوضَمْضَم، نام دست كم ٣ شخصیت مختلف كه در منابع کهن از آنها یاد شده است، ولی هیچ یك شهرت زیادی نداشتهاند؛
١. ابوضمضم
ظاهراً یكی از زاهدان یا «حنیفان» عصر جاهی بوده است و معلوم نیست كه اسلام را درك كرده یا نه. بیشتر شهرت او به سبب حدیثی است كه بخاری از قول انس بن مالك نقل كرده ١(١) / ١٢٢) و ابن قتیبه آن را مشروحتر آورده است ( ادب، ٢ / ٣٢؛ عیون، ١ / ٣٩٦). در این حدیث پیامبر (ص) ابوضمضم را كه هر بامداد هنگام بیرون رفتن از منزل میگفته است: «اللّهم انی قد تَصدَّقْتُ بعرضی علی عِبادِك»، ستوده و یاران خود را به این كار پسندیدۀ او تشویق كرده است. راویان این حدیث را به گونههای مختلف آوردهاند و هر كس بنا به تعبیری كه از عبارت «تصدَقْتُ بعرضی» داشته، آن را در مبحثی نهاده است (نك : همانجا؛ سیدمرتضی، ١ / ٦٣٢؛ ابنعبدالبر، ٤ / ١٦٩٤؛ خطیب، ١ / ٣٥-٣٦؛ ابن اثیر، ٥ / ٢٣٢؛ ابن حجر، ٤(٧) / ١٠٩).
٢. ابوضمضم بكری
از روایان شعر و از نسب شناسان فصیحان اعراب بادیه (نك : ابن قتیبه، الشعر، ١ / ٨- ٩؛ یغموری، ٣٤٧، ٣٤٨). او از فرزندان عمرو بن مالك بن ضبیعة بن قیس بن ثعلبه بوده و پیش از اصمغی (١٢٢-٢١٦ ق) میزیسته است (همانجا). گویند وی حافظهای نیرومند داشت و اشعار نادر بسیاری با ذكر نام سرایندۀ آنها نقل میكرد (مغربی، ١٤١). موجب شهرت ابوضمضم بكری این افسانه است كه گویند: روزی چند جوان به قصد آزمایس یا شوخ طبعی نزد او رفتند. وی كه به فراست از قصد آنان آگاه شده بود، شعر ١٠٠ شاعر (به قولی ٧٠ یا ٨٠ شاعر) را كه نامشان «عمرو» بود، برای آنان برخواند. اصمعی میگوید: من و خلف احمر بیش از ٣٠ شاعر عمرو نام نیافتیم (ابنقتیبه، همانجا؛ ابنعبدربه، ٥ / ٣٠٨؛ یغموری، همانجا؛ قس: مغربی، همانجا).
شاهدی در دست نیست كه ابوضمضم راوی شعر را با ابوضمضم زاهد یكی بدانیم (قس: EI٢).
٣. ابوضمضم
شخصیتی شاید واقعی ــ و شاید كاملاً افسانهای ــ كه به او مانند جُحی و بهلول، داستانهایی خندهآور همراه با نوعی حكمت نسبت میدهند. گویند: وی در مسائل فقهی، فتواهایی صادر میكرد كه موجب خنده میگردید واز این جهت، افسانههای منسوب به قراقوش را تداعی میكند (نك : همانجا). در سدۀ ٤ ق / ١٠ م داستانهای متعددی ساخته شده كه وی در آنها، قهرمان اصلی بوده است (همانجا).
مجموعۀ داستانهایی كه دربارۀ او پرداخته شده، به نام نوادر ابی ضمضم شهرت داشته است (نك : ابن ندیم، ٣٧٥؛ لغتنامه).
مآخذ
ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٠ ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد ابن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٧ ق؛
ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، به كوشش احمد و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، ادب الكاتب، به كوشش محمددانی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٢ م؛
همو، الشعر و الشعراء، به كوشش محمد یوسف نجم و احسان عباس، بیروت، ١٩٦٤ م؛
همو، عیون الاخبار، به كوشش یوسف علی طویل، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، موضح اوهام الجمع و التفریق، به كوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
سیدمرتضی، علی بن حسین، امالی، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٣ م؛
لغت نامۀ دهخدا؛
مغربی، «فصحاء الاعراب»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٩٢٩ م، شم ٩؛
یغموری، یوسف بن احمد، نورالقبس، مختصر المقتبس محمد بن عمران مرزبانی، به كوشش رودلف زلهایم، بیروت، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
نیز:
EI٢.
فاطمه رادمنش