دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٦٨ - بدرالدین بن مالک
بدرالدین بن مالک
نویسنده (ها) :
سید محمد سیدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدرُالدّینِ بنِ مالِک، ابوعبدالله محمد بن محمد بن عبدالله بن مال، مشهور به ابن ناظم و ابن مصنف (ح٦٤٠-٦٨٦ق/ ١٢٤٢-١٢٨٧م)، ادیب، نحوی و لغوی عرب.
بدرالدین که فرزند بن مالک (ﻫ م) نحوی و لغوی مشهور است، در دمشق زاده شد، نزد پدر به تحصیل پرداخت، همۀ دانشهای پدر را کسب رد و در زبان عربی استاد شد، چنانکه او را شیخ العربیه نامیدند (ذهبی، ٣/ ٣٦٣؛ ابن عماد، ٥/ ٣٩٨). ازون بر آن، وی در دیگر دانشهای ادبی روزگار خود نیز توانا شد و گفتهاند که در معانی و بیان، عروض و بدیع صاحبنظر و پیشوای زمن خود بود(صفدی، ١/ ٢٠٤).
بدرالدین از منطق و همچنین فقه و اصول نیز آگاهی داشت و تقریباً همۀ نویسندگان شرح حال وی هوش، ذکاوت و خوشس فهمی او را ستودهاند (همانجاها؛ ابنقاضی شهبه، طبقات الشافعیة، ١/ ١٩٩؛ دلجی، ٩٦؛ یافعی، ٤/ ٢٠٣؛ اسنوی، ٢/ ٤٥٥). وی شعر را نیک میفهمید و گاه در شرح نکات چند بیت رسالهای مینگاشت (صفدی، همانجا؛ ابنشاکر، ١/ ٦١)؛ با این حال، از توان نظمپردازی پدرش، بهرهای نداشت؛ چندان که در پاسخ دوستی که نامهای منظوم برایش فرستاده بود، از سرودن حتێ یک بیت عاجز ماند و از همسایه یاری خواست (صفدی، همانجا؛ ﻧﻜ : سیوطی، ١/ ٢٢٥؛ ابنقاضی مکناسی،١/ ٣١٣).
بدرالدین بهرغم جنبههای عملی خود، نتوانسته بود از طرب و اسباب آن رو برتابد. از آنچه دربارۀ او گفتهاند، همچنین استنباط میشود که وی مردی شوخطبع، خوش مشرب و عشرت دوست بوده، و شاید در رفتارهایش پروایی از مقام علمی خود نیز نداشته است، زیرا گفتهاند که بزرگترین عیب وی معاشرت با افراد ناباب بوده است (صفدی، اسنوی، همانجاها). به دلیلهایی که روشن نیست شاید ـ به سبب همین رفتارها که با شرت و وقار علمی ابن مالک (قس: اسنوی، همانجا) مناسبتی نداشت و حتێ موجب تردید دیگران در زهد و علم خود او نیز میگردید (ﻧﻜ : یافعی، ٤/ ٢٠٣-٢٠٤) ـ میان بدرالدین و پدرش نقاری پدید آمد که به اقامت وی در بعلبک انجامید. این امر احتمالاً در اوج شهرت و اعتبار علمی او نیز بود؛ چه، در بعلبک مجلس درس و تعلیم برپا میداشت و گروهی نهزد وی درس میخواندند (صفدی، سیوطی، همانجاها).
از شاگردان وی ابن وکیل (شیخ شافعیه) و چند تن از نحویان ازجمله بدرالدین ابنجماعه و کمالالدین ابن زملکانی را میتوان نام برد (نعیمی،١/ ٢٧-٢٨؛ ابن قاضی شهبه، طبقات النحاة...، ٢٤٧؛ ابنعماد، همانجا).
پس از مرگ ابنمالک در٦٧٢ق١٢٧٣م از بدرالدین برای بازگشت به دمشق دعوت شد و او تا١٤سال پس از آن، بر جایگاه بدر تکیه زد (ﻧﻜ : صفدی، همانجا) و در ٤٦ سالگی، ظاهراً به بیماری قولنج در گذشت (ذهبی، همانجا؛ صفدی،١/ ٢٠٥؛ سبکی، ٨/ ٩٨؛ ابن عماد، ٥/ ٣٩٩).
آثار
بدرالدین بن مالک در شاخههای گوناگون ادب عرب تألیفاتی داشاه که اغلب آنها همچون دیگر آثار دورۀ او شرحهایی بر نوشتههای دیگران است. سیوطی فهرست کاملی از نوشتههای او را ارائه کرده است (همانجا).
الف ـ چاپی
١. شرح الفیة، مشهورترین و شاید مهمترین اثر بدرالدین شرحی است که بر الفیۀ پدرش نگشته است. این کتاب که صفدی آن را شرحی منقێ و منقح خوانده (همانجا)، و در شمار بهترین شرحهای الفیه معرفی شده است (ابنقاضی شبهه، همانجا). این اثر بهعنوان شرح ابن لمصنف و شرح ابن الناظم نیز شهرت دارد؛ اما عنوان اصلی آن الدرةالمضیئة فی شرح الالفیة است. این کتاب نخستینبار در ١٢٧٦ق در تهران چاپ سنگی شده (مشار، ٥٤٢)، در ١٣١٢ق در بیروت به کوشش محمدبن سلیم بابیدی، و در ١٣٣٢ق در دمشق به کوشش محمود یاسین منتشر گشته، و سپس در ١٣٤١ق در قاهره، و در ١٣٤٢ق در نجف، به چاپ رسیده است.
٢. شرح لامیةالافعال، این کتاب نیز شرحی بر کتاب لامیة الافعال ابن مالک است که خود تکملهای بر کتاب الفیه در مباحث صرفی بوده است. عنوان اصلی این کتاب نیز زبدالاقوال فی شرح قصیدةابنیة الافعال است که در ١٨٥١م در فنلاند، و سپس در ١٣١٢ق در بیروت به چاپ رسیده است.
٣. المصباح فی المعانی و البیان، که خلاصهای است از کتاب مفتاح العلوم سکاکی، زرکلی این کتاب را در شمار آبثار چاپی او معرفی کرده است (٧/ ٣١).
ب ـ خطی
١. شرح الکافیة، که شرحی بر منظومۀ الکافیة الشافیۀ پدرش در نحو است. نسخهای از این اثر در کتابخانۀ اسکوریال (ESC٢، ﺷﻤ٢٠٠ ) موجود است. ٢. روض الاذهان فی علم المعانی و البیان، که نسخهای از آن در لیدن به شمارۀ ٣١٧ موجود است (ﻧﻜ : ورهووه، ٢٨٦). ٣. شرحی بر ملحةالاعراب حریری در نحو، که نسخهای از آن در واتیکان موجود است (ﻧﻜ : I/ ٤٨٨، S، GLA). ٤. غایةالطلاب فی معرفةالانساب (ﻧﻜ : همان، I/ ٥٢٧).
ج ـ آثار یافت نشده
١. تکملة شرح التسهیل، که تکملهای بر کتاب ناتمام پدرش با همین عنوان بوده است. ٢. شرح الحاجبیة (سیوطی، همانجا). ٣. شرح بر غریب التصریف ابن حاجب (اسنوی، ٢/ ٤٥٥). که احتمالاٌ عنوان دیگری برای کتاب قبلی بوده است. ٤. مقدمة فی العروض. ٥. مقدمة فی المنطق (سیوطی، همانجا). کتاب تلخیص فی الشواهد و تلخیص الفوائد که حاله (ص ٧٣٦) به وی نسبت داده، شرحی است که عبدالله بن یوسف بن هاشم انصاری بر کتاب شرح الفیۀ بدرالدین نوشته است (ﻧﻜ : صالحی، ١٣).
مآخذ
ابنشاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٣م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره،١٣٥١ق؛
ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشفعیة، به کوشش عبدالعلیم خان، بیروت،١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
همو، طبقاتالنحساة و اللغویین، به کوشش محسن غیاض، نجف، ١٩٧٣-١٩٧٤م؛
ابنقاضی مکناسی، احمد، درةالحجال فی اسماءالرجال، به کوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالله جبوری، بغداد،١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛
دلجی، احمد، الفلاکة و المفلوکون، نجف/ بغداد، ١٣٨٥ق؛
ذهبی، محمد، العبر، به کوشش محمد سعید بن بسیونی زغول، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
زرکلی، اعلام؛
سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبرێ، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره،١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
سیوطی، بقیةالوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره،١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛
؛
صالحی، عباس مصطفێ، مقدمه برتلخیص الشواهد و تلخیص الفوائد، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش هلموت ریتر، ویسیادن، ١٣٨١ق/ ١٩٦٢م؛
کحاله، عمررضا، المستدرک علی معجم المؤلفین، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٥م؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران،١٣٤٤ش؛
نعیمی، عبدالقادر، الدارس فی تاریخ المدارس، به کوشش جعفر حسنی، دمشق، ١٣٦٧ق/ ١٩٤٨م؛
یافعی، عبدالله، مرآةالجنان، حیدرآباد دکن، ١٣٣٩ق؛
نیز:
ESC٢;
GAL,S;
Voorhoeve.
محمد سیدی