دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٧ - ابن ابی اصبع، زکی الدین
ابن ابی اصبع، زکی الدین
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی اِصْبَع، زكیّالدین ابومحمد عبدالعظیم بن عبدالواحد ابن ظافر (٥٨٥ق / ١١٨٩م یا ٥٨٩ق-٢٣ شوال ٦٥٤ق / ١٣ نوامبر ١٢٥٦م)، ادیب و شاعر مصری (كتبی، ٢ / ٣٦٤؛ مقریزی، ١ / ٤٠١؛ ابن تغری بردی، ٧ / ٣٧). ابن صابونی مینویسد كه ابن ابی اصبع به خط خود برای وی نوشته است كه تولدش در اول محرم ٥٩٥ق ]٣ نوامبر ١١٩٨م[ بوده است (ص ١٤). وی بر خلاف معمول آن زمان به تحصیل در یك مدرسۀ بخصوص و شاگردی نزد استاد یا استادانی معین نپرداخت، بلكه از همان اوان جوانی زندگانی پرتلاش علمی و مطالعات و تحقیقات شبانهروزیش را با بررسی و گزینش آثار گذشتگان و طبقهبندی تألیفات آنان و نقد آگاهانۀ دیدگاههای معاصران و نشست و برخاست با برگزیدگان ایشان سامان داد (ابن ابی اصبع، بدیع، ٣-٤) و به این وسیله توانست از دانش علما و صاحبنظران گذشته و دانشمندان و ادبای معاصر خود در مناطق مختلف برخوردار گردد.
مصر، زادگاه و اقامتگاه وی در طول زندگیش، در آن روزگار، با آنكه از نظر اقتصادی وضع مطلوبی داشت، به سبب رقابتها و كشمكشهای امیران و جنگهای داخلی آنان با یكدیگر و نیز تأثیر جنگهای صلیبی از آرامش و امنیت چندانی برخوردار نبود (مقریزی، ١ / ١٠١، ٢٠٦؛ قس: شرف، مقدمۀ بدیع، ٥٧ به بعد). از سوی دیگر، علما و ادبا مورد توجه و حمایت زمامداران قرار داشتند و از مزایای استثنایی بهرهمند بودند (ابن كثیر، ١٣ / ١٦)، ازاینرو، شعرای آن سامان غالباً در اطراف امیران گرد میآمدند و با پاداشها و مستمریهای آنان زندگی را میگذراندند، اما ابن ابی اصبع، باآنكه شعر نیك میسرود (ابن صابونی، ١٣؛ ابنتغری بردی، همانجا) و در بیشتر زمینههای شعری، حتی مدح و هجاء، هنر خود را نشان داده (برای نمونه نك : عباسی، ٤ / ١٨؛ شرف، مقدمۀ تحریر، ٣٠-٣١؛ همو، مقدمۀ بدیع، ٨١)، غالباً خویشتن را از اشتغالات درباری بركنار میداشت و بیشتر به تحقیق و تألیف میپرداخت. شاید به همین سبب است كه در آثار برجای مانده از او، مدیحهسرایی زیادی دیده نمیشود.
ابن ابی اصبع اساساً شعر را برای به كارگیری صنایع شعری میسرود (نك : تحریر، ١٨٩) و شاید شهرت یافتن وی به شاعری (ابن صابونی، ١٣؛ ذهبی، ١ / ٣٠؛ كتبی، همانجا؛ سیوطی، حسن المحاضرة، ١ / ٣٢٧؛ عباسی، ٥٨٨) بدان سبب باشد كه ابن شعّار (ه م) تذكرهنویس معاصر وی، در كتاب عُقود الجُمان فی شعراء هذا الزمان نام او را در ردیف شعرای آن زمان آورده است (عباس، ٢ / ٣٦٣) وگرنه عنوان ادیب برای او مناسبتر است (نك : ابن صابونی، كتبی، مقریزی، همانجاها).
ابن ابی اصبع ابتدا به علوم بلاغت (معانی و بیان و بدیع) پرداخت و تا حد امكان كتب و رسائل مربوط به این فنون را گردآوری و دستهبندی كرد (بدیع، ٤)، آنگاه به نقادی دقیق آنها همت گماشت، تا آنجا كه به تعبیر خود او، كمتر كتابی از تیررس نقد موشكافانۀ او در امان ماند (همان، ١٣). وی انواع صناعات بدیعی را در آثار گذشتگان (ابن معتز، د ٢٩٦ق / ٩٠٩م؛ قدامة بن جعفر، د ٣٣٧ق / ٩٤٨م؛ ابوهلال عسكری، د بعد از ٣٩٥ق / ١٠٠٥م) و تألیفات معاصران (ابن رشیق قیروانی، د ٦٠٠ق / ١٢٠٤م؛ ضیاءالدین ابن اثیر، د ٦٣٧ق / ١٢٣٩م) استقصا كرد و همه را پیراسته گردانید و در ٩٠ یا ٩٣ یا ٩٥ باب (تحریر، ٩٣، ٥٢٤؛ بدیع، ١٤) تنظیم كرد و با افزودن ٣١ باب كه استنباط خود وی بود، تعداد ابواب را به ١٢٠ یا ١٢١ یا ١٢٣ یا ١٢٦ رسانید (همانجا؛ تحریر، ٩٤، ٩٥، ٦٢١). اختلاف ارقام ظاهراً ناشی از افزایش یا كاهش ابواب از سوی مؤلف در طول زمان است كه در نسخههای خطی گوناگون منعكس شده است. به هر حال نسخۀ چاپی این كتاب كه نام كامل آن تحریر التحبیر است، شامل ١٢٥ باب است .
تحریر التحبیر كه قلقشندی آن را به اختصار التحبیر ذكر كرده است (١ / ٤٦٩)، نخستین كتاب مفصل و مبسوطی بود كه در علم بدیع نوشته میشد. این كتاب در دورانهای بعد سخت مورد توجه ادبا قرار گرفت و ازجمله مآخذ اصلی دائرةالمعارفهای بزرگ ادبی مانند صبح الاعشی قلقشندی (د ٨٢١ق / ١٤١٨م)، خزانة الادب ابن حجۀ حموی (د ٨٣٧ق / ١٤٣٤م)، معاهد التنصیص علی بن ابراهیم عباسی (د ٩٦٣ق / ١٥٥٦م) و خزانة الادب بغدادی (د ١٠٩٣ق / ١٦٨٢م) به شمار میآید.
ابن ابی اصبع پس از فراغت از تألیف تحریر به نوشتن كتاب دیگری زیر عنوان البرهان فی اعجاز القرآن كه گاه به نام بیان البرهان فی اعجاز القرآن نیز خوانده میشود، پرداخت (بدیع، ١٥؛ زركلی، ٤ / ٣٠) و به عنوان بخش پایانی آن، ابواب بدیع ویژۀ قرآن كریم را از كتاب تحریر التحبیر جدا ساخت و با افزودن مطالبی، عنوان مستقل بدیع القرآن را بر آن نهاد. در این كتاب ٢٢ باب از ابواب تحریر نیامده، ولی ٧ باب كه در تحریر از آنها سخنی نرفته بود، افزوده شده است (شرف، مقدمۀ تحریر، ٥٩-٦١). از كتاب البرهان فی اعجاز القرآن ظاهراً تنها یك نسخه خطی باقی است ( آربری، ٤٢٥٥)، اما نسخ خطی بدیع القرآن بسیار است. این كتاب چند بار چاپ شده (قاهره، دار نهضته مصر) و به فارسی نیز ترجمه گردیده است (مشهد، ١٣٦٨ش). برخی از نسخههای خطی بدیع القرآن عنوان البرهان فی اعجاز القرآن را بر خود دارد (شرف، مقدمۀ بدیع، «ه«؛ سید،١ / ٢١، ٢٢).
با تألیف بدیع القرآن و چند اثر دیگر در پی آن، ابن ابیاصبع در ردیف صاحبنظران علوم قرآنی جای گرفت و آراء وی به كتب تخصصی علوم قرآنی راه یافت (نك : زركشی، ٢ / ٤٨٢؛ سیوطی، اتقان، جم ). ابن ابی اصبع برای نخستین بار به تألیف جداگانه در باب فواتح سور قرآن مجید نیز دست زد و كتابش را الخواطر السوانح فی كشف سرائر الفواتح نام نهاد (بدیع، ٦٤، ٢٥٤). سیوطی در كتاب اتقان، نوع شصتم از علوم قرآنی، یعنی فواتح سور را عمدتاً به نقل خلاصهای از این كتاب اختصاص داده است (٣ / ٣٦١-٣٦٣).
دیوان ابن ابی اصبع به نام صحاح المدائح به اشعار وی در مدح پیامبر اكرم (ص) و خلفای راشدین و قطعاتی از آن به مدح اهل بیت (ع) اختصاص دارد. از تعبیرات خود وی (بدیع، ٢٩٠، ٢٩١) دربارۀ این كتاب میتوان دریافت كه مؤلّف در نحوۀ تدوین و نامگذاری این كتاب نكات دقیقی را در نظر داشته است. از این كتاب یك نسخۀ عكسی در دارالكتب المصریه به شمارۀ ٤٩٣١ ادب موجود است .
دیگر آثار ابن ابی اصبع عبارتند از: دُرَر الامثال كه وی در آنجا كه چگونگی گردآوری و تدوین این كتاب را توضیح میدهد، از آن به عنوان كتاب كبیر یاد میكند (نك : تحریر، ٢١٩؛ بدیع، ٨٧ و ٨٨)؛ الكافلة بتأویل تلك عشرة كاملة (بدیع، ٢٥٤) كه زركشی (د ٧٩٤ق / ١٣٢٩م) نسخهای از این رساله را در اختیار داشته و در كتاب خود، البرهان، قسمتی از آن را نقل كرده است (٢ / ٤٨١، ٤٨٢)؛ الشافیة فی علم القافیة؛ المیزان فی الترجیح بین كلام قدامة و خصومه، ابن ابی اصبع این دو كتاب را در اثبات شعر نبودن قرآن مجید تألیف كرده و كتاب اخیر ظاهراً ناتمام مانده است (نك : بدیع، ١٦٦). توصیههای ابن ابی اصبع به كاتبان و شاعران نیز كه به صورت خاتمۀ «باب التهذیب و التأدیب» در كتاب تحریر التحبیر آمده است (صص ٤١٢-٤٢٤) و قسمتی از آن در صبح الاعشی (قلقشندی، ٢ / ٣٢٦، ٣٢٧) و مختصری از آن در خزانة الادب (ابن حجه، ٢٣٦، ٢٣٧) و برگزیدهای از آن در انوار الربیع (ابن معصوم، ٦٣٢) آمده، شایسته است كه به عنوان یك رسالۀ جداگانه مورد تحقیق و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. ابن ابی اصبع در این توصیهها بر اصالت معانی نسبت به الفاظ تكیه میكند و شاعران و نثرنویسان را از صنایع لفظی تهی از محسنات معنوی بر حذر میدارد و پیروی از شیوۀ سخنوری امام علی (ع) و یكّهتازان میدانهای فصاحت و بلاغت مانند ابن مقفّع، سهل بن هارون و جاحظ را كه پیروان آن حضرت هستند، توصیه میكند (بدیع، ٤١٥؛ قس: قلقشندی، ٢ / ٣٢٧).
كتابها و رسالههای یاد شده تنها یادگارهای برجای مانده از ابن ابی اصبح است، و روایت درستی حاكی از اینكه وی شاگرد یا شاگردانی را مشخّصاً تربیت كرده باشد در دست نیست، جز آنكه ابن صابونی نوشته كه دستخط اجازۀ كاملی از او داشته است (همانجا). همچنین، بر اثر یكی بودن لقب ابن ابی اصبع (زكیالدین) با فقیه و محدّث معروف مصری زكیالدین عبدالعظیم منذری (د ٦٥٦ق / ١٢٥٨م)، ذهبی در كتاب المشتبه (١ / ٣٠) آورده است كه دمیاطی (شرفالدین عبدالمؤمن بن خلف، د ٧٠٥ق / ١٣٠٥م، صاحب كتاب مُعْجَم الشیوخ) از ابن ابی اصبع روایت كرده است. البته این اشتباه در فوات الوفیات و نیز در شذرات الذهب عملاً تصحیح شده است (نك : كتبی، ٢ / ٣٦٣-٣٦٧؛ ابن عماد، ٥ / ٢٦٥- ٢٦٨). نیز بر اثر تشابه اسمی وی با شیخ عبدالعظیم مصری (زنده در ١٣٠٩ق / ١٨٩٢م) كتاب الكواكب الدّریة فی نظم القواعد الدینیة وی را كه در زمان حیات خود او در قاهره به چاپ رسیده است، اشتباهاً به ابن ابی اصبع نسبت دادهاند (كحاله، ٥ / ٢٦٥؛ قس: بغدادی، ایضاح، ٢ / ٣٩١). حتی بعضی، به موجب همان تشابه اسمی با عبدالعظیم منذری، ابن ابیاصبح را «فقیه شافعی» دانستهاند و مقریزی، همانجا؛ شرف، مقدمّۀ بدیع، ٦٩، ٨٣)؛ در صورتی كه با توجّه به طرز تعبیر وی از خلفای راشدین (تحریر، ٢٣٨، ٤٠٢، ٤١٥) و پیشوایان مذاهب چهارگانۀ اهل سنت (همان، ٥١١، ٥٧٩) ملاحظه میشود كه ابن ابی اصبع خود را پیرو هیچ یك از این مذاهب معرفی نكرده است. چه بسا بتوان با ملاحظۀ تعبیر، ویژهاش از علی (ع) به عنوان «امام علی علیه السلام» (تحریر، ٤١٥، جم ) و نیز آوردن حدیث منزلت در تحریر (ص ٥٩٤، ٥٩٥) و عبارات بخصوصی كه از خطبۀ شقشقیه نقل كرده (همان، ٣٨٣) و مطلبی كه در باب تحویل عمامه و شمشیر پیغمبر اكرم (ص) به حضرت علی (ع) توسط ابوبكر صدّیق آورده، و انتقاد و تفسیر جانانهای كه راجع به دو بیت شعر سید حِمَیری (د ح ٢٢٥ق / ٨٤٠م) در مدح آن حضرت دارد (همان، ٤٧٣) و نیز با ملاحظۀ پرهیز وی از زمامداران ایوبی و ایادی حكومتی آنان كه برای از میان بردن آثار تشیع فاطمی در مصر سخت تعصّب داشتند، و همچنین گمنام ماندن خاندان و تبار وی در تاریخ روشن مصر آن زمان، وی را شیعی به حساب آورد.
براساس شرح حال مختصری كه بر یكی از نسخههای كتاب بدیع القرآن آمده است، بعضی احتمال دادهاند كه نسب ابنابیاصبع به شاعر معروف جاهلی، ذوالاصبع عدوانی برسد (شرف، مقدمۀ بدیع، ٦٧)، اما با توجه به اینكه خود وی شاعر نامبرده را فقط با عنوان معروف ذوالاصبع عدوانی یاد میكند (بدیع، ١٣٦) و اشارهای به نسبت داشتن با او ندارد، نمیتوان این احتمال را پذیرفت.
مآخذ
ابن ابی اصبع، عبدالعزیزبن عبدالواحد، بدیع القرآن، به كوشش حفنی محمد شرف، قاهره، ١٣٧٧ق / ١٩٥٥م؛
همو، تحریر التحبیر، به كوشش حفنی محمد شرف، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجة حموی، علی بن محمد، خزانة الادب، قاهره، ١٣٠٤ق؛
ابن صابونی، محمدبن علی، تكملة الاكمال، به كوشش مصطفی جواد، بغداد، ١٣٣٧ق / ١٩٥٧م؛
ابن عماد، عبدالحیّ، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابن معصوم، علی بن احمد، اَنوار الربیع فی انواع البدیع، حیدرآباد دكن، ١٣٠٤ق؛
بغدادی، عبدالقادربن عمر، خزانة الادب، بولاق، ١٢٩٩ق؛
بغدادی، اسماعیل بن محمدامین، ایضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، المشتبه، به كوشش علی محمد البجاوی، ١٩٦٢م؛
زركشی، محمدبن عبدالله، البرهان فی علوم القرآن، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٣٩١ق / ١٩٧٢م؛
زركلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ١٩٨٦م؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، مصر، ١٩٥٤م؛
سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
همو، حسن المحاضرة، قاهره، ١٢٩٩ق؛
شرف، حفنی محمد، مقدمه بر بدیع القرآن (نك : ابن ابی اصبع در همین مآخذ)؛
همو، مقدمه بر تحریر التحبیر (نك : ابن ابی اصبع در همین مآخذ)؛
عباس، احسان، حاشیه بر فوات الوفیات (نك : كتبی در همین مآخذ)؛
عباسی، عبدالرحیم بن عبدالرحمن، معاهد التنصیص، قاهره، دارالطباعة المصریة؛
قلقشندی، احمدبن علی، صبح الاعشی، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
كتبی، محمدبن شاکر، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٣م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلّفین، دمشق، ١٣٧٦-١٣٨١ق؛
مقریزی، احمدبن علی، السلوك، به كوشش محمد مصطفی زیادة، قاهره، ١٩٥٧م؛
نیز: Arberry.
محمدعلی لسانی فشارکی