دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩١ - ابجر
ابجر
نویسنده (ها) :
ایران ناز کاشیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبْجَر، ابوطالب عُبیداللـه (یا به قولی محمد) بن قاسم بن ضبیة (نویری، ٤ / ٢٩٧: مُنبِّه)، از مُغنّیان مشهور سدۀ ٢ ق / ٨ م. از زندگی او اطلاعات ناچیزی در دست است و اندک اطلاعات موجود را نیز فقط ابوالفرج اصفهانی آورده (٣ / ٣٤٤-٣٥٠) و روایات او را نویری نقل کرده است (٤ / ٢٩٧). به گفتۀ ابوالفرج وی از مَدَنیانی بود که در مکه، و یا به عکس از مکیانی بود که در مدینه پرورش یافت و مولای کِنانه و سپس بنیبکر و بنا به قولی بنیلیث بود و علاوه بر «ابجر» لقب «حَسْحاس» نیز داشت. وی در میان مکیان به ظرافت طبع و جوانمردی و آراستگی شهرت داشت. گویند جامه و اسب و مرکب او، هر کدام ١٠٠ دینار میارزید. وی صدایی خوش داشت به گونهای که هرگاه شروع به خواندن آواز میکرد، مردم برای شنیدن صدای او ازدحام میکردند. ابجر در آوازخوانی کسی را همتای خود نمیدانست و داستان نزاع وی با ابنعایشه (آوازخوان مدینه) گواه این مدّعاست (همو / ٣٤٤، ٣٤٥، ٣٤٨).
ابوالفرج اصفهانی در سبب راه یافتن وی به درگاه ولید بن یزید (خلافت: ١٢٥-١٢٦ ق / ٧٤٣-٧٤٤ م) میگوید: در یکی از شبهای ذیحجه، ابجر در بیرون مکه سپاهی بزرگ دید که به سوی مکه میآید، چون دانست که آن سپاه از آنِ ولید است، آوازی چنان خوش خواند که خلیفه را شیفته ساخت. فردای آن روز خلیفه آنچه را ابجر خواسته بود به سرای او فرستاد. پس از آن ابجر به خلیفه پیوست و همراه او یا پس از او به دمشق رفت و تا زمان مرگ ولید (١٢٦ ق / ٧٤٤ م) با وی بود و پس از آن به مصر کوچید و همانجا درگذشت.
مآخذ
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، بیروت، ١٣٨٢ ق؛
شوقی ضیف، الشعر والغناء فی المدینة و مکة لعصر بنیامیة، قاهره، صص ٢٠٣-٢٠٤؛
نویری، احمدبن عبدالوهاب، نهایة الأرب، قاهره، ١٣٦٢ ق.
ایرانناز کاشیان