دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧١١ - بوصیری
بوصیری
نویسنده (ها) :
حامد صدقی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بوصیری، ابوعبدالله شرفالدین محمد بن سعید بن حماد دَلاصی (٦٠٨-٦٩٤ یا ٦٩٥ق /١٢١١-١٢٩٥ یا ١٢٩٦م)، شاعر، فقیه، كاتب و حسابدار. نیاكان وی ظاهراً از قبیلۀ بزرگ صنهاجه بودند، اما خود او به بوصیر مصر كه زادگاه پدرش بوده، منسوب است. نسبت دلاصی را نیز از زادگاه مادرش دلاص گرفته است. با در هم آمیختن این دو نسبت گاه او را دلاصیری نیز خواندهاند (ابن شاكر، ٣ /٣٦٢).
وی در دلاص یا بَهشیم (منطقۀ بَهنَسا) زاده شد. گفتهاند: در آغاز به تصوف روی آورد و به ابوالعباس مرسی (د ٦٨٦ق / ١٢٨٧م)، خلیفۀ ابوالحسن شاذلی (د ٦٥٦ق /١٢٥٨م) پیوست، اما ظاهراً شیوۀ زندگی او میان مردم با تصوف واقعی همساز نبود (فروخ، ٣ /٦٧٣)؛ سپس گویا حدود ١٠سال در قدس و مدینه و پس از آن ١٣سال در مكه اقامت گزید و به تعلیم قرآن مشغول شد. حدود سال ٦٥٩ق به مصر بازگشت و در دستگاه دیوانی، در بلبیس شرقی به عنوان كاتب (مباشر) به كار پرداخت؛ اما پس از ٤سال بهتر آن دید كه خود مكتب خانهای برای تعلیم قرآن در بلبیس و سپس در قاهره تأسیس كند (همو، ٣ /٦٧٣-٦٧٤؛ GAL, S, I /٤٦٧).
بوصیری با شاعران بزرگی همعصر بود، از آن جملهاند: ابن نبیه (د ٦١٩ق)، ابن فارض (د ٦٣٢ق)، ابن مطروح (د ٦٤٩ق) و بهاء زهیر (د ٦٥٦ق) و جز آنان (مصطفى، ٣ /٢٦٧)؛ اما بیگمان او از ابوالعباس مرسی بیش از دیگران درس آموخت. چند تن از مشاهیر نیز در شمار شاگردان و راویان اخبار و قصاید او در مدح پیامبر(ص) بودهاند؛ مشهورترین آنها ایناناند: نحوشناس معروف ابوحیان غرناطی (د ٧٤٥ق)، ابوالفتح ابن سیدالناس یعمری (د ٧٣٤ق) و عزالدین ابن جماعه كه مدتی قاضی القضات مصر بود (همو، ٣ /٢٦٧- ٢٦٨).
بوصیری به سبب اشتغال به كار كتابت و تعلیم در دستگاه دولت، در نثر مهارت تمام یافته بود، چنانكه در تعلیقهایی كه بر قصیدۀ معروف خویش، المخرج و المردود علی النصارى و الیهود نگاشته، اسلوبی مرسَل و بیتكلف به كار برده، هر چند كه به قول فروخ (٣ /٦٧٤-٦٧٧)، از زیبایی هنری و نوآوری تهی است. اما در شعر، وی به خصوص با سرودن قصایدی در مدح حضرت پیامبر(ص) شهرت یافت.
شعر او را میتوان به دو بخش تقسیم كرد: ١. شعر اجتماعی كه بیشتر در مدح و هجا و شكایت از روزگار و خلاصه امور مربوط به زندگی روزمره است؛ ٢. اشعاری كه در مدح پیامبر (ص) سروده است (ركابی، ١٧٥). دربارۀ ارزش ادبی گروه نخست، عقاید متفاوت و حتى متضاد است. گروهی میپندارند كه بافت این اشعار ناهمگون است، در آنها سستی و استواری درهم آمیخته، از معانی برازنده تهی است، عباراتش عامیانه است (نک : مصطفى، ٣ /٢٦٩)، روح عامیگرایی و تعابیر مردمی روزمره سراسر آنها را پوشانده است، اسلوب آنها سخت ناهنجار است (ركابی، ١٧٨) و عموماً از اسلوب و كلمات شاعران دیگر حتى در استفاده از الفاظ نوخاسته و هجاهای گزنده تقلید كرده است (اسكندری، ٣١١). برخی دیگر به عكس، آن اشعار را سخت دل انگیز و خوش تركیب وصف كردهاند (ابن شاكر، ٣ /٣٦٤). حتى گفتهاند كه از شعر جزّار و ورّاق نیز برتر است (مقریزی، ٥ /٦٦٣، از قول ابن سیدالناس؛ سیوطی، ١ /٥٧٠) و هر كس نیك در شعر او بنگرد به مزایای آن پی خواهد برد (ابن عماد، ٥ /٤٣٢)، چه، الفاظی آراسته و قافیهای استوار دارد و از تكلف ناپسند به دور است (مصطفى، ٣ /٢٧٠).
برخی نیز در توجیه هرزهگوییهای او چنین اظهار نظر كردهاند كه وی از سرطبع و ذوق شاعرانه شعر میسروده است و بههمین سبب، در شعر او زشت و زیبا به هم آمیخته، و به آرایههای لفظی عنایت نشده است؛ و خلاصه قصاید او گاه بر حسب طبع شاعر سخت دراز شده است (مثلاً قصیدۀ او در مدح امیر ایدمر تركی به ٣١٠بیت، و همزیۀ او در مدح پیامبر(ص) به ٦٣٦بیت بالغ میگردد) (همو، ٣ /٢٧١، ٢٧٣).
دستۀ دوم اشعار او، قصایدی است كه درمدح پیامبر(ص) سروده است و عموماً آنها را اشعاری استوار پنداشتهاند. در این نوع اشعار شاعر از قدما بسیار تقلید كرده، و تعابیر و تصاویر زندگی بیابانی را عیناً تكرار كرده است؛ چنان كه اصرار بسیار بر آن دارد كه نامهای جغرافیایی را كه میان شاعران حجاز و نیز در مدایح پیامبر (ص) رایج است، تكرار كند و آگاهی خود را از زبان عربی و اسرار شعر سرایی سنتی به اثبات رساند (ركابی، ١٧٦- ١٧٨).
معروفترین قصیدۀ بوصیری همانا الكواكب الدریة فی مدح خیرالبریة است كه بیشتر به نام «بُرده» شهرت یافته، و در آن با قصیدۀ بردۀ كعب بن زهیر به معارضه برخاسته است (دربارۀ این نامگذاری، نسخههای خطی و شروح آن: نک : ه د، برده).
دیگر مدیحههای مشهور او عبارتاند: ١. القصیدة الهمزیة فی المدائح النبویة، یا اُمالقُرى فی مدح خیر الورى كه ١٨شرح،١١تخمیس و ٢ تشطیر دارد (GAL, I/٣١٣;
GAL, S, I/٤٧٠-٤٧١). ذخر المعاد علی وزن بانت سعاد، یا الكلمة الطیبة و الدیمة الصیبة فی مدح الرسول (ص). ٣. القصیدة الخمریة، كه ٣ شرح دارد و یكی از آنها را جامی با نام لوامع القصیدة الخمریة به فارسی نگاشته است (GAL, I/٣١٣-٣١٤;
GAL, S, I/٤٧١-٤٧٢). القصیدة المضریة فی الصلاة علی خیرالبریة، كه علاوه بر شرح عربی، یك ترجمه و شرح به تركی دارد و ٣بار نیز تخمیس شده است (GAL, I/٣١٤). ٥. التوسل بالقرآن، و آن دعایی است شامل نام همۀ سورههای قرآن كه به قصد نابودی ظالم خوانده میشود. ٦. یائیه، كه سیوطی (د ٩١١ق) و بورینی (د ١٠٢٤ق) آن را شرح كردهاند. ٧. لامیه، در مدح حضرت پیامبر(ص) كه در معارضه با بانت سعاد سروده شده است. ٨. لامیهای دیگر به نام المخرج و المردود علی النصارى و الیهود در رد عقاید مسیحیان و یهودیان. ٩. قصیدهای در مدح ابوالعباس مرسی و تسلیتگویی به مناسبت وفات شیخ وی ابوالحسن شاذلی (همانجا).
مآخذ
ابن شاكر، محمد، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٤م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، بیروت، ١٣٩٩ق /١٩٧٩م؛
اسكندری، احمد و مصطفى عنانی، الوسیط فی الادب العربی و تاریخه، قاهره، دارالمعارف؛
ركابی، جودت، الادب العربی، دمشق، ١٤٠٣ق /١٩٨٣م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ق /١٩٦٧م؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨١م؛
مصطفى، محمود، الادب العربی و تاریخه، قاهره، ١٣٥٦ق /١٩٣٧م؛
مقریزی، احمد، المقفی الكبیر، به كوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق /١٩٩١م؛
نیز:
GAL;
GAL, S.
حامد صدقی