دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٢ - ابوالحسن مغربی، محمد
ابوالحسن مغربی، محمد
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْحسنِ مَغْرِبی، محمد بن احمد بن محمد افریقی (د ح ٤٠٠ ق / ١٠١٠ م)، ادیب، شاعر و راوی متنبی، ملقب به مُتَیم (ثعالبی، ٢ / ٢٤، ٤ / ١٥٦؛ یاقوت، ٤ / ٢٤٤). از نسبت افریقی و مغربی وی، میتوان گمان برد كه از نواحی مغربی برخاسته است.
از گزارش ثعالبی در مییابیم كه او به طب و نجوم آشنایی داشته است (٤ / ١٥٧؛ نیز نك : یاقوت، ٤ / ٢٤٤-٢٤٥)، با این حال ثعالبی تصریح میكند كه وی از طریق سرودن شعر، روزگار میگذرانده (همانجا؛ نیز نك : قفطی، ٧) و ظاهراً ازهمینرو پیوسته به دنبال امیری سخاوتمند، شرق و غرب جهان اسلام را در مینوردیده است: در حلب به خدمت سیفالدولۀ حمدانی شتافت و در همانجا با متنبی دیدار كرد (یاقوت، ١٧ / ١٢٧؛ صفدی، ٢ / ٦٨؛ نیز نك : ثعالبی، ٢ / ٢٤، كه اشعاری از سیفالدوله را به روایت وی نقل كرده است)؛ پس از مدتی به دستگاه صاحب بن عباد پیوست و در اصفهان مقیم شد (یاقوت، ١٧ / ١٢٧- ١٢٨؛ صفدی، همانجا).
یاقوت اشعاری از وی كه در مجلس صاحب سروده شده، نقل كرده است (١٧ / ١٢٩-١٣١). همو (١٧ / ١٢٧- ١٢٨) اشاره میكند كه ابوالحسن با ابوالفرج اصفهانی دیدار كرده و به روایت از او پرداخته است و نیز میگوید كه در مصر، عراق، جبل، ماوراءالنهر و چاچ نام او را مشهور است (نیز نك : صفدی، همانجا). ازاینرو بعید نیست كه وی به همۀ شهرهایی كه یاقوت نام برده، به راستی سفر كرده باشد. ثعالبی در زمان نوح بن منصور سامانی وی را در بخارا دیده و اخبار و اشعاری از وی روایت كرده است (٤ / ١٥٧؛ قس: بلاشر، ٣٨١). یاقوت بر اثر مسامحه در ضبط خبر ثعالی، نام وی را به صورت احمد بن محمد ذكر كرده و همین اشتباه سبب شده كه اخبار او را در دو جای مختلف كتاب خود روایت كند (٤ / ٢٤٤-٢٤٦، ١٧ / ١٢٧–١٣٢).
ابوالحسن شاعری بدیههسرا بود و یاقوت او را از بزرگان شعر و ادب دانسته است (١٧ / ١٢٧-١٣١؛ نیز نك : صفدی، همانجا). ثعالبی دیوانی بزرگ به او نسبت داده (٤ / ١٥٦-١٥٧) و قفطی او را شاعری بسیار گوی خوانده است (همانجا). با این حال، آنچه امروزه از اشعار او بر جای مانده است، مجموعاً از ٥٣ بیت تجاوز نمیكند (نك : ثعالبی، ٤ / ١٥٧- ١٥٨؛ یاقوت، ١٧ / ١٢٨-١٣٢) كه غالباً آنها در غزل و وصف است. با آنكه برخی منابع او را شاعری دانستهاند كه با سرودن شعر كسب معاش میكرده، در میان اشعار بر جای مانده از وی، مدحی دیده نمیشود و حتی در ابیاتی از زراندوزی و مالدوستی حاكمان و بزرگان به سختی انتقاد كرده است ( نك : ثعالبی، ٤ / ١٥٧).
تاریخ وفات او به درستی روشن نیست، اما از آنجا كه ثعالبی وی را در روزگار نوح بن منصور (حك ٣٦٥-٣٨٧ ق) به هنگام پیری در بخارا دیده است (نك : بلاشر، همانجا)، به نظر میرسد كه وی قبل از آغاز سدۀ ٥ ق درگذشته باشد.
آثـار
علاوه بر دیوان (ثعالبی، ٤ / ١٥٦-١٥٧)، آثار دیگر وی كه امروز جز نامی از آنها بر جای نمانده، اینهاست: ١. الانتصار المُنبی عن فضائل المتنبی (همو، ٤ / ١٥٦؛ یاقوت، ١٧ / ١٢٨)؛ ٢. بقیة الانتصار المكثر للاختصار (همانجا؛ قس: بلاشر، ٣٨٤)؛ ٣. تحفة الكتاب در رسائل (یاقوت، همانجا)؛ ٤. تذكرة الندیم یا مذاكرة الندیم. یاقوت بخشی از متن این كتاب را در معجم الادباء نقل كرده است (١٧ / ١٢٩-١٣٢). ثعالبی نیز كتابی با عنوان اشعار الندماء به وی نسبت میدهد (همانجا) كه احتمالاً مراد همین اثر است (قس: یاقوت، ٤ / ٢٤٤)؛ ٥. الرسالة الممتعة (همو، ١٧ / ١٢٨)؛ ٦. النبیه المبنی عن رذائل المتنبی (همانجا؛ قس: بلاشر، همانجا). با توجه به این كه ابوالحسن از راویان شعر متنبی بوده و ٢ كتاب در ستایش وی نوشته، وجود این كتاب در بین آثار وی بسیار شگفت مینماید و به درستی روشن نیست كه آیا تآلیف آن در نتیجۀ تغییر عقیدۀ وی نسبت به متنبی بوده است و یا برای جلب نظر مخالفان متنبی از جمله صاحب بن عباد (قس: بلاشر، همانجا).
مآخذ
بلاشر، رژیس، ابوالطیب المتنبی، ترجمۀ ابراهیم كیلانی، بیروت، ١٩٨٥ م؛
ثعالبی، یتیمة الدهر، بیروت، دارالفكر؛
صفدی، خلیل بن ایبك، الوافی بالوفیات، به كوشش هلموت ربتر، بیروت، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
قفطی، علی بن یوسف، المحمدون من الشعراء و اشعارهم، به كوشش ریاض عبدالحمید مراد، ١٣٥٩ ق / ١٩٦١ م؛
یاقوت، ادبا.
مریم صادقی