دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨ - ابن بازیار، ابوعلی
ابن بازیار، ابوعلی
نویسنده (ها) :
مینا حفیظی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٧ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بازْيار، ابوعلی احمد بن نصر بن حسين بازيار (د ٣٥٢ ق/ ٩٦٣ م)، نديم و كاتب سيفالدولۀ حمدانی. لقب بازياری را از حرفۀ پدر يافت كه نزد مُعتصد عباسی، به پرورش مرغان شكاری اشتغال داشت (ابن نديم، ١٣١؛ ياقوت، ٥/ ٨٠؛ صفدی، ٨/ ٢١٤)، اما ظاهراً او خود بدين حرفه نپرداخت. ابننديم (همانجا) اجداد وی را خراسانی دانسته است (قس: ياقوت، همانجا). پدر وی كه ايرانی تبار و از «ناقلۀ» سامرا بود، به بارگاه مُعتضد راه يافت و از خادمان خاص وی شد (ابن نديم، ياقوت، صفدی، همانجاها). نه تنها محل تولد ابن بازيار دانسته نيست كه از زندگی وی نيز تا ٣٠٩ ق/ ٩٢١ م هيچ اطلاعی نداريم. در اين تاريخ است كه وی را به عنوان ناظر در جلسۀ شهادت بنت سمری دربارۀ حلاج میيابيم. قرطبی (ص ٨٨) و ابن مسكويه (١/ ٧٧) از قول ابن زنجی كه خود در اين جلسه حاضر بوده است، گفتهاند كه ابن بازيار از جانب يكی از بستگان خويش به نام ابن حواری، كه از دولتمردان آن عصر بود، در آنجا حضور يافته بود. حضور ابن بازيار در چنين جلسهای میتواند حاكی از آن باشد كه وی نيز چون خويشاوند خود، ابن حواری، در دستگاه خلافت دارای مقام و منزلتی بوده است. چنانكه در ٣١١ ق كه ابن حواری و همراهان وی از جمله ابن بازيار با نيرنگ ابن فرات گرفتار شدند و به وساطت ابن قرابه مقرر گرديد كه ابن حواری در قبال آزادی خويش وجهی بپردازد، ابن بازيار مأمور تهيۀ بخشی از آن وجه شد (همو، ١/ ٩٢-٩٣؛ صابی، ٤٦-٤٧). همچنين در ٣١٩ ق/ ٩٣١ م كه ابوعمر قاضی بمرد و مقرر شد كه فرزند وی ١٠٠ هزار دينار به دستگاه خلافت بپردازد، ابن بازيار همراه ابن قرابه و ابن شيرزاد برای دريافت اين وجه از فرزند ابوعمر قاضی گسيل شد (ابن مسكويه، ١/ ٢٩٩-٢٣٠). در ٣٣٠ ق/ ٩٤٢ م كه ابناحمد اسكافی قراريطی نخستين بار به مقام وزارت رسيد، ابن بازيار را در ديوان مغرب به كار گماشت (صولی، ٢٣٠)، ولی سپس ابن بازيار به شفاعت ابن مكرم، كاتب ناصرالدوله عهدهدار ديوان مشرق و «زمام بر» و «زمام مغرب» گرديد (ياقوت، ٥/ ٨١-٨٢؛ صفدی، ٨/ ٢١٤).
از ٣٣٠ ق به بعد خبری از حضور وی در بغداد نداريم، اما وی را در حلب و در مقام نديمی و همنشينی سيفالدوله میيابيم. روشن نيست كه ابن بازيار چگونه از بغداد به دربار سيفالدوله در حلب راه يافته است، ولی میدانيم كه دقيقاً در همين تاريخ (٣٣٠ ق) ابوالحسن علی از سوی خليفه در بغداد ملقب به سيفالدوله گرديده و سپس درگيرودار جنگ و گريز برادرش، ناصرالدوله با تركان در ٣٣١ ق رهسپار موصل شده و سرانجام در ٣٣٣ ق به امارت حلب رسيده است (نک : ه د، آلحمدان، ٦٩٠). از سوی ديگر میدانيم كه ابن بازيار نيز در ٣٣٠ ق در بغداد عهدهدار ديوان مغرب بوده است (صولی، ٢٣٠). ازاينرو میتوان احتمال داد كه ابن بازيار با سيفالدوله در بغداد آشنا شده است.
چنانكه میدانيم دربار سيفالدوله كه خود از ذوق ادبی بیبهره نبود، محفل شعرا و دانشمندانی چون ابونصر فارابی، ابوالفرج اصفهانی، ابن نُباته، ابوفراس و متنبی بوده است؛ اما در هيچ يك از منابع اشارهای به حضور ابن بازيار به عنوان نديم سيفالدوله در اين محافل و يا ارتباط وی با شعرا و دانشمندان نشده است. تنها چيزی كه در اين باب میدانيم اين است كه ابوالعباس صفری يكی از شعرای دربار سيفالدوله، ابياتی از محبس برای ابن بازيار فرستاده و در آن از وی تقاضای ياری كرده است (ياقوت، ٥/ ٨٢).
ماسينيون به استناد صولی (ص ٢٣٠) مطالبی دربارۀ همكاری ابن بازيار با اوارجی (كاتب محمد بن علی بن مقاتل) در ديوان خراج میآورد (I/ ٤٩٤) كه در منبع مذكور ديده نشد. همچنين وی به سفر ابن بازيار به قاهره اشاره كرده، اما مأخذی برای آن نياورده است.
به ابن بازيار دو كتاب تهذيب البلاغة و اللسان را نسبت دادهاند (ابن نديم، ١٣١؛ ياقوت، ٥/ ٨٠؛ صفدی، ٨/ ٢١٤) كه اكنون هيچ كدام در دست نيست.
مآخذ
ابن مسكويه، احمد بن محمد، تجارب الامم، به كوشش آمد روز، قاهره، ١٣٣٢ ق/ ١٩١٤ م؛
ابن نديم، الفهرست؛
صابی، هلال بن محسن، الوزراء، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٩٥٨ م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش محمد يوسف نجم، بيروت، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
صولی، محمد بن یحیی، اخبار الراضی، به كوشش هيورث ـ دن، لندن، ١٩٤٥ م؛
قرطبی، عريب بن سعد، صلة تاريخ الطبری، لندن، ١٨٩٧ م؛
ياقوت، ادباء؛
نيز:
EI٢;
Massignon, Louis, La passian de Husayn Ibn Mansûr Hallâj, Paris, ١٩٧٥.
مينا حفيظی